شخصیتبازینعمتالهی💕
واا کیه؟ خودم رفتم دم در احسان؟چی شده؟چرا انقد پریشونی داداش؟ #امیرحسین
میشه بیام ... میشه بیام داخل ؟
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
میشه بیام ... میشه بیام داخل ؟ #احسان
رفتم کنار
آره..آره بیا
بیا بشین رو تخت ببینم چی شده
#امیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
باشه ممنون #سعید
رسیدم سایت و رفتم سمت نمازخونه..
سعید منتظرم نشسته بود...
رفتم جلو و گفتم: سلاامم
داداش سعید ما چطوره؟!
#محمدجواد
شخصیتبازینعمتالهی💕
رسیدم سایت و رفتم سمت نمازخونه.. سعید منتظرم نشسته بود... رفتم جلو و گفتم: سلاامم داداش سعید ما چ
سلام خیلی حالم بده جواد حالم از خودم بهم میخوره #سعید
شخصیتبازینعمتالهی💕
رفتم کنار آره..آره بیا بیا بشین رو تخت ببینم چی شده #امیرحسین
از چارچوب گذشتم امیر در رو پشت سرم بست اشاره اش به تخت بود ولی من تکیه ام رو دادم به در و همونجا نشستم زانوم رو بغل گرفتم و زل زدم به روبرو
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
سلام خیلی حالم بده جواد حالم از خودم بهم میخوره #سعید
نشستم و گفتم:
چرا مگه چیشده؟!
به همون قضیه فرشید ربط داره؟!
#محمدجواد
شخصیتبازینعمتالهی💕
آره🥺 #سعید
حالا چرا بغض کردی؟!..
کنارش نشستم و سرشو گذاشتم رو شونم و ادامه دادم:
مگه چی بوده که اینجوری خودتو به خاطرش ناراحت کردی داداش؟!
#محمدجواد
شخصیتبازینعمتالهی💕
از چارچوب گذشتم امیر در رو پشت سرم بست اشاره اش به تخت بود ولی من تکیه ام رو دادم به در و همونجا نش
اصلأ لازم نبود امیر حرف بزنه
هر چند باز و بسته شدن دهنش رو میدیدم
اما نمیفهمیدم چی میگه توی حال خودم نبودم امیر یکم آب پاشید به صورتم
#احسان
داداش تازه میپرسی مگه چی شده عذاب وجدان داره میکشه فرشید همیشه در حقم خوبی کرد اما من چی؟
میگم میشه برام پادرمیونی کنی؟
لطفا
#سعید
عههه خب حالا دور از جونت..
حالا کارو کردی دیگه ول کن...
خب من چیکار میتونم بکنم مگه؛ خودت درستش کنی بهتره..
رو من حساب نکن...
#محمدجواد