شخصیتبازینعمتالهی💕
دلم برای بغل های امیر تنگ شده بود. ـــــ ولی دلم تنگ شده بود #احسان
براچی؟بغل؟
(خواستم برم تو شوخی)اصلا از این به بعد هرروز این داداش کوچولو مو بغل میکنم خوبه؟😀
#امیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
براچی؟بغل؟ (خواستم برم تو شوخی)اصلا از این به بعد هرروز این داداش کوچولو مو بغل میکنم خوبه؟😀 #امیرحس
سر تکون دادم نه برای حس این لحظه
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
سر تکون دادم نه برای حس این لحظه #احسان
هرروز تجربش کنیم؟😉
#امیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
هرروز تجربش کنیم؟😉 #امیرحسین
غمگین گفتم:
متاسفانه هر روز تکرار نمیشه
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
غمگین گفتم: متاسفانه هر روز تکرار نمیشه #احسان
ببینمت احسان..
براچی؟چرا هرروز تکرار نشه؟
#امیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_38kjdzu&btn=احسان:) #احسان
اگه ناشناس احسانم پر باشه خبر خوب دارم براتون...👀👈🏻👉🏻
_ عموی احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
اگه ناشناس احسانم پر باشه خبر خوب دارم براتون...👀👈🏻👉🏻 _ عموی احسان
خب پسسس
احسان جونم اومدم😁
#رفیقحامد
شخصیتبازینعمتالهی💕
ببینمت احسان.. براچی؟چرا هرروز تکرار نشه؟ #امیرحسین
— هیچی نگو امیر. هیچی. اگر برای من، برای این داداشِ دربوداغونت ذرهای ارزش قائلی، همینجا این بحثو تمومش کن. بریم خونه. فردا… فردا باید برم اداره، برای پرونده رسول . الان وقتِ فکر کردن به من نیست.
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
به داداش بزرگه اساماس دادم که بیاد.. (چون تک فرزنده از بچگی به رفیقش میگفته داداش بزرگه) وقتی رسید
همه حرفاشو شنیدم ....
دیدم خیلی پره از خودم بدم اومد گه چرا اینقدر خودمو ازش دور کردم .....
دستمو گذاشتم رو شونش برگشت نگام کرد آروم کنارش نشستم و بغلش کردم
که گفت... #عبدی
شخصیتبازینعمتالهی💕
اگه ناشناس احسانم پر باشه خبر خوب دارم براتون...👀👈🏻👉🏻 _ عموی احسان
دیدید پیاممو دیگه!؟👩🏻🦯
_ عموی احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
همه حرفاشو شنیدم .... دیدم خیلی پره از خودم بدم اومد گه چرا اینقدر خودمو ازش دور کردم ..... دستمو گذ
بابا بغلم کرد...
منم آروم خودمو فشار دادم تو بغلش و گفتم: سلام بابا کی اومدی!؟
#محمدجواد
شخصیتبازینعمتالهی💕
بابا بغلم کرد... منم آروم خودمو فشار دادم تو بغلش و گفتم: سلام بابا کی اومدی!؟ #محمدجواد
سلام پسرم الان رسیدم
گریه نکن دیگه مامان خانوم ناراحت میشه هااا امروز تولدشه شاد باش دیگه #عبدی