شخصیتبازینعمتالهی💕
بله؟ #امیرحسین
آروم مشتشو باز کردم
اینقدر ناخنش رو کف دستش فشار داده بود که مطمئن بودم دستش بی حس شده
ـــ چیزی نیست امیر
#احسان
کم کم حالم اومد سرجاش
پاشدم نشستم باید با امیر حرف میزدم هنوزم بغضم میکوبید به گلوم سردردم بدتر از بغضم قوز بالا قوز بود
ممنون امیر(بابت گوشی)
ح...حرف بزنیم؟
هنوز صدام میلرزید ولی اهمیتی نداشت
#رسول
شخصیتبازینعمتالهی💕
فقط..خوبی؟ #امیرحسین
میخوای بذاری بعدا؟
#امیرحسین
بطری آب رو گذاشتم رو میز برای هر کدوم یه لیوان آب ریختم
ـــ یه لیوان آب بخورید آروم بشید .
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
نمیخوام.. بده رسول #امیرحسین
لج نکن امیر
رسول هم میخوره
اینو بخور
#احسان