همینطوری یقه امیر تو دستم محکم تر کشیده میشد خودمم نمیفهمیدم دارم چیکار میکنم
#رسول
شخصیتبازینعمتالهی💕
صداتو بیار پایین آبرمونو بردی #امیرحسین
هه 😏
ای وای معذرت میخوام نمیدونستم ابرو ام داری تو
#رسول
شخصیتبازینعمتالهی💕
احسان یه دقیقه برو عقب نمیخوام بهت بی احترامی شه برو تا من تکلیف مو با این روشن کنم #امیرحسین
با حرف امیر رفتم عقب
ولی نمیتونستم تحمل کنم
جلوی چشمم اون دوتا افتاده بودن به جون همدیگه
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
هه 😏 ای وای معذرت میخوام نمیدونستم ابرو ام داری تو #رسول
بسه رسول
مسخره بازی در نیار
حرمت سرت بشه
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
ببند دهنتو #امیرحسین
با کف دستم کوبیدم به تخت سینه ی امیر حتی دست خودمم درد گرفت حالا امیر بود که خم شده بود چند قدم عقب تر بود
#رسول
شخصیتبازینعمتالهی💕
بسه رسول مسخره بازی در نیار حرمت سرت بشه #احسان
مگه گذاشته حرمتی ام بمونه؟
#رسول
شخصیتبازینعمتالهی💕
مگه گذاشته حرمتی ام بمونه؟ #رسول
من قبول داشتم آدم عصبانی هیچی سرش نمیشه ولی رسول داشت همه چیو نابود میکرد
ـــ دقیقا چته؟هر چقدر گفتی رد کردم ,
چرا فرصت نمیدی ؟
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
با کف دستم کوبیدم به تخت سینه ی امیر حتی دست خودمم درد گرفت حالا امیر بود که خم شده بود چند قدم عقب
رسول محکم زد وسط سینم
یه آن فکر کردم نفسم رفت
ولی نخواستم ضعف نشون بدم سریع وایسادم..خیلی احمقی رسول..خیلی
#امیرحسین