eitaa logo
شخصیت‌بازی‌نعمت‌الهی💕
63 دنبال‌کننده
99 عکس
83 ویدیو
1 فایل
تایید میکند هر آنچه را میگویم دوست دارد کسی را که به او عشق می ورزم میسوزد با آهی که از درون میکشم و میسازد با اخلاقی که تا ثریا خراب آباد است از محبت های او زنده میشود دلی که خفته است آری خانواده ام را میگویم
مشاهده در ایتا
دانلود
در که پشت سر امیر بسته شد و صدای قدم‌های عجولانه‌اش توی راهرو محو شد، پوزخندی تلخ روی لب‌هایم خشکید. «خونه می‌مونم»... خودم هم می‌دانستم این حرف یک دروغ محض بود. یک آرام‌بخشِ الکی برای امیر تا بی‌دغدغه دنبال رسول برود. مگه می‌شد رسول با آن وضعیت جسمی و روحی در ناکجاآباد پرسه بزند، مگه می‌شد ازش خبری نباشد و من بتوانم مثل یک مرده توی این چهاردیواری دوام بیاورم؟ حتی اگر رسول از من متنفر بود، حتی اگر با دیدنم خونش به جوش می‌آمد، من نمی‌توانستم... من تا تهِ این جهنم دنبالش می‌رفتم.
شخصیت‌بازی‌نعمت‌الهی💕
باشه خداحافظ #عاطفه
تلفن رو که قطع کردم رفتم تو اتاق و لباس پوشیدم.. (منظور همون حجابه: روسری و مانتو و...) تو پذیرایی نشستم و چادر رنگیمو گذاشتم بغلم...
لرزش بدنم آرومتر شده بود ولی تموم نه ... تازه کم کم داشتم می‌فهمیدم چیکار کردم....چقدر امروز دل شکستم...چجوری تونستم رو امیر دست بلند کنم ....یا حتی با چه رویی اون حرفارو به احسان زدم چه حالی شده وقتی اون حرفارو شنیده ....چقدر نامردانه عصبانیتمو خالی کرده بودم حالا من مونده بودم و اینهمه حرمت شکسته که به این راحتی درست نمیشد من موندم و عذر خواهی هایی که باید بکنم من موندم و همه ی این فکر خیالا این وسط تنها چیزی که ارومم میکرد عاطفه و علیرضا بودن که حالا تو خونه منتظر منن این سومین مسکنی بود که از بعد از ظهر میخورم سردردم بهتر که نه ولی هرچقدر توان داشت بیشتر می‌شد از کافه زدم بیرون و تقریبا یک ساعت پیاده روی داشت تا خونه دستامو کردم تو جیبم و از مسیر همیشه راهمو منحرف کردم به یه مسیر خلوت تر و آرومتر .....
شخصیت‌بازی‌نعمت‌الهی💕
تلفن رو که قطع کردم رفتم تو اتاق و لباس پوشیدم.. (منظور همون حجابه: روسری و مانتو و...) تو پذیرایی ن
صدای زنگ در اومد.. چادرمو سرم کردم و درو باز کردم؛ بابا محسن و عمو مهدی و آقا امیر اومدن داخل... سلام کردم و پرسیدم: پس آقا احسان کجان‌؟! که آقا امیر جواب داد:..
شخصیت‌بازی‌نعمت‌الهی💕
ممنون داداش #سعید
خواهش میکنم.. از نمازخونه اومدم بیرون و دیدم فرشید اومده.. رفتم پیشش و گفتم: سلام.. خیلی بد عذاب وجدان داره ها.. میگه خیلی خجالت زده‌اس و میدونه در حقت نامردی کرده... فقط میخواد اینبارو ببخشیش ..
احسان میگه سر پارک دم خونتون پیادش کرده
شخصیت‌بازی‌نعمت‌الهی💕
احسان میگه سر پارک دم خونتون پیادش کرده #امیرحسین
با این حرف دلم خواست نفس راحت بکشم.. ولی به فکرم اومد چرا نیومد خونه؟ حتما چیزی شده که خونه نیومده.. سکوت کردم و هیچی نگفتم...
عاطفه خانوم نمی‌دونید کجاعه؟ حدستون چیه؟