شخصیتبازینعمتالهی💕
مهم نیست.. میام! #امیرحسین
جملهاش مثل پتک خورد وسط سرم. لحنِ محکم و چشمهای قاطعش بهم فهموند که هیچ دروغ کاری و هیچ بهانهای قرار نیست پاش رو شل کنه. سرمای وحشتناکی دوید زیر پوستم.
اگر نمیرفتم سراغ ناصر، همهچیز از دست میرفت؛ پرونده حل نمیشد،اگر میرفتم جون امیر به خطر میفتاد ناصر آدم قابل اعتمادی نبود و اگر نمیرفتم چجوری بیگناهی رسول رو اثبات میکردم؟
خون توی رگهام یخ زد. بین جون امیر و رسول، کدوم رو باید انتخاب میکردم؟ برادری که با نفرت پسم زده بود ولی زندگیش در خطر بود، یا این برادری که مثل کوه روبهروم ایستاده بود تا پشتم خالی نباشه و حالا داشتم با دستهای خودم میکشوندمش تو میدون مین؟
دستهام ناخودآگاه مشت شد. ضربان قلبم انقدر شدید بود که صداش رو توی گوشهام میشنیدم.
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
مهم نیست.. میام! #امیرحسین
تو به من اعتماد داری ، درسته؟
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
قربون ذوقت برم من🥺❤️🩹
نری داداش🥺❤️🩹
_ عمو مهدی
شخصیتبازینعمتالهی💕
تو به من اعتماد داری ، درسته؟ #احسان
بحث و به اعتماد نکشون معلومه که دارم ولی میام
همین!حرفمم دوتا نمیشه
#امیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
نمیرم امیر جایی نمیرم #احسان
میری..
میدونی که بدم میاد از پنهون کاری
همین پنهون کاری مارو به اینجا کشونده
#امیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
میری.. میدونی که بدم میاد از پنهون کاری همین پنهون کاری مارو به اینجا کشونده #امیرحسین
نمیرم
بین جایی که میخوام برم
و سلامت تو
گزینه دوم برام مهم تره
تو برای من از خودم هم مهمتری
لبخند کمجانی زدم، اما صدایم آنقدر لرزید که خودم هم فهمیدم دروغ گفتن دیگر فایدهای ندارد.
#احسان