شخصیتبازینعمتالهی💕
میشنیدم صدام میکنه ها ولی نمی تونستم جوابش رو بدم بی حال تر از این حرفها بودم بدنم خالی کرده بود
احسان؟چرا تو هی داری یخ میشی؟
یه دقیقه نخواب..خودتو بیدار نگه دار
#امیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
این الان یعنی دیگه حرف نزنم برم بخوابم!؟😕 آشتی نمیکنی!؟ نمیبخشیم!؟ #مهدی
نخیر من کی همچین حرفی زدم..
میترسم بگم بخشیدم پسفردا باز یه چیزی بشه غریبه حسابم کنی
#محسن
شخصیتبازینعمتالهی💕
احسان؟چرا تو هی داری یخ میشی؟ یه دقیقه نخواب..خودتو بیدار نگه دار #امیرحسین
زنگ زدم به دکترش،اومد و براش سرم وصل کرد
گفت کم کم اون سمه داره خارج میشه ولی هنوز اثراتش هست
#امیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
زنگ زدم به دکترش،اومد و براش سرم وصل کرد گفت کم کم اون سمه داره خارج میشه ولی هنوز اثراتش هست #امیرح
بعد که دکتر رفت،سرشو گذاشتم رو پاهام و با موهاش ور رفتم
#امیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
نخیر من کی همچین حرفی زدم.. میترسم بگم بخشیدم پسفردا باز یه چیزی بشه غریبه حسابم کنی #محسن
عه داداش... خب ببخشید... دیگه چیزی رو پنهون نمیکنم ازت...🥺💔
غریبه چیه!؟ نگو انیجوری محسن... شما تاج سری...🥺
#مهدی
شخصیتبازینعمتالهی💕
عه داداش... خب ببخشید... دیگه چیزی رو پنهون نمیکنم ازت...🥺💔 غریبه چیه!؟ نگو انیجوری محسن... شما تاج
خیلی خب آقا مهدی آشتی
برو بخواب برادر من چشمات قرمز شده
#محسن
از ظهر که اومدم بالا تونستم یکم بخوابم و سردردم بهتر بشه لپتاپمم بالا بود و خداروشکر سر امیر گرم !
یکمم کارامو دسته بندی کردم و رفتم پایین که دیدم بابا و عمو دارن باهم بحث میکنن و عمو هم حال خوبی نداره دخالت نکردم و فقط گفتم
سلام ، راحت باشید من میرم اتاق
#رسول
شخصیتبازینعمتالهی💕
از ظهر که اومدم بالا تونستم یکم بخوابم و سردردم بهتر بشه لپتاپمم بالا بود و خداروشکر سر امیر گرم ! ی
حواسم به احسان بود که رسول اومد تو اتاق
عه سلام.. بهتری؟
#امیرحسین