شخصیتبازینعمتالهی💕
نمیدونم سعید، نمیدونم... (اتفاقا خوب میدونستم؛ نشستم و سرمو گرفتم) یبا صدایی آرومتر: حالم داره به هم
از دست این فرشید خیلی عجیب غریب شده #سعید
شخصیتبازینعمتالهی💕
چشم #فرشیدد
ممنون داداش✨
(خیلی رسمی باهام حرف میزد و این خیلی اذیتم میکرد)
#محمدجواد
شخصیتبازینعمتالهی💕
چند ساعت بعد رفتم سمت میز محمدجواد گفتم کاری با من داشتین #فرشیدد
فرشید انقدر رسمی حرف نزن..
میتونی امشب بعد اینکه کارمون تموم شد بیای بریم بیرون حرف بزنیم؟!
#محمدجواد
شخصیتبازینعمتالهی💕
چشم بله #فرشیدد
دوباره رسمی حرف زد🤦🏻🙃😞
#محمدجواد
شخصیتبازینعمتالهی💕
#عبدی با تلفن دفتر زنگ زدم به محمد جواد....
گوشیم زنگ خورد..
جواب دادم:...
#محمدجواد
شخصیتبازینعمتالهی💕
گوشیم زنگ خورد.. جواب دادم:... #محمدجواد
الو محمدجواد
من دارم میرم خونه دیگه کم کم داییت میرسه تو نمیای ؟
#عبدی