eitaa logo
قَدَحْ
574 دنبال‌کننده
212 عکس
157 ویدیو
1 فایل
یارم چو قَدَح به دست گیرد بازارِ بُتان شکست گیرد خُرَّم دلِ آن که همچو حافظ جامی ز مِیِ اَلَست گیرد ♾ = خدا + 💖
مشاهده در ایتا
دانلود
🔰 تجربه‌ای دیگر، غصه‌ای مجدد و ان‌شاءالله درسی برای آینده! ▪️رنج‌نامه‌ای خطاب به جناب حجت‌الاسلام سید محمود نبویان ✍️ سید شهاب‌الدین دعایی آقای نبویان عزیز...! با حذف تمام تشریفات و مقدمات، بعد از خداقوت به شما و تمام اعضای تیم دیپلماسی در دولت، مطالبی که به‌تازگی در رابطه با تجربه تلخ «مذاکره با آمریکا در پاکستان»، «آتش‌بس دوهفته‌ای» و همچنین «آینده جنگ» فرمودید را دیدم. (صوت منتشرشده در کانال و مصاحبه با خبرگزاری دانشجو) از نجابت، صداقت و خصوصاً صراحت شما در مواجهه با حقیقت و در مخاطبه با مردم شریف و قهرمان ایران تشکر می‌کنم؛ اما از باب قدردانی و در برخی موارد، درددل و گلایه و با هدف عبرت‌آموزی و پیشگیری از تکرار فراموشی‌های تاریخی‌ زجرآور در آینده، برخی از کلمات شما را به اختصار مورد بررسی قرار خواهم داد 👇 🔅بخش اول 🔅بخش دوم 🔅بخش سوم 🍷@Ghadah_SD
🔰 تجربه‌ای دیگر، غصه‌ای مجدد و ان‌شاءالله درسی برای آینده! ▪️رنج‌نامه‌ای خطاب به جناب حجت‌الاسلام سید محمود نبویان [بخش اول] آقای نبویان عزیز...! با حذف تمام تشریفات و مقدمات، بعد از خداقوت به شما و تمام اعضای تیم دیپلماسی در دولت، مطالبی که به‌تازگی در رابطه با تجربه تلخ «مذاکره با آمریکا در پاکستان»، «آتش‌بس دوهفته‌ای» و همچنین «آینده جنگ» فرمودید را دیدم. (صوت منتشرشده در کانال و مصاحبه با خبرگزاری دانشجو) از نجابت، صداقت و خصوصاً صراحت شما در مواجهه با حقیقت و در مخاطبه با مردم شریف و قهرمان ایران تشکر می‌کنم؛ اما از باب قدردانی و در برخی موارد، درددل و گلایه و با هدف عبرت‌آموزی و پیشگیری از تکرار فراموشی‌های تاریخی‌ زجرآور در آینده، برخی از کلمات شما را به اختصار مورد بررسی قرار خواهم داد. 🔻فرمودید: «نتایج مذاکرات اسلام‌آباد در مجموع، مطلوب و مورد قبول نبود؛ بلکه [مضر بود؛ چرا که] دشمن جری‌تر نیز شد!! ما چند خطای راهبردی داشتیم. یک موردش این بود که موضوع هسته‌ای را در دستور کار قرار دادیم. این دشمن را امیدوار کرد! در حالی که موضوع هسته‌ای ایران اصلاً ربطی به دشمن ندارد.» آقای نبویان از شما ممنونیم! شما کمک کردید افرادی که با حال خوش‌خیالی، رخوت‌آمیز و رخوت‌برانگیز، مردم و نخبگان را از هرگونه کنشگری جدی و مؤثری در صحنه برحذر داشته و از آنها توقع بیشتری جز تکرار شبانه «بزن که خوب می‌زنی» نداشتند، اندکی به فکر فرورفته و بتوانند لااقل برای لحظاتی روی این مطلب تمرکز کنند که: «می‌شود در جمهوری اسلامی، در همان سطح عالی و اقدامات اساسی، در کنار تمام خدمات ارزنده، خطا و خسارت محضی از سوی مسئولین اتفاق بیفتد که مورد تأیید رهبری