شخصیتبازینعمتالهی💕
رفتم براشون شربت ببرم شربت بردم،درو باز کردم که دیدم چاقو گذاشته زیر گلوی طنین ترسیدم اما روحیه مو ح
وقتی چشام رو باز کردم تو یه جای تاریک بودم شونم خیلی درد میکرد
شروع مردم به دادو بیداد کردن که یهو در باز شد که خفه شدم کلا
#(جاسوس
شخصیتبازینعمتالهی💕
خوبم چیزی نیس مسکن داری #رسول
چرت نگو
ماشینت کجاست؟
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
چرت نگو ماشینت کجاست؟ #احسان
سایته نیاوردم
مسکن احسان
#رسول
برای اولین ماشینی که ایستاد دست دراز کردم دست رسول رو کشیدم و وادارش کردم سوار بشه
ـــ مسکن هم بهت میدم.
از راننده خواستم اولین درمانگاه توقف کنه .
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
برای اولین ماشینی که ایستاد دست دراز کردم دست رسول رو کشیدم و وادارش کردم سوار بشه ـــ مسکن هم بهت
احسان من حوصله ی دکتر و سرم و اینا ندارما نمیام
#رسول
شخصیتبازینعمتالهی💕
مگه با ماشین خودت نرفتی ؟
نه
چون عجله داشتم
اگر نمیگی خطرناکه با موتور رفتم
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
مگه با ماشین خودت نرفتی ؟
آره ولی خب سایته
#رسول
شخصیتبازینعمتالهی💕
احسان من حوصله ی دکتر و سرم و اینا ندارما نمیام #رسول
چند ثانیه ای توی چشماش خیره شدم و گفتم: اونوقت به من میگی خودمو یادم رفته ؟
نمیذارم قصاص قبل از جنایت کنی رسول، چیزی ثابت نشده
نمیذارم خودتو بکشی
#احسان