شخصیتبازینعمتالهی💕
چایی رو تو دهنش مزه مزه میکرد انگار از طعم چایی اینجا خوشش نیومده بود بی مقدمه و بدون تعارف چایی ر
تو فکر کن برا چایی خوردن صدات کردم
مشکلی داره بخوام با خواهر زادم چایی بخورم؟
#ناصر
شخصیتبازینعمتالهی💕
تو فکر کن برا چایی خوردن صدات کردم مشکلی داره بخوام با خواهر زادم چایی بخورم؟ #ناصر
چی گفت؟
با بهت نگاهش کردم
حالا من بودم که با دقت تمام زل زده بودم به صورتش و دنبال یه رد آشنا میگشتم
ـــ یعنی تو....؟
#احسان
#ناشناس
https://eitaa.com/Game_character/45135
جواب بده دیگه از ساعت ۳ و نیمه دارم مینویسم و ناشناس نذاشت همشو باهم بفرستم تو دو مرحله فرستادم نامرد
#نیلو
..
چرا واقعا خودتو بخاطر این چیزا خسته میکنی😑
شخصیتبازینعمتالهی💕
چی گفت؟ با بهت نگاهش کردم حالا من بودم که با دقت تمام زل زده بودم به صورتش و دنبال یه رد آشنا میگش
آره من داییتم
همونی که از وقتی مامانتون مرد باباتون دیگه نذاشت ببینمتون
#ناصر
شخصیتبازینعمتالهی💕
آره من داییتم همونی که از وقتی مامانتون مرد باباتون دیگه نذاشت ببینمتون #ناصر
چی داشت میگفت ؟
باورم نمیشد
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
#ناشناس خب چرا حرف نزنم ؟ .. نظرت چیه بیای پیوی یکم اختلاط کنیم هوم؟
منتظرمااا حرف میزنی جا نزن دیگههه زود بیا😕
شخصیتبازینعمتالهی💕
چی داشت میگفت ؟ باورم نمیشد #احسان
چرا خشکت زده؟
حرف بزن،چه خبر؟اسم داداش بزرگت چی بود؟
امیرحسین؟نه؟!
از اون چه خبر؟
#ناصر
شخصیتبازینعمتالهی💕
چرا خشکت زده؟ حرف بزن،چه خبر؟اسم داداش بزرگت چی بود؟ امیرحسین؟نه؟! از اون چه خبر؟ #ناصر
از جام بلند شدم
رو زمین نبودم انگار سرم گیج میرفت دستم و ستون میز کردم و گفتم :
همش بازیه ، نه ؟
#احسان