حالم خیلی بد بود از خودم بیزار بودم میخواستم خودمو بکشم نگران عمو مهدی و امیر و طنین بودم
نفسم گرفت نمیتونستم نفس بکشم با صدای کمی بلند گفتم کمک نمیتونم نفس بکشم که زود یکی در رو باز کرد و منم بی هوش شدم
#شهاب
شخصیتبازینعمتالهی💕
با من میتونید شوخی کنید ولی با داداشم خیر🚶♀️
خب کجایین بیام کتک بزنید 😂
شخصیتبازینعمتالهی💕
اما محمدجواد انگار ناراحت شد بدون حرف بهم نگاه کرد و رفت #فرشیدد
(یک ساعت بعد)
پشت میزم در حال کار بودم که یهو دیدم فرشید صدام کرد و گفت:..
#محمدجواد
شخصیتبازینعمتالهی💕
خب کجایین بیام کتک بزنید 😂
خودم میام نیاز نیست زحمت بکشی
شخصیتبازینعمتالهی💕
خودم میام نیاز نیست زحمت بکشی
باشه
......
سلام خب چی بگم بزن
بعد سرم رو پایین انداختم
شخصیتبازینعمتالهی💕
باشه ...... سلام خب چی بگم بزن بعد سرم رو پایین انداختم
حالا اینسری گناه داری دفعه بعد حتما اینکارو میکنم🚶♀️
شخصیتبازینعمتالهی💕
حالا اینسری گناه داری دفعه بعد حتما اینکارو میکنم🚶♀️
یه طوری میگی انگار کیی
ممنون
شخصیتبازینعمتالهی💕
(یک ساعت بعد) پشت میزم در حال کار بودم که یهو دیدم فرشید صدام کرد و گفت:.. #محمدجواد
محمدجواد از دستم ناراحتی
بعدم چایی رو گذاشتم رو میزش و منتظر موندم حرف بزنه #فرشیدد
شخصیتبازینعمتالهی💕
یه طوری میگی انگار کیی ممنون
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
شخصیتبازینعمتالهی💕
نه داداش برای چی؟! ممنونم✨ #محمدجواد
بخاطر حرف صبح هوم
ازم ناراحتی؟
راستش رو بگو
ناراحتی
نوشجون
#فرشیدد