شخصیتبازینعمتالهی💕
اومدم جواب بابا رو بدم که دیدم خودش اومد... لحنمو دوباره حالت شوخی کردم و گفتم: به به سلاامم شوما خ
با دیدن چشمای قرمزش دلم گرفت ...
ولی یا شنیدن صدای که سعی داشت شوخی کنه همراهیش کردم تا شاید یکم حال و هواش عوض بشه ....
ــ به خوبی شما داداش کوچیکه ..
نچ نچ نچ میخوام شماره منشیتون رو بفرمایین وقت بگیریم ....
#رفیقمحمدجواد
شخصیتبازینعمتالهی💕
#ناشناس باعث دعوای امیر و عمو تویی نمیشه از اون خونه بری ؟ 🪄 امیدوارم عمو این فکر رو نکنه
معلومه که این فکرو نمیکنم احسانممممم
_ عموی احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
لبخند کمرنگی زدم سلام خوبی ...... نشستیم محمدجواد و با داداش بزرگش خیلی گرم گرفته بود دلم نخواست خلو
داشتیم باهم حرف میزدیم یهو دیدیم بابا نیست...
هرچی گشتیم هم پیداش نکردیم؛ انقدر مشغول حرف زدن بودیم که نفهمیدیم...
چون رفت ناراحت شدم
بهش زنگ زدم..
بوق بوق
#محمدجواد
شخصیتبازینعمتالهی💕
#ناشناس از وقتی تو اومدی لحن پیامها عجیب شد خوشم نیومد 🪄 شما ببخشید
ببخشید نداره هرکس نظر خودش رو ولی تمام شخصیت ها از اومدنش راضی هستن ...
#حامد
شخصیتبازینعمتالهی💕
#ناشناس از وقتی تو اومدی لحن پیامها عجیب شد خوشم نیومد 🪄 شما ببخشید
خوشت نیومد لف بده راحت #فرشیدد
شخصیتبازینعمتالهی💕
#ناشناس از وقتی تو اومدی لحن پیامها عجیب شد خوشم نیومد 🪄 شما ببخشید
مشکلی دارید یک گزینه هست که میتونید از کانال خارج شید.. ممنون
#رفیقحامد