شخصیتبازینعمتالهی💕
ممنون میگم جواد میای باز بریم پیش آقا جونت؟ من اون جا کار دارم اگه میخوای میتونم ببرمت به عنوان همر
اوممم نمیدونم نظری ندارم
خب بریم
#محمدجواد
شخصیتبازینعمتالهی💕
اوممم نمیدونم نظری ندارم خب بریم #محمدجواد
#عبدی
باشه وسایلاتو جمع کن فردا بعد از صبحونه حرکت میکنیم عصر میرسیم
شخصیتبازینعمتالهی💕
میخورم حالا آقا محمد ...دیر نمیشه بعدم چرا اتاق شما...همونجا میخورم دیگه #رسول
آره خب اگه به تو باشه تا یه سال دیگه هم دیر نیست
بعد هم میای اتاق من مطمئن بشم خوردی
به خودت اعتمادی نیست
#محمد
شخصیتبازینعمتالهی💕
باته #طنین
خب خب طنین خانوم...بفرما
با این خانوم خرسه بخورید باهم
#امیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
شما اعتماد ندارین به حرف من؟ #رسول
اعتماد داشتم که میزاشتم همینجا بخوری
#محمد
شخصیتبازینعمتالهی💕
اعتماد داشتم که میزاشتم همینجا بخوری #محمد
آخه خداوکیلی زشت نیست من بیام اونجا غذا بخورم؟
#رسول
شخصیتبازینعمتالهی💕
با شنیدن حرفش چند لحظه فقط بهش خیره موندم. عصبانیتش داشت بیشتر و بیشتر منو عصبانی میکرد. الان داری
کلافه چشم بستم... نفس عمیقی کشیدم و صدامو آووردم پایین...
_ بسه محسن... اونم پسرات... هر کاری میخوای بکن باهاشون... به منم دیگه ربطی ندارد... خوبه!؟ همینو میخوای دیگه... نه!؟
#مهدی
شخصیتبازینعمتالهی💕
آخه خداوکیلی زشت نیست من بیام اونجا غذا بخورم؟ #رسول
نه اتفاقا یکی از آی پی ها از رو سیستمم پاک شده بیا هم اونو درست کن هم بخور
#محمد
رفتم دوتا غذا برداشتم و به سمت اتاق آقا محمد در زدم و وارد شدم ....
گذاشتم رو میز و رفتم سمت میر کدوم سیستمه؟
#رسول