شخصیتبازینعمتالهی💕
بود... خواستم مطمئن شم... _ عموی امیرحسین
چون فکر نمیکردم پیام بدی...
_ عموی امیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
لازمه بگم اگه اون پارتو نزارید خودم میرم بیمارستان...🚶🏻♀ انتخاب با خودتونه _ عموی امیرحسین
خب نگفتید... کدوم!؟ منتظرم...
_ عموی امیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
جونتو قسم نخور گفتم که مشکلی ندارم با کاری که کرد... اتفاقا خوب هم هست... هیجان کن شده بود... _ عموی
نمیخورم به شرطی که شماهم کوتاه بیای
هیجانم یجور دیگه میبریم بالا
#امیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
نمیخورم به شرطی که شماهم کوتاه بیای هیجانم یجور دیگه میبریم بالا #امیرحسین
نمیام...🚶🏻♀️
_ عموی امیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
در اتاقم نیمه باز بود همینجور دور خودم داشتم میچرخیدم که در اتاق باز شد با دیدن کسی که پشت در بود
ـــ چی شده کوچولو؟دلت بازی میخواد ؟
از آغوشم اومد بیرون موهای بلندش تو دست و پاش بود بهش گفتم دوست داری موهات رو گیس کنم ؟
با ذوق سر تکان داد
بلد نبودم چند بار تلاش کردم تا تونستم و انجامش دادم تا بالاخره موهاشو گیس کردم برای بستن موهاش کش مو نداشتم از توی یکی از کشو های اتاقم روبان پیدا کردم و پایین موهاش رو بستم با ذوق دوید سمت درد لبخندی زدم و دنبالش رفتم
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
نمیام...🚶🏻♀️ _ عموی امیرحسین
لطفا..خواهش میکنم
قبلا رومو زمین نمینداختی
#امیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
لازمه بگم اگه اون پارتو نزارید خودم میرم بیمارستان...🚶🏻♀ انتخاب با خودتونه _ عموی امیرحسین
فقط کافیه یکی از این دوتا رو بزارید تا از همه جا لف بدم
شخصیتبازینعمتالهی💕
لطفا..خواهش میکنم قبلا رومو زمین نمینداختی #امیرحسین
نمیخام زمین بندازم ولی این یه مورد خیر... نگو که روتو زمین نندازم
_ عموی امیرحسین