شخصیتبازینعمتالهی💕
به احسان نگاه کردم لبخند زدم ولی اینبار از همه ی وجودم بود #رسول
ـــ ببخشید اگر در مورد دیروز بهت حرفی نزدم
قرار نبود امیر و بابا هم بفهمن ، قرار نبود اینجوری بشه
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
به احسان نگاه کردم لبخند زدم ولی اینبار از همه ی وجودم بود #رسول
مزاحمت نمیشم داداش
خسته ای
چشمات غرق خوابه
تو برو منم ماشین میگیرم ، میرم
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
مزاحمت نمیشم داداش خسته ای چشمات غرق خوابه تو برو منم ماشین میگیرم ، میرم #احسان
نبابا میام خونه امیر و بابا رو ندیدم هنوز چیزی نیست عادت دارم
#رسول
شخصیتبازینعمتالهی💕
نبابا میام خونه امیر و بابا رو ندیدم هنوز چیزی نیست عادت دارم #رسول
این چشمها
گناه دارن رسول ، تا همینجا هم شرمنده ام که کشوندمت اینجا
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
گفتم که مهم نیس #رسول
اگر
هنوزم ازم ناراحت باشی
حق داری
اما همش بخاطر خودت بود
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
این چشمها گناه دارن رسول ، تا همینجا هم شرمنده ام که کشوندمت اینجا #احسان
نبابا شرمنده چیه این چه حرفیه میام ببینم امیر چش بود
این چشما ام عادت دارن
#رسول