شخصیتبازینعمتالهی💕
با ناباوری نگاش کردم و گفتم چی گفتی؟! چند لحظه فقط خیره موندم بهش. _حقشون بود؟! مهدی، داری از چی حرف
خنده عصبی ای کردم و سر تکون دادم
_ آره... باید میزدم... اصلا اون دوتا بیشتر حقشون بود...
هه... بلدی!؟... اگه با حرف حل میشد که وضعشون الان این نبود!!!...
با دست به امیر اشاره کردم
_ همون قدر که امیر پسر توعه... پسر منم هست... این همه سال که بزرگش کردم بچه ات نبود!؟... الان شد بچت!؟...
داد زدم...
_ میتونی!؟؟؟؟؟ برو جمعشون کن هر روز نیفتن به جون هم...
#مهدی
شخصیتبازینعمتالهی💕
#پارتدلی #فرشید رفتیم شیرینی رو خریدم برگشتم سمت سایت وقتی رسیدم دیدم بچه ها غضب نگاهم میکنن رفتم
#ناشناسپارتدلی
اگه اینا تورمان یا صحبت آزاد بود خیلی قضنگ تر میشد
ولی واقعا قشنگه
•••
محمدجواد: والا ماهم خیلی دوست داریم ولی کیه که بزاره..
البته اگه بشه چشم
ممنون نظر لطفتونه
شخصیتبازینعمتالهی💕
#ناشناسپارتدلی اگه اینا تورمان یا صحبت آزاد بود خیلی قضنگ تر میشد ولی واقعا قشنگه ••• محمدجواد: و
منم همینو میگم اما نمیزارن که🤦🏻♀
+فرشید
شخصیتبازینعمتالهی💕
خنده عصبی ای کردم و سر تکون دادم _ آره... باید میزدم... اصلا اون دوتا بیشتر حقشون بود... هه... بلدی
خداروشکر رفتم سایت 👩🦯🦦
باز صد رحمت به آقا محمد🦦🥲😂
اونجا بودم میخوردم😕
_ رسول
شخصیتبازینعمتالهی💕
خداروشکر رفتم سایت 👩🦯🦦 باز صد رحمت به آقا محمد🦦🥲😂 اونجا بودم میخوردم😕 _ رسول
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
شخصیتبازینعمتالهی💕
خداروشکر رفتم سایت 👩🦯🦦 باز صد رحمت به آقا محمد🦦🥲😂 اونجا بودم میخوردم😕 _ رسول
داداش جان توکه بالاخره میای
_امیرِعمومهدی
شخصیتبازینعمتالهی💕
خداروشکر رفتم سایت 👩🦯🦦 باز صد رحمت به آقا محمد🦦🥲😂 اونجا بودم میخوردم😕 _ رسول
خوش به حالت
الان اگه بیان پایین من بدبخت مظلوم پایینم😶
ولی خب بالاخره که میای خونه..
+احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
داداش جان توکه بالاخره میای _امیرِعمومهدی
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا