#پارتدلی
#فرشید
نه دیگه لطفا یه چیزی بگید برای معذرت خواهی بخرم
#نیلوفر
میل به خوردن چیزی ندارم
زمزمه کنان ادامه دادم:
کلا زیاد چیزی نمیخورم
#فرشید
گفتم باشه پس یه لحظه بنشینید تا بیام
زود رفتم سمت گل فروشی که که اونحا بود یه شاخه گل رز خریدم و جوری قایمش کردم تا نبینه بعد نشستم تو ماشین آروم گل رو اوردم و جلو صورتش گرفتم و گفتم ببخشید من نمیدونستم چه گلی دوست دارید گفتم دیگه گل رز بگیرم
#نیلوفر
آروم گل رو تو دستم گرفتم
لبخند گرمی زدم و گفتم:
_ممنون
#فرشید
از چه گلی خوشتون میاد؟
#نیلوفر
همینجوری لبخندم رو لبم بود و گلبرگ های گل رو ناز میکردم
از بچگی عاشق این کار بودم
_همشونو دوست دارم؛ درواقع فکر کنم ندارم...
#فرشید
عااا پس هر بار یه گلی براتون میگیرم خب بریم ؟
مرخصیم داره تموم میشه باید برم و اینکه لطفا به کسی نگید شغل من چیه
#نیلوفر
بریم
معلومه نمیگم
#فرشید
ممنون از شما
.......
خب رسیدیم بفرمایید پیاده شید
#نیلوفر
چشم ممنون
#فرشید
عاا راستی نیلوفر خانم میشه شمارتون رو داشته باشم
#نیلوفر
خب دیگه به هر حال باید داشته باشین
شما شمارتو رو بدین من بهتون اساماس میدم
#فرشید
ممنون
0905.......19
شبتون بخیر
#نیلوفر
شب بخیر..
#فرشید
بعد اینکه نیلوفر رفت داخل
منم روندم رفتم سمت سایت بابا هم گفته بود خونه عمو میمونه رفتم سایت حالم خیلیی دگرگون بود رفتم پیش جواد گفتم سلام جواد میگم حوصله داری حرف بزنیم؟
#محمدجواد
علیک سلام
آره...جونم؟ چیشده؟
#فرشید
بریم نماز خونه؟
فقط پنج دقیقه
#محمدجواد
باشه بریم
.....
خب چیشده؟
بگو ببینم
#فرشید
من نامزد کردم با دختر عموم
#محمدجواد
چی؟!
مگه امشب خواستگاری نبود؟!
#فرشید
اوهوم بود ولی مجبوری صیغه محرمیت خوندن بینمون
البته برا من خیلی مجبوری نبود چون از وقتی که دیدمش
با خجالت ادامه دادم :عاشقش شدم
#محمدجواد
بغلش کردم و گفتم
مبارکت باشه داداش
وای خداروشکرررر
حداقل خیالم از این راحت شد
از بغلم اومد بیرون...
راستی نظر دختر عموت چیه نمیدونی؟!#فرشید
ممنون داداش ایشالا به زودی خودت این حال رو تجربه کنی
نظر اونن؟
بنظرم دوسم داره
وایی داداش از الان دلتنگش شدم
#محمدجواد
ممنون
خب پس خداروشکر..
الهی...میفهممت..
#فرشید
داداش وقتی عصبی میشه جالب میشه و خوشگل تر کاش بتونم بازم برم پیشش
#محمدجواد
آخی:)
داداش قراره یه عمر باهاش زندگی کنیا
معلومه میبینیش
#فرشید
حتما میگی چرا به این زودی عصبی شده
چون بهش گفتم نیلو گفت از نیلو بدم میاد من نیلوفرم و عصبی شد
منظورم زود بود مثلا بازم برم ببینمش اماااا نمیشه
#محمدجواد
آره دقیقا
عاااا 🤣🤣🤣
میدونم نمیشه
ولی فکر کنم دوران عقد بتونین بیشتر همو ببینین
و زودتر
#فرشید
نخندا طوری عصبی شد گفتم دیگه قهر کرد اما خداروشکر زود گذشت
واسه دیدن نیلوفر باید از بابام و باباش اجازه بگیرم و این سخته
#محمدجواد
آخه همین اول کاری رفتی بهش گفتی نیلو🤣🤣
چرا حالا سخت؟!
فرشید اومد جواب بده که صدای پیامک از گوشیش اومد
تا پیامکو دید گفت:..
#فرشید
ضربان قلبمم بالا رفت و با ذوق گفتم
واییی جواد نیلوعه
نوشته سلام پسر عمو
هعی
#محمدجواد
ای خدا ذوقشو😂✨
خب جوابشو بده
#فرشید
چ چی بگم به بهش
#محمدجواد
آروم باش
فعلا جواب سلام بده تا ببینیم چیزی میگه یا نه
#محمد
نیلو کیه آقا فرشید ؟
#فرشید
با بهت برگشتم سمت اقا محمد و زود بلند شدم و گفتم سلام آقا
#محمدجواد
بلند شدم و گفتم
سلام آقا
آقا شما به من میگفتین داماد دو..
