شخصیتبازینعمتالهی💕
مییدونم حق با توعه اما من نمیتونم مثل قبل باهات باشم #فرشیدد
فرشید توروخدا نه..
میدونستم نباید بفهمید، میدونستم...
#محمدجواد
شخصیتبازینعمتالهی💕
(بوققققق) فرشید #محسن
بله
(با صدای عصبی)
#فرشیدد
شخصیتبازینعمتالهی💕
نه دستت درد نکنه کاری میتونم بکنم برات ؟ خیلی غمگینی چشمات دیگه نمیخندن #احسان
قربونت
ولی یه چایی برادرانه که میتونیم بین کار بخوریم؟البته اگه مزاحم نیستم
نه..کاری نمیشه کرد،نمیدونم...
مهم... هست اما..
بگذریم بذار برم چایی با همون کیک های عمه پز بیارم
#امیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
بله (با صدای عصبی) #فرشیدد
علیک سلام
فکر کنم بد موقع زنگ زدم
#محسن
شخصیتبازینعمتالهی💕
علیک سلام فکر کنم بد موقع زنگ زدم #محسن
س سلام اقا ببخشید نه بابا این چه حرفیه ببخشید آقا کاری داشتین؟
#فرشیدد
شخصیتبازینعمتالهی💕
چرا پدر و پسرو به هم ربط میدیی؟! از بابام کینه به دل داری چرا به من ربطش میدی؟؟ چرا رفاقتمونو خراب م
چون تو هم شبیه پدرتییییی
اینو که گفتم اومد سمتم با حرص...
#فرشیدد
شخصیتبازینعمتالهی💕
قربونت ولی یه چایی برادرانه که میتونیم بین کار بخوریم؟البته اگه مزاحم نیستم نه..کاری نمیشه کرد،نمیدو
لبخند زدم و منتظر شدم برگرده
نگاهش داشت آزارم میداد یه چیزی شده بود که من نمیدونستم
چیزی که هیچکس نمیخواست بهم بگه
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
لبخند زدم و منتظر شدم برگرده نگاهش داشت آزارم میداد یه چیزی شده بود که من نمیدونستم چیزی که هیچکس
خب.. بفرمایید آقا احسان
بزن که سرد میشه
#امیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
خب.. بفرمایید آقا احسان بزن که سرد میشه #امیرحسین
سینی رو از دستش گرفتم و گذاشتم روی میز
چای رو داغ داغ سر کشیدم
یه برش کیک برداشتم
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
آروممم داداش نسوختی؟ #امیرحسین
گلوم داشت آتیش میگرفت ولی توجهی نکردم
با صدایی خش دار گفتم : خوبم
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
آروممم داداش نسوختی؟ #امیرحسین
چی شده امیر؟
ممکنه کار زیادی ازم بر نیاد
ولی میتونیم با هم حرف بزنیم
#احسان