شخصیتبازینعمتالهی💕
لبخند زدم و منتظر شدم برگرده نگاهش داشت آزارم میداد یه چیزی شده بود که من نمیدونستم چیزی که هیچکس
خب.. بفرمایید آقا احسان
بزن که سرد میشه
#امیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
خب.. بفرمایید آقا احسان بزن که سرد میشه #امیرحسین
سینی رو از دستش گرفتم و گذاشتم روی میز
چای رو داغ داغ سر کشیدم
یه برش کیک برداشتم
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
آروممم داداش نسوختی؟ #امیرحسین
گلوم داشت آتیش میگرفت ولی توجهی نکردم
با صدایی خش دار گفتم : خوبم
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
آروممم داداش نسوختی؟ #امیرحسین
چی شده امیر؟
ممکنه کار زیادی ازم بر نیاد
ولی میتونیم با هم حرف بزنیم
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
چون تو هم شبیه پدرتییییی اینو که گفتم اومد سمتم با حرص... #فرشیدد
از حرفش اعصابم خورد شد..
من هیچوقت مثل بابا این رفتارارو نداشتم، کاملا برعکس بابا بودم؛ و حتی این حرفی که فرشید داشت میزد یعنی داشت میگفت تحقیرش کردم.. یعنی خجالت زدهاش کردم...
ولی من یادم نمیاد خواسته باشم رفاقتمونو خراب کنم یا اینکه مایع عذاب و خجالت دوستام باشم..
دیگه کنترلم دست خودم نبود چشمامو بستم و باز کردم که دیدم فرشید دستشو گرفته رو صورتش...
باورم نمیشد.. واقعا زدمش؟! رو رفیقم دست بلند کردم؟!
#محمدجواد
شخصیتبازینعمتالهی💕
چی شده امیر؟ ممکنه کار زیادی ازم بر نیاد ولی میتونیم با هم حرف بزنیم #احسان
هیچی..
نمیدونم شاید انقد ناراحتم که نمیخوام کسی بفهمه
نمیدونم داداش.. نمیدونم..هیچی نمیدونم
فقط طاقت اینو ندارم عمو بام سرسنگین باشه
#امیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
از حرفش اعصابم خورد شد.. من هیچوقت مثل بابا این رفتارارو نداشتم، کاملا برعکس بابا بودم؛ و حتی این حر
نه بابا تو نزدی توپه بچه ها خورد تو صورتم رو به محمد جواد گفتم
دیدی شبیه آقای عبدی هستی
وقتی عصبی میشی رگ گردنت میزنه بیرون خ
دستت درد نکنه محمد جواد
#فرشیدد
شخصیتبازینعمتالهی💕
از حرفش اعصابم خورد شد.. من هیچوقت مثل بابا این رفتارارو نداشتم، کاملا برعکس بابا بودم؛ و حتی این حر
یقه محمدجواد رو گرفتم گفتم زدی باید بخوری مشتم رو بالا آوردم که منصرف شدم
#فرشیدد
شخصیتبازینعمتالهی💕
نه بابا تو نزدی توپه بچه ها خورد تو صورتم رو به محمد جواد گفتم دیدی شبیه آقای عبدی هستی وقتی عصبی
زبونم بند اومده بود: فففرششید مممن...
دیگه نتونستم هیچی بگم، بغض هم هی فشار میاورد...
حالم بیشتر از همیشه بد شده بود..
#محمدجواد