eitaa logo
شخصیت‌بازی‌نعمت‌الهی💕
58 دنبال‌کننده
100 عکس
83 ویدیو
1 فایل
تایید میکند هر آنچه را میگویم دوست دارد کسی را که به او عشق می ورزم میسوزد با آهی که از درون میکشم و میسازد با اخلاقی که تا ثریا خراب آباد است از محبت های او زنده میشود دلی که خفته است آری خانواده ام را میگویم
مشاهده در ایتا
دانلود
بیا بابا جان فعلا بیا پیش من هر وقت مهدی در رو باز کرد بعد بردار وسایلت رو
وقت نماز مغرب بود کارام تو سایت تموم شد و رفتم مسجد بعد نماز داشتم تو حیاط مسجد با بچه های کوچیک‌ اونجا بازی می‌کردم و‌ روی گچ پام نقاشی می‌کشیدن... همزمان یه خانمی اومد دنبال یه پسر بچه به اسم طاها و داداش صداش میزد خانم جوونی بود وقتی دیدمش ضربان قلبم بالا رفت.. اومد سمت ما و رو به من گفت: سلام.. ببخشید داداشم اذیتتون کرد دستتون درد نکنه که مراقبش بودید... با اجازه و با طاها رفت.. تحت تاثیر لحن مهربونشون قرار گرفته بودم؛ ضربان قلبم هر لحظه بیشتر می‌شد وقتی رفتم خونه؛ رفتم تو اتاقم و بی اختیار فقط به ایشون فکر میکردم که در اتاقم زده شد و بابا اومد داخل و گفت:.. سلام جواد خوبی؟ کی اومدی خونه سلام بابا شما خوبین؟ عاممم نمیدونم.. خوبم بعله بله که خوبم یعنی چی نمیدونم خداروشکر عامم خب...حواسم نبود کی رسیدم خونه.. خب بیا بریم غذا بخوریم رشته پلو درست کردم چشم جدییی؟ مرسییی بلهه جدی دست و صورتت رو بشور بیا منتظرم چشم.. رفتم دست و صورتمو بشورم ولی دوباره یاد اون خانوم افتادم و ضربان قلبم بالا رفت.. صورتمو آب زدم و رفتم سر سفره.. همینجوری تو فکر اون خانوم بودم که با صدای بابا به خودم اومدم:... جواد جواد کجایی نیستی چ‌چی؟! ببخشید حواسم نبود میگم نظرت چیه فردا میای سایت استراحت کنی انگار حالت خوب نیست نه بابا حالم خوبه برا چی همچین فکری میکنی؟ آخه خیلی تو فکری قبلاً تا رشته پلو میدی طوری میخوردی که انگار پنج شش ساله نخوردی عام... عههه باباااا.. مگه الان چجوری میخورم؟! جانم خب راس میگم خیلی اروم و اهسته البته چیزی نخوردی واقعا چیزی نخوردم؟! اره به بشقابت نگاه کن می فهمی به بشقابم نگاه کردم.. پرِ پر بود هیچی ازش کم نشده بود حتی خودمم نفهمیده بودم چیزی نخوردم؛ البته میل به غذا هم نداشتم... از سر سفره بلند شدم و گفتم: بیخیال، الان که سیرم غذا نمیخوام.. جواد چیزی شدع؟ نه بابا چیزی نشده.. چرا هی اینو میپرسی؟ چون میدون چت شده امید وارم زودتر بگی و بعد از جام بلند شدم رفتم اتاقم من حتی خودمم‌ نمیدونستم چی شده.! به فکرم افتاد نکنه عاشق شدم.!!؟ نمیدونم.. خودمم نمیدونستم چمه!!! صبح بابا رو راضی کردم که بریم سایت و اونجا باز هم تو فکر اون خانوم بودم.. تصمیم گرفتم شب دوباره برم مسجد که ببینمش.. موقع ناهار همینجوری با غذام بازی می‌کردم؛ میل به غذا خوردن نداشتم.. تو فکر فرو رفته بودم که با صدای بچه ها به خودم اومدم:... جواد صدامونو میشنوی؟! ببخشید حواسم نبود چیزی گفتین؟! حواست کجاس جواد اصلا میدونی از چی حرف میزنیم ؟ ببخشید اصلا نفهمیدم چی میگین واا جواد خوبی؟ داداش چی شده چرا تو فکر بودی اوهوم.. چیزی نشده.. خب داداش بگو تو فکر چی بودی؟ خب... چجوری بگم!؟ به زبان خوش فارسی و خیلی واضح لطفا خب راستش نمیدونم.. از دیشب یه خانومی رو تو مسجد دیدم و ناخودآگاه تو فکرشونم و قلبم خیلی تند میزنه... اینا عادیه؟! برای یه مرد عاشق بله😂 تجربه دارم که اینو میگم😁