بعدم رفتم به سمت بسته ی قرص و یکی دیگه خوردم که باز صداش در اومد
#رسول
شخصیتبازینعمتالهی💕
امیر واقعا سرم درد میکنه کاری به کارم نداشته باش بزار دو دقیقه ببینم میتونم بخوابم #رسول
باشه تو بیا بخواب منم کاری به کارت ندارم
#امیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
بعدم رفتم به سمت بسته ی قرص و یکی دیگه خوردم که باز صداش در اومد #رسول
رسولللل
این همه قرص میخوری ضرر دارههههه
#امیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
چیکار کنم امیر سرم درد میکنه نمیتونم بخوابم #رسول
بیا پیشونیتو ماساژ میدم تو بخواب ولی دیگه نزدیک اون قرصا نرو
#امیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
بیا پیشونیتو ماساژ میدم تو بخواب ولی دیگه نزدیک اون قرصا نرو #امیرحسین
نه دیگه آخریش بود نمیخورم
دستت درد نکنه
#رسول
دستای امیر رو صورتم تکون میخورد که چشمام گرم شد و چیزی نفهمیدم....
#رسول
شخصیتبازینعمتالهی💕
دستای امیر رو صورتم تکون میخورد که چشمام گرم شد و چیزی نفهمیدم.... #رسول
رسول خوابش برد...
منم دیگه رفتم که بخوابم..
#امیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
بدللل🫂🫂 #طنین
بغلش کردم.. بوسه ای روی سرش زدم و نوازش وار دستی به موهای طلایی اش کشیدم
چقدر مظلوم بود این بچه...! چقدر بهش سخت گذشته... چقدر این مدت بهش وابسته شده بودم... یاد زمانی میفتم که امیرحسین بچه بود... میومد پیشم... همینجوری مظلوم نگاه میکرد تا باهاش بازی کنم... چقدر زود گذشت
#مهدی