تو ماشین اعصابم به هم ریخته بود
امیر چيزی نمیگفت
ولی تمام حواسش به من بود
سرمو تکیه دادم به شیشه ماشین و گفتم
: میشه به عمو زنگ بزنی ؟
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
نمیدونم، برا خودمم عجیبه؛ ولی بیشتر با فرشید بیشتر از بقیه احساس راحتی و صمیمیت میکنم😂😁 #محمدجواد
بخاطر همین لو دادی که پسرمی؟
البته فردا خودم میخوام تو جلسه به بچه های عملیاتی بگم
یعنی سعید رسول داوود ولی
#عبدی
شخصیتبازینعمتالهی💕
زدم،خاموشه #امیرحسین
به اون یکی سیم کارتش زنگ بزن
شمارشو که داری ، گوشیش تو ماشینه
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
زدم،خاموشه #امیرحسین
رسیدیم،
صبر کن بیام دستتو بگیرم بریم
#امیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
بخاطر همین لو دادی که پسرمی؟ البته فردا خودم میخوام تو جلسه به بچه های عملیاتی بگم یعنی سعید رسول دا
لو ندادم؛ روز تولدم دید باهم برگشتیم شک کرد..
سعی کردم بپیچونمش که ناموفق بود...
آره بگو جفتمون راحت میشیم؛ بابا یه چیزی بگم قول میدی آرامشتو حفظ کنی و عصبانی نشی؟!
البته که خیلی عصبانیت نداره ولی خب..
#محمدجواد
شخصیتبازینعمتالهی💕
رسیدیم، صبر کن بیام دستتو بگیرم بریم #امیرحسین
لازم نیست، خوبم
من نمیام ، حالم خوب نیست
خودت میری بالا بیاریش؟
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
بکشم براتون؟ #رسول
نمیدونم والا نوزاد که غذا نمیخوره..
#محسن
شخصیتبازینعمتالهی💕
لازم نیست، خوبم من نمیام ، حالم خوب نیست خودت میری بالا بیاریش؟ #احسان
عههه پس بمون،آره میرم
مطمئنی همین جاست؟
#امیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
بابت اون موقع...... #رسول
هرچی که میخوای دربارش صحبت کنی
#محسن
شخصیتبازینعمتالهی💕
عههه پس بمون،آره میرم مطمئنی همین جاست؟ #امیرحسین
آره مطمئنم
نگو من باهاتم
#احسان
حق داشت اگر نمیخواست منو ببینه
حق داشت اگر نمیخواست باهام حرف بزنه
ولی من حق نداشتم زندگیشو به هم بریزم
#احسان