#پارت_دلی
#مهدی
" لا اله الا الله... "
صدای مردم توی گوشم میپیچید و من...!؟ هنوز گیج بودم... هنوز نفهمیده بودم چه بلایی سرمون اومده...
زیر بازوی امیر رو گرفتم و آروم کناری نشوندمش. سر چرخوندم که چشمم به بطری های چیده شده روی میز افتاد. یکی از بطری هارو برداشتم و کنار امیر زانو زدم...
نگاهش سمت قبر خالی ای بود که تا چند دقیقه دیگه قرار بود خونه ابدی احسان شه... احسان... چقدر مظلوم رفت...
بطری آب رو باز کردم و سمتش گرفتم که پس زد...
_ امیر... منو نگاه کن... امیر...
با دست صورتشو گرفتم و سمت خودم برگردوندم
_ منو نگاه کن... آروم باش... نفس عمیق بکش... اینجوری کنی حالت بد میشه ها... بیا این آبو بخور
سمت لبش بردم که سرش رو برگردوند
_ امیرم... نکن اینجوری با خودت... یه ذره از این آب بخور معده ات دوباره اذیت نشه...
نگاهش رو از قبر خالی برنمیداشت
_ امیر حالت بد شه من نمیزارم بمونی ها...
با این حرفم سرش رو برگردوند و با چشمهای پر بهم زل زد... همون چند ثانیه کافی بود تا بغضش بترکه و توی بغلم جا بگیره...
سرش رو به سینه ام چسبوندم، آروم روی کمرش دست کشیدم...
چند دقیقه همینجوری گذشت که همه چی برای خاک کردن آماده شد...
بلند شدیم و سمت جمعیت رفتیم... با دیدن قبر خالی نفسم بند اومد... احسانم قرار بود برای همیشه اینجا بخوابه... براش زیادی کوچیک نبود!؟ بود... برای اون احسان شیطون این قبر زیادی کوچیک بود...
به خودم اومد که دیدم سنگ ها رو گذاشتن و دارن خاک میریزم...
امیر که تا الان به زمین خیره بود سرش رو بلند کرد و خواست سمت قبر بره که گرفتمش و نگهش داشتم...
+ نریزیددددددد... داداشم اذیت میشه... نریزیددددددد
با حرفاش قلبمو آتیش میزد.. همه داغون بودیم ولی وضع امیر از همه بدتر بود...
...
مراسم تموم شد... همهی مهمون ها رفتن و ما تنها شدیم... تنها موندیم با عزیز از دست رفته مون... با خاطراتش...
ای کاش میشد الان بلند شه... مثل همیشه آتیش بسوزونه... منم تنبیهش کنم...
ولی نمیشه... الان اون احسان شیطون آروم خوابیده... خوابیده... برای همیشه....
࣪˖ ִֶָ ✧
نظراتتون رو میشنوم🥲
شخصیتبازینعمتالهی💕
#پارت_دلی #مهدی " لا اله الا الله... " صدای مردم توی گوشم میپیچید و من...!؟ هنوز گیج بودم... هنوز ن
به به عالیییییی بود 🤌🏻
_امیرِعمومهدی
شخصیتبازینعمتالهی💕
#پارت_دلی #مهدی " لا اله الا الله... " صدای مردم توی گوشم میپیچید و من...!؟ هنوز گیج بودم... هنوز ن
برا منی که معنی از دست دادن رو میفهمم دردناک بود😭😭💔
خدا برا هیچ کس نیاره داغ جوان یا هر داغی برا هرکی تو خانواده خیلی بده
عالیی بود🫀
شخصیتبازینعمتالهی💕
#پارت_دلی #مهدی " لا اله الا الله... " صدای مردم توی گوشم میپیچید و من...!؟ هنوز گیج بودم... هنوز ن
چرا از احوال آقای موحد بزرگ ننوشتین؟
+فرشید
شخصیتبازینعمتالهی💕
#پارت_دلی #مهدی " لا اله الا الله... " صدای مردم توی گوشم میپیچید و من...!؟ هنوز گیج بودم... هنوز ن
شرمنده اگه ناراحتتون کردم🥺❤️🩹
_عمومهدیِامیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
شرمنده اگه ناراحتتون کردم🥺❤️🩹 _عمومهدیِامیرحسین
معذرت خواهی چرااا
خیلی خوب بود پرفکت
شخصیتبازینعمتالهی💕
به به عالیییییی بود 🤌🏻 _امیرِعمومهدی
🥲❤️🩹
_عمومهدیِامیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
چرا از احوال آقای موحد بزرگ ننوشتین؟ +فرشید
آقای موحد بزرگ هم همون گوشه ها مشغول مراسم بود...💔
_عمومهدیِامیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
خیلی قشنگ بود:) +احسان
🥲❤️🩹
_عمومهدیِامیرحسین