شخصیتبازینعمتالهی💕
— جانم رسول؟ هیچی نمیگفت. سکوت پشت خط آنقدر سنگین بود که صدای تپش قلبم رو میشنیدم. — رسول جان
— مفهوم خانواده برای من همینه ناصر، بفهم! خانواده یعنی همین که اگر آتشی به پا شد، اول من بسوزم تا گزندی به اونها نرسه. رسول برادر منه؛ خامی کرد، فریب خورد، ولی حقش نیست توی باتلاقی که تو براش ساختی غرق بشه. من پای اشتباهش میایستم، حتی اگه به قیمت نابودی خودم تموم بشه.
ناصر چند ثانیه خیره به چشمهام موند. بعد، با حرکتی حسابشده و خونسرد، خودکار فلزی سنگینش رو از جیب جلیقهاش بیرون کشید.
خم شد روی میز. نوک خودکار با صدای خشکی روی کاغذ نشست و خطی سیاه و مورب زیر نام من کشید. با آرامشی که از نهایتِ کینهتوزی و بیرحمی ریشه میگرفت، اثر انگشتش رو هم کنار امضا کوبید؛ سندِ نابودی من و رهایی رسول.
قامت راست کرد، خودکار رو توی جیبش برگردوند و نگاهی به برگهی امضاشده انداخت. لبخند کجی گوشهی لبش جان گرفت؛ لبخندی پر از طعنه، تهدید و خطونشان کشیدن برای روزهای پیشِرو. سرش رو بالا آورد، چشم در چشمم دوخت و با صدایی بم و خشدار گفت:
— بچرخ تا بچرخیم احسان!
کاغذ رو برداشت، به سینهام کوبید و ادامه داد:
— ببینیم این غیرت و مفهوم خانوادهات تا کجا تاوان میده... وقتی نوبتِ زمین خوردنت برسه، من درست توی ردیف اول نشستم و تماشا میکنم!
لبخندی زدم و گفتم : منم بیکار نیستم اون موقع، از خودم دفاع میکنم .
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
نه عزیزم، بیشتر از اینا بهت اعتماد دارم:)) ایشالا که درست میشه... خب؟!.. #عاطفه
عاطفه جدی میگم مرسی که هستی دلم بهت گرمه همیشه !
یه حرفایی زدم بهش بخدا فقط از روی اعصاب خوردی ولی فکر کنم هیچوقت نتونم درستش کنم
#رسول
شخصیتبازینعمتالهی💕
عاطفه جدی میگم مرسی که هستی دلم بهت گرمه همیشه ! یه حرفایی زدم بهش بخدا فقط از روی اعصاب خوردی ولی ف
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
شخصیتبازینعمتالهی💕
انتظار نداشتم انقدر زیاد باشه😶🌫🤣 _رفیقحامد
خیلی بیشتره...😂
_ عمو مهدی
شخصیتبازینعمتالهی💕
خیلی بیشتره...😂 _ عمو مهدی
همینجوری داره بیشتر هم میشه😂
_ عمو مهدی
شخصیتبازینعمتالهی💕
همینجوری داره بیشتر هم میشه😂 _ عمو مهدی
وااا
بگو دلم خواسته بزنمت دیگه این کارا چیه😂
_رفیقحامد
شخصیتبازینعمتالهی💕
وااا بگو دلم خواسته بزنمت دیگه این کارا چیه😂 _رفیقحامد
همونو بگو
_ همونی که آقا محمد دوست داره توبیخش کنه
شخصیتبازینعمتالهی💕
✨❤️ مگه چی گفتی؟! #عاطفه
بهش گفتم ازش متنفرم (بغض همه ی گلومو گرفت )
منِ احمق درست تو شرایطی که احسان از همه چیزش زده تا ثابت کنه من بی گناهم تو چشماش نگا کردم گفتم متنفرم ازت
لعنت به اعصبانیتم که هیچوقت حریف کنترل کردنش نمیشم
#رسول
شخصیتبازینعمتالهی💕
وااا بگو دلم خواسته بزنمت دیگه این کارا چیه😂 _رفیقحامد
اینطوری که نیست... ولی فرض هم که باشه... مشکلیه!؟🤨😑🔪
_ عمو مهدی
شخصیتبازینعمتالهی💕
بهش گفتم ازش متنفرم (بغض همه ی گلومو گرفت ) منِ احمق درست تو شرایطی که احسان از همه چیزش زده تا ثابت
میدونم حرفت اشتباه بوده و الان عذاب وجدان داری...
ولی دیگه حرفتو زدی؛ باید سعی کنی از دلش در بیاری..
براش جبران کنی وبهش بفهمونی از ته دلت نبوده...
#عاطفه