شخصیتبازینعمتالهی💕
داد زدم گفتم: فرشیددد دروغ نگوو کار محمدجواده نههه؟! دعوا کردین باهم نمیخواین بگین؟ فکر کردین من
با داد آقای عبدی ترسیدم سرم رو بیشتر پایین انداختم و گفتم ببخشید
بله کار جواده
ببخشید
#فرشیدد
شخصیتبازینعمتالهی💕
با داد آقای عبدی ترسیدم سرم رو بیشتر پایین انداختم و گفتم ببخشید بله کار جواده ببخشید #فرشیدد
صدام و آوردم پایینو گفتم:
وای خدایا من چیکار کنم از دست این پسر..
رو به فرشید کردمو گفتم:
درد که نمیکنه نه؟! خوبی؟
#عبدی
شخصیتبازینعمتالهی💕
نه بله خوبم #فرشیدد
خوبه
فرشید سرِ چی دعوا کردین؟!
سکوت کرد...
گفتم: یا بگو سر چی دعوا کردین یا توبیخ..
کدمو انتخاب میکنی؟!
#عبدی
شخصیتبازینعمتالهی💕
سلام آقا رسول #احسان
سکوتش کلافه ام میکرد
- صدامو میشنوی؟
بازم جواب نداد :
همراه امیر بیا خونه ، خونه وقت داری هر چقدر خواستی باهام دعوا کنی
تماس قطع شد
بدون هیچ حرفی عادت کرده بودم به این رفتاراش
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
خوبه فرشید سرِ چی دعوا کردین؟! سکوت کرد... گفتم: یا بگو سر چی دعوا کردین یا توبیخ.. کدمو انتخاب م
آقا یه اینبار رو گذشت کنین اصلا تقصیر من بوده من زیاده روی کردم حقم بود یه اینبار رو بگذرین #فرشیدد
خیلی خب..
فعلا برو محمدجوادو صدا کن با هم بیاید اتاقم کاری هم به این کارا نداشته باش...
#عبدی
زود از اتاق آقای عبدی اومدم بیرون دیدم بدون لکنتی حرف زدم تعحب کرده بودم ولی زود رفتم سمت محمد جواد گفتم داداش پاشو بیا بریم اتاق آقای عبدی #فرشیدد
شخصیتبازینعمتالهی💕
زود از اتاق آقای عبدی اومدم بیرون دیدم بدون لکنتی حرف زدم تعحب کرده بودم ولی زود رفتم سمت محمد جواد
داشتم کار میکردم که یهو دیدم فرشید با عجله اومد سمتم و گفت بریم پیش آقای عبدی؛ بهش گفتم:...
چرا انقدر عجله داری چیشده؟!!
#محمدجواد