شخصیتبازینعمتالهی💕
در رو باز کردم و داخل رفتم... با اخم بهش خیره شده بودم... صدام بیشتر از همیشه جدی و خشمگین بود... _
من به این خانواده مدیون بودم نمیدونم چرا قبول کردم چنین کاری کنم وقتی آقا مهدی گفتن خیلی سرو صدا میکنی ترسیدم
مگه اینا کارمند نبودن چطور پلیسن ؟
آروم گفتم شما پلیسین؟
#جاسوسبدبخت
شخصیتبازینعمتالهی💕
میگم ولش کن سعید بعدا برات توضیح میدم خب؟ فقط الان ولش کن #فرشیدد
فرشید تو قول داده بودیا؛ جون من چیزی نگو
#محمدجواد
شخصیتبازینعمتالهی💕
از دست تو باشه یه ایندفعه چیزی نمیگم اما بعدش باید توضیح بدی توضیحت قانعم نکرد همونجا دیگه نه من نه
خب حالا تو هم آرامشتو حفظ کن😶🌫
#محمدجواد
شخصیتبازینعمتالهی💕
من به این خانواده مدیون بودم نمیدونم چرا قبول کردم چنین کاری کنم وقتی آقا مهدی گفتن خیلی سرو صدا میک
نه تو پلیسی...😑
(تکیه به صندلی دادم..)
یعنی میخوای بگی نمیدونی اومدی خونه کی!؟
(صدام بلند شد...)
نمیدونی و اومدی چاقو گذاشتی زیر گلوی دخترم!؟
(لرزش و ترس رو به وضوح توش حس میکردم... اما من سر طنین با هیچ بنی بشری شوخی نداشتم... پا روی خط قرمزم گذاشته بود...)
#مهدی
آرومتر شده بود بخاطر تاثیر مسکن کمی هم گیج بود از دکتر تشکر کردم و گفتم: بریم.
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
آرومتر شده بود بخاطر تاثیر مسکن کمی هم گیج بود از دکتر تشکر کردم و گفتم: بریم. #احسان
یادم نمیره که زوری انجام دادین
#رسول
شخصیتبازینعمتالهی💕
نه تو پلیسی...😑 (تکیه به صندلی دادم..) یعنی میخوای بگی نمیدونی اومدی خونه کی!؟ (صدام بلند شد...) نمی
من ...
منو ببخشین
دخ دختررررر
شما از ازدوا ازدواج کردینن؟
#جاسوسبدبخت
شخصیتبازینعمتالهی💕
یادم نمیره که زوری انجام دادین #رسول
منم یادم نمیره که نه قسم من برات مهم بود
نه جون خودت
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
من ... منو ببخشین دخ دختررررر شما از ازدوا ازدواج کردینن؟ #جاسوسبدبخت
دیگه داشت کلافه ام میکرد...
_ یعنی میخوای بگی نمیدونی... باشه... باشه... از بهزیستی برا چی اومده بودی!؟😑
اون مدارک رو چه جوری جعل کرده بودی... (فریاد کشیدم) کی بهت دستور داده بود!؟؟؟؟
#مهدی