نبوده و مردم در نگرانی خود بر حق بوده و باید در ابراز این نگرانی و بصیرت‌افزایی، اقدامات بیشتر و مؤثرتری نیز می‌کردند و همه اینها هیچ منافاتی با همدلی، وحدت و اعتقاد به حسن‌نیت مسئولین ندارد!» اما آقای نبویان! آیا اینکه ملت ایران به انرژی هسته‌ای و غنی‌سازی نیاز دارد و این کار را انجام خواهد داد و این موضوعات اساساً ربطی به آمریکا ندارد که بخواهد در رابطه با آن از ما درخواست تعلیق نماید، واقعاً مطالب پیچیده‌ای است؟ چرا باید مذاکرات اتفاق بیفتد و این خطای راهبردی که بارها و بارها تجربه شده مجدداً رخ بدهد و هیئت مذاکره‌کننده و شما از اسلام‌آباد بازگردید و بعد از مشاهده جری‌شدن و امیدوارشدن آمریکا و محاصره دریایی و... یادتان بیاید که خطای راهبردی صورت گرفته است؟ آخر به چه قیمتی؟ و چرا اینقدر دیر؟! گرچه باز جای شکرش باقی است که تحت جوّ سنگین «وحدت‌شکنی نکنید!»، «مردم را بدبین نکنید!» و «همه چیز هماهنگه!» دست از این اعتراف صریح برنداشته و اقدام به سانسور و کتمان نکردید. 🔻فرمودید: «به جای آن موضوع نادرست، باید در مورد این گفتگو می‌کردیم که آمریکا چگونه می‌خواهد به ایران غرامت بپردازد؛ باید زمان‌بندی می‌کردیم نسبت به خروج آمریکا از منطقه، باید بحث می‌کردیم که شما کی می‌خواهید تحریم‌ها را بردارید، تصویب می‌کردیم که آتش‌بس در کل جبهه مقاومت برقرار شود. [اگر در مورد موضوعاتِ درست، مذاکره شده بود] الان ما پیروز میدان بودیم!» عجیب... شما واقعاً فکر می‌کنید اگر احیاناً در مورد موضوعات صحیح و بایسته مذاکره شده بود، دیگر همه چیز خوب و روبه‌راه بود؟ یعنی واقعاً تصورتان این است که مشکل فقط در موضوع مذاکره بود و می‌شد از این مذاکره‌ها، کاغذبازی‌ها و لشکرکشی‌های دیپلماتیک، در میانه یک جنگ تمام‌عیار و وجودی با گرگ هاری به نام دولت آمریکا و رژیم صهیونیستی، به «پیروزی» رسید؟ واقعاً فکر می‌کنید در این شرایط می‌توانستیم از طریق مذاکره با آمریکا، به قول بعضی‌ها آنچه در میدان به دست آورده بودیم را «نقد» کرده و دستاوردهای خود را «تثبیت» نماییم؟ آیا تا زمانی که آمریکا آمریکاست، «ذات مذاکره با آمریکا» چنین ظرفیتی خواهد داشت؟ آقای نبویان! آنچه می‌تواند آمریکا را مجبور به غرامت کند یا اگر مجبور به غرامت نشد، غرامت خود را از او به زور بگیریم؛ آنچه می‌تواند آمریکا را از منطقه اخراج نماید؛ آنچه می‌تواند تحریم‌های آمریکا را بی‌اثر (نه معلق یا لغو) کند؛ آنچه می‌تواند آتش‌بس پایدار و حقیقی در کل جبهه مقاومت را به ارمغان آورد؛ نفس مقاومت، جنگ سخت،‌ مبارزه نظامی، به زانودرآوردن، فلج‌کردن و بالابردن هزینه در میدان عینیت است (که به اذعان کارشناسان هنوز اتفاق نیفتاده و علامتش همین تهدیدهای کلامی و بی‌پروایی‌های عملی است)؛ نه دست‌دادن و گفتگویی که دشمن دارد پشت آن به تعبیر رهبر شهید به ریش ما می‌خندد؛ فرصت می‌خرد؛ جری‌تر می‌شود؛ دست به محاصره و ده‌ها اقدام دیگر زده و به گستاخی‌های جدید و ترورهای دردناک‌ فکر می‌کند! آقای نبویان! با گرگ مذاکره نمی‌کنند؛ دست و پایش را قطع می‌کنند. 🍷@Ghadah_SD
[بخش دوم] 🔻فرموده‌اید: «ما بعد از این اصلاً مذاکره‌ای با آمریکا نداریم... اینکه برخی می‌گویند اگر محاصره دریایی بشکند ما وارد مذاکره می‌شویم غلط است.» بعد هم فرموده‌اید:‌ «مردم ایران!‌ از این به بعد، هر نوع مذاکره با آمریکا فقط خسارت محض است و فقط تضاد با منافع ملت ایران دارد!» خب آقای نبویان عزیز! اینکه مذاکره با آمریکا «سَم» است؛ «خسارت محض» است؛ «غیر عاقلانه»، «غیر هوشمندانه» و «غیر شرافتمندانه» است؛‌ اینکه مذاکره با آمریکا برخلاف منافع ملی است؛ و اینکه از مذاکره با آمریکا هیچ مشکلی حل نمی‌شود؛ اینها را مردم ایران بارها و بارها از رهبر شهیدشان شنیدند و خوب یاد گرفتند و به همین خاطر، از ابتدای جنگ نیز دلواپسی و دلسوزی خود را با همین ادبیات به دولتمردان ابراز می‌کردند... آیا واقعاً باید این‌بار نیز می‌رفتید و مذاکره اتفاق می‌افتاد تا بعد از چند روز، به همان سخن رهبر شهید و تجربه تاریخی و نگرانی مردم و نخبگان رسیده و نتیجه بگیرید که مذاکره با گرگ هاری به نام دولت آمریکا، خسارت محض است؟ آخر چرا؟!! آیا حتماً باید آتش‌بس، اسلام‌آباد، ونس، صندلی مذاکره و محاصره دریایی را می‌دیدید تا به این نتیجه برسید؟ مگر پوشه «مذاکره با آمریکا» با تمام ابعاد و لوازمش و در بحرانی‌ترین شرایطش، بارها تجربه نشده بود؟ وقتی کلمه «تجربه» را می‌گویم یا می‌شنوم، بغض می‌کنم؛ زیرا یاد تکرار این تعبیر در ادبیات رهبر شهید انقلاب می‌افتم که سالیان سال، هرگاه می‌خواست از عواقب «مذاکره با آمریکا» بگوید، کلیدواژه «دلیل: تجربه» را تکرار می‌کرد. نفسش گرفت؛ گلویش پاره شد؛ خون جگر خورد؛ بی‌وفایی دید؛ سادگی‌ها و دنیازدگی‌ها را تحمل کرد تا چشم مردم و مسئولین نسبت به ماهیت دولت آمریکا و مذاکره با آمریکا هرچه بیشتر باز شود؛ تا حتی اگر الهیات مبارزه و جهاد برای کسی حل نشده است، لااقل به حکم تجربه‌گرایی به این واقعیت تن دهد. آقای نبویان! آیا می‌دانید مردمی که این شب‌ها در کف خیابان، در عین ادب و احترام، نگرانی از تکرار همین «خسارت محض» را به امر ولیّ خود «فریاد» می‌زدند، چقدر مورد اتهام قرار گرفتند؟ می‌دانید چقدر برچسب تندرو، افراطی، وحدت‌شکن و ترویج‌کننده یأس و بدبینی به آنها خورد؟ می‌دانید کارشناسان نظامی و تحلیلگران امور سیاسی از قبیل محسن رضایی و فؤاد ایزدی که همین نکات را از ابتدا می‌گفتند چقدر مورد طرد و هتک قرار گرفتند؟ 🔻 فرموده‌اید: «آتش‌بس فریب است؛ آتش‌بس مقدمه‌ای برای آمادگی مجدد دشمن جهت حمله است». آقای نبویان! چرا برخی مسئولین از مردم در شناخت صحنه عقب‌ترند؟ چرا بدبینی و نگرانی مردم نسبت به آتش‌بس و توقف جنگ به درخواست آمریکا تا این حد بجا و نقطه‌زن بود؟ راستی شما از کسانی بودید که پیش از این از آتش‌بس حمایت می‌کردید و می‌گفتید این بار با دفعات قبل فرق می‌کند؟ حالا دیدید که فرق نمی‌کند؟ حالا اعتراف می‌کنید که این‌بار نیز آتش‌بس تحمیلی با رنگ و لعاب پذیرش فریبنده ده محور، فرصتی برای تجدیدقوای دشمن بوده و هست؟ 🍷@Ghadah_SD
[بخش سوم] 🔻فرموده‌اید: «جنگ باید تا امنیت کامل ایران ادامه یابد تا جایی‌ که تا ده‌ها سال بعد دشمن جرأت حمله نداشته باشد.» آیا واقعاً این اکتشاف که امنیت پایدار،‌ محصول قدرت سخت بوده و آنچه می‌تواند جلوی چرخه «جنگ-آتش‌بس-مذاکره-جنگ» را بگیرد، فقط و فقط استمرار ضربات دردناک فلج‌کننده در میدان است، نیاز به تجربه مجدد پذیرش آتش‌بس و مذاکرات اسلام‌آباد داشت؟ بگذارید مجددا بگویم. آیا می‌دانید گفتن همین جمله که جنگ باید بدون نیاز به مذاکره و بدون وقفه آتش‌بس، تا رسیدن به تضمین عینی در صحنه که همان فلج‌کردن رژیم صهیونیستی و خروج آمریکا از منطقه است ادامه پیدا کند، چقدر برای مردم حاضر در صحنه هزینه داشت؟ می‌دانید با پتک «شما نمی‌فهمید بالاخره هر جنگی نیاز به مذاکره داره دیگه... نمیشه که همینجوری فقط بجنگیم!» چقدر توی سر این مردم مؤمن انقلابی کوبیدند؟ می‌دانید چقدر آنها را به جرم ایستادگی پای ادبیات رهبر شهید انقلاب محکوم کردند؟ می‌دانید چقدر از خودی و غیرخودی زخم‌زبان شنیدند و به انواع برچسب‌های ناجوانمردانه متهم شدند؟ آیا قبول دارید که اینگونه فریب‌ها و خطاهای راهبردی، امنیت ملی ما را به شکل جبران‌‌ناپذیری تضعیف می‌کند؛ دشمن را در حمله به کشور جری می‌کند؛ جنگ دوازده‌روزه و جنگ رمضان به وجود آورده و عزیزان ما را پرپر می‌کند؟ نقل شهید فریدون عباسی از رهبر شهید انقلاب را شنیده‌اید؟ شنیده‌اید که فرموده‌اند اگر ما در مذاکرات پیام ضعف نمی‌دادیم، دشمن جرأت حمله پیدا نمی‌کرد؟ می‌دانید هنوز هم عده‌ای از پذیرش مقوله «قتیل المذاکرات» ابا دارند؟ چون نمی‌توانند یا نمی‌خواهند حلقه‌های منطوی و مختفی در بین «مذاکره با آمریکا» با «ضعف امنیت ملی» و «جرأت دشمن نسبت به ترور و حذف فیزیکی» را در ذهن خود به درستی بچینند و تحلیل کنند... یا شاید هم فکر می‌کنند همین که بتوانند حال مردم را به هر قیمتی خوب کنند و به زور خوب نگه دارند و در جهاد تحمیق و تخدیر از یکدیگر سبقت بگیرند به وظیفه انقلابی خود عمل نموده‌اند. 🔻فرموده‌اید: «آمریکا یک ریال را آزاد نخواهد کرد؛ آمریکا فقط زبان زور حالی‌اش می‌شود!» احسنتم آقای نبویان! ماشاءالله آقای نبویان! خدا به شما خیر بده آقای نبویان! ولی مگر همین مضمون را رهبر شهید بارها و بارها نفرموده بودند؟ عجب بلیه‌ای است این آلزایمر تاریخی که به جان برخی افتاده و یادشان می‌رود که آمریکا قرار می‌گذارد و می‌نشیند و حرف می‌زند و فریب می‌دهد و می‌رود و بعد هم که کارش پیش رفت، هرچه گفته بود را فراموش می‌کند و هرچه منافعش اقتضا کند را انجام خواهد داد. مردمی که نحوست برجام را دیدند؛ سوز شهادت حاج‌قاسم و سایر فرماندهان را چشیدند و در مصیبت جانگذاز شهادت رهبرشان از عمق جان سوختند و همچنان نیز برافروخته‌اند، دوست دارند و مطالبه می‌کنند و از خدایشان است که همه مسئولین کشور به این نتیجه برسند که «آمریکا فقط زبان زور حالی‌اش می شود!» ای کاش بشود... ای کاش بشود! ▪️نکته پایانی: آقای نبویان! فرموده بودید «اصل مذاکرات با مجوز بود». ای کاش این جمله را نمی‌گفتید یا حالا که گفتید آن را بیشتر توضیح می‌دادید. شما از همه بهتر می‌دانید که مذاکرات در ایران همیشه با مجوز همراه بوده و هست؛ چه مجوز شورای عالی امنیت ملی، چه تأیید و امضاء رهبری. اما هیچ یک از این دو مجوز، مجوز تحریم مطالبه‌گری و چماق «همه چیز با رهبری هماهنگ است» نمی‌شود؛ همان چماقی که علاوه بر پیشینه قدیمی خود، بیش از چهل روز و شب است با آن توی سر و صورت بچه‌های انقلابی می‌زنند! شما بهتر از هر کسی می‌دانید که اجازه‌دادن‌های رهبری، شامل نرمش‌های قهرمانانه‌ای که به هیچ وجه، باب میل و مطلوب اولیه رهبری نبوده و مبتنی بر ظرفیت مردم و مسئولین و در راستای مصلحت است نیز می‌شود. شما بهتر از هر کسی با این دأب حکیمانه رهبران انقلاب آشنایی دارید. در این زمینه در جای خود توضیح داده شده است. لذا بیشتر به آن نمی‌پردازم. ✍️ سید شهاب‌الدین دعایی 🍷@Ghadah_SD
آیت الله سید یدالله یزدان پناهویژگی های معنوی قیام میدان - جلسه سوم.mp3
زمان: حجم: 23.9M
🔺 مقاومت؛ توصیه عقلانیت زمینی و آسمانی 🎙آیت‌الله سید یدالله یزدان‌پناه ▪️مذاکره با آمریکا بده‌بستان نیست؛ بلکه تحکّم و تهدید است. ▪️با آمریکا باید مثل خودش صحبت کرد: یا غرامت را بده یا می‌زنیم! یا محاصره را تمام کن یا می‌زنیم! ▪️تمدید آتش‌بس بعد از این دو هفته چه منطقی دارد؟! ▪️چرا مردم حق دارند نگران باشند؟! ▪️هرجا در برابر دشمن محکم ایستادیم و پوزه استکبار را به خاک مالیدیم نتیجه گرفتیم! ▪️حضور شبانه مردم در خیابان برای همین است که نگرانی‌های خود را ابراز کنند. ▪️ما مردم، قدرت نرم نظام هستیم و شفاف می‌گوییم که نگران مذاکره هستیم. ▪️نباید اختلاف ایجاد کنیم؛ اما دغدغه‌های خود را حول فرمایشات رهبر به مسئولین خواهیم گفت. ▪️برخی مسئولین به‌گونه‌ای سخن می‌گویند که گویا هنوز رهبری شهید نشدند. ▪️نیروی لایزال مردمی را در بحران‌ها فراموش نکنیم. ▪️اگر برای خدا به میدان بیاییم، خدا راه را باز می‌کند. ▪️عقلانیت زمینی و آسمانی ما را به مقاومت توصیه می‌کند. 🍷@Ghadah_SD
19.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰 نگرشی واقع‌بینانه به کیفیت تعامل ولیّ‌جامعه با مسئولین و مردم 🏷 آیا همه چیز با رهبری هماهنگه؟ 🎬 حجة‌الاسلام و المسلمین استاد محمