شخصیتبازینعمتالهی💕
بعد از چند روز بلاخره وقت کردم یه سر برم خونه. خیلی وقت بود بچه ها رو ندیده بودم تا وارد خونه شدم ا
والا منم نمیدونم بابا
داشتیم با رسول بحث میکردیم دیدیم اینجوری شده
عمو هم نیست
#امیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
چیزی خورده اینجوری شده؟ #محسن
نمیدونم
فک کنم از چیزی نخوردنه
تا اومد پریشون بود
نمیدونم چی بینشون گذشته با عمو
#امیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
نمیدونم فک کنم از چیزی نخوردنه تا اومد پریشون بود نمیدونم چی بینشون گذشته با عمو #امیرحسین
من خودم یک ساعته اومدم از ماموریت
#امیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
غذا داریم الان میارم براتون #رسول
نمیخورم من
الان باید عمو رو پیدا کنیم
#امیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
نمیدونم فک کنم از چیزی نخوردنه تا اومد پریشون بود نمیدونم چی بینشون گذشته با عمو #امیرحسین
پس حتما یه اتفاقی افتاده
زنگ بهش نزدین؟
#محسن
شخصیتبازینعمتالهی💕
نشی کاش همه مثل تو فکر میکردن که مهربونم😂 واییی جواد صورت فرشید وقتی منو میبینه خیلی جالب و عجیب میش
خب شما یه وقتایی واقعا جدی میشی و مهربون بودنو میزاری کنار؛ ولی واقعا مهربونی😂😊
مگه چجوری میشه؟!
😁😁
#محمدجواد
شخصیتبازینعمتالهی💕
نمیخورم من الان باید عمو رو پیدا کنیم #امیرحسین
از جا بلند شدم
جون نداشتم ولی تقصیر من بود
: خودم میرم دنبال عمو ، امیر تو باهام میای ؟
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
نمیخورم من الان باید عمو رو پیدا کنیم #امیرحسین
بشین یه چی بخور بعد برو خب
#رسول
شخصیتبازینعمتالهی💕
از جا بلند شدم جون نداشتم ولی تقصیر من بود : خودم میرم دنبال عمو ، امیر تو باهام میای ؟ #احسان
احسان. کجا؟ بشین با این حالت کجا میخوای بری..
کجا بودین شما؟
#محسن