باید به این آقا که نامزد کرده میگفتین نه من😁
#محمد
چی نامزد کرده؟
پس مهمونی مهمت این بود خب شیرینیش کو؟
چرا نگفتی بهمون؟
#فرشید
سرم رو با خجالت پایین انداختم و گفتم خودمم خبر نداشتم یهویی شد
ببخشید
#محمد
صحیح
پس توبیخ میشی
#فرشید
با بهت گفتم واسه چی تو بیخ اقا
م من کاری نکردم
#محمدجواد
آقا چرا توبیخ شه؟!
#محمد
چون شیرینی نخرده و نگفته
توبیخش اینه بره شیرینی بخره 😉
#فرشید
هوففف ترسوندیم
چشم الان میرم میخرم آقا
#محمدجواد
خب دیگه فرشید جان...
تا شما میری بخری منم میرم به بچه ها خبر بدم و البته به کارام برسم
آقا با اجازه
#فرشید
جواد به کسی چیزی نمیگی هااا جواد ببین کسی بفهمه من میدونم و تو هاا
#محمدجواد
خب الان که میخوای شیرینشو بدی
وقتی هم که میدی ازت مناسبت میخوان دیگه
بعدشم دیر بفهمن کلی غر بارت میکنن
حالا خود دانی
#فرشید
خیله خب باشه فقط بگو که خودمم خبر نداشتم قراره نامزد داشته باشماا
#محمدجواد
اگه نگم که میکشنت😂
#فرشید
از دست تو من رفتم
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_4li07s1&btn=ناشناس.پارت.دلی
#پارتدلی
#فرشید
رفتیم شیرینی رو خریدم برگشتم سمت سایت وقتی رسیدم دیدم بچه ها غضب نگاهم میکنن
رفتم سمتشون گفتم جواد این شیرینی ها رو بگیر اول به آقای عبدی و آقای شهیدی و آقا محمد تعارف کن بعد بیار پخش کن
و بعد رو به بچه ها گفتم سلام خوبید؟
#محمدجواد
باشه من رفتم
#داوود
علیک سلام آقا داماد
شما خوبی؟
#رسول
علیک سلام
#فرشید
ممنون داوود خوبم
سعید نمیخوای جواب سلام داوود رو بدی ؟
#سعید
سلام و ......
باید الان بفهمیم ما؟
#داوود
سعیدو چیکار دارم!؟
با توام..
#فرشید
من ؟ اهان اشتباه گفتی من چش خوشگلم احتمالا قاتی کردی اشکالی ندارن
#فرشید
داداش اروم باش خب بخدا خودمم نمیدونستم قراره چی بشه
#داوود
فرشید میزنمتاااا
خودت میدونی منظورم چیه
#فرشید
یا خدا اروم باش
اهان ارع فهمیدم چی میگی
حالا چرا اینقدر عصبی هستین نکنه توبیخ شدین دسته جمعی؟
#سعید
خیر اما قراره هر سه تا بریزیم سرت بعد توبیخ شیم
#رسول
نه توبیخ نشدیم
ولی تا چند دقیقه دیگه شاید توبیخ شیم
#فرشید
داداش گلم اخه چرا اینقدر خشونت به خرج میدین آروم باشید بخدا فقط یه چیزه ساده بود
#فرشید
واسه چی برای چی ؟
#سعید
ارومیم چیزی نیس فقط یکم شکستگی دست و پاعه
#داوود
سعید جوابتو داد
#فرشید
(سکوتت)
#فرشید
داداشا از خیر زدن بگذرین وگرنع نیلو دیگه به صورتمم نگاه نمیکنه توبیخ کنید اصلا هوم؟
#سعید
پس اسمش نیلوعه
باشه بچه ها بیاید توبیخش کنیم
#محمدجواد
برگشتم پیش بچه ها
_حالا نمیخواد از داماد شدن پشیمونش کنین
بیاین شیرینی بخورین
#سعید
هومم شیرینی خوشمزهای هست شاید یکم ارفاق قائل شدم تو توبیخش
#فرشید
سعید جان بخدا به زور رفتم خاستگاری خودمم خبر نداشتم همینطوری عاقد رو آوردن یه صیغه ساده خوند و تموم شد خواهش میکنم بیخایل شو
#محمدجواد
بابا ولش کنین بنده خدا رو😂
پشیمونم نکنین از اینکه بهتون گفتم
#سعید
داوود رسول نظرتون چیه؟ توبیخ کنیم؟
#رسول
موافقم
#داوود
کاملا موافقم
#سعید
خب چه توبیخی؟
#محمدجواد
ولش نمیکنین نه؟
گناه داره خو
#سعید
هوفففف اگه داوود و رسول موافق باشن حرفی ندارم
اما فرشید باید کامل بگی چطوری عاشق شدی
#رسول
