شخصیتبازینعمتالهی💕
با صدای جواد به زور چشام رو باز کردم همه جا برام مبهم بود دستی کشیدم به موهام داوود هم بود #سعید
داوود بیا یه دیقه...
بچه ها یه چیزی میخوام بهتون بگم..
#محمدجواد
شخصیتبازینعمتالهی💕
چشم .... بعد اینکه از اتاق چهره نگاری اومدیم بیرون بهسرم زد دوباره اذیتش کنم سرباز رو زود هلش دادم
جلوشو گرفتم و دستشو پیچوندم
به به میبینم که قصد فرار داشتی؟
این بود نتیجه اعتماد ما و عمو به تو؟
چشم عمو روشن
حتما اون اصلیه رو هم نگفتی و رد گم کنی بوده
—امیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
داوود بیا یه دیقه... بچه ها یه چیزی میخوام بهتون بگم.. #محمدجواد
اگه بخوای اذیت کنی حوصله ندارم یه چی میگم بعدا پشیمون میشم پس شوخی بی شوخی
#سعید
شخصیتبازینعمتالهی💕
از جا بلند شدم جون نداشتم ولی تقصیر من بود : خودم میرم دنبال عمو ، امیر تو باهام میای ؟ #احسان
پزشکی قانونی رو حتما بگردید👩🏻🦯
شخصیتبازینعمتالهی💕
پزشکی قانونی رو حتما بگردید👩🏻🦯
وااااا
خدانکنه😕😠
#امیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
نه نمیدونیم ولی شاید احسان بدونه #امیرحسین
اره میدونه... پزشکی قانونی دیگه👩🏻🦯
شخصیتبازینعمتالهی💕
من قبل از اینکه بچه ها بیان خوردم رو گازه برا خودتون بکشید #رسول
بچه ها هم بچه های قدیم... برو بکش برا بابات ببینم 😑