بزار بگه بعدش ببینیم چی میشه
#داوود
من نظری ندارم ولی توبیخ بهتر بود
#فرشید
خب من اصلا دوست نداشتم برم خاستگاری
پدرم منو با زور برد خونه عموم
اونجا منو دختر عموم نیلوفر رفتیم اتاق باهم حرف زدیم بهش گفتم میتونم ببینمت برگشت نگام کرد عاشقش شدم و بعد رفتیم بیرون اتاق دیدم بابام یه عاقد آورده که صیغه محرمیت بخونه من مخالف بودم اما دوست داشتم بلاخره یه صیغه ساده خوندیم و محرم شدیم همین
#داوود
اوووو چه رمانتیک
ببینم مگه قبلا ندیده بودیش؟
#فرشید
نه ما زیاد رفت و آمد نداریم فقط چند بار کوتاه عمو رو دیدم نیلو رو ندیده بودم
حالا آقا سعید بازم میزنی ؟
#سعید
خیله خب باشه فقط عروسیتم باید دعوت کنی حتی اگه یهویی ساعت سه صبح باشه
#رسول
اونو که صددرصد باید انجام بده
#فرشید
خیله خب باشه حالا برین سر کار تا آقا محمد توبیخ نکرده
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_4li07s1&btn=ناشناس.پارت.دلی
شخصیتبازینعمتالهی💕
اصلا... اصلا حقشون بود... اون دوتا رم باید میزدم... هی هر روز دعوا دعوا دعوا... بیمارستان دعوا... تو
با ناباوری نگاش کردم و گفتم
چی گفتی؟!
چند لحظه فقط خیره موندم بهش.
_حقشون بود؟! مهدی، داری از چی حرف میزنی؟!
با عصبانیت گفتم دعوا کردنشون یه بحثه، دست بلند کردن روی امیرحسین یه بحث دیگهست!
نفسم رو با حرص بیرون دادم.
بعدم خیلی راحت وایسادی میگی اون دوتای دیگه رو هم باید میزدم؟!
سرم رو تکون دادم و با عصبانیت بیشتری ادامه دادم:
مهدی، من اگه بهشون چیزی نمیگم، دلیل نمیشه فکر کنی حق داری جای من تصمیم بگیری!
بچههای من اشتباه کنن، خودم بلدم باهاشون حرف بزنم. ولی اجازه نمیدم کسی دست روشون بلند کنه... حتی تو.
#محسن
شخصیتبازینعمتالهی💕
با ناباوری نگاش کردم و گفتم چی گفتی؟! چند لحظه فقط خیره موندم بهش. _حقشون بود؟! مهدی، داری از چی حرف
خنده عصبی ای کردم و سر تکون دادم
_ آره... باید میزدم... اصلا اون دوتا بیشتر حقشون بود...
هه... بلدی!؟... اگه با حرف حل میشد که وضعشون الان این نبود!!!...
با دست به امیر اشاره کردم
_ همون قدر که امیر پسر توعه... پسر منم هست... این همه سال که بزرگش کردم بچه ات نبود!؟... الان شد بچت!؟...
داد زدم...
_ میتونی!؟؟؟؟؟ برو جمعشون کن هر روز نیفتن به جون هم...
#مهدی
شخصیتبازینعمتالهی💕
#پارتدلی #فرشید رفتیم شیرینی رو خریدم برگشتم سمت سایت وقتی رسیدم دیدم بچه ها غضب نگاهم میکنن رفتم
#ناشناسپارتدلی
اگه اینا تورمان یا صحبت آزاد بود خیلی قضنگ تر میشد
ولی واقعا قشنگه
•••
محمدجواد: والا ماهم خیلی دوست داریم ولی کیه که بزاره..
البته اگه بشه چشم
ممنون نظر لطفتونه
شخصیتبازینعمتالهی💕
#ناشناسپارتدلی اگه اینا تورمان یا صحبت آزاد بود خیلی قضنگ تر میشد ولی واقعا قشنگه ••• محمدجواد: و
منم همینو میگم اما نمیزارن که🤦🏻♀
+فرشید
شخصیتبازینعمتالهی💕
خنده عصبی ای کردم و سر تکون دادم _ آره... باید میزدم... اصلا اون دوتا بیشتر حقشون بود... هه... بلدی
خداروشکر رفتم سایت 👩🦯🦦
باز صد رحمت به آقا محمد🦦🥲😂
اونجا بودم میخوردم😕
_ رسول
شخصیتبازینعمتالهی💕
خداروشکر رفتم سایت 👩🦯🦦 باز صد رحمت به آقا محمد🦦🥲😂 اونجا بودم میخوردم😕 _ رسول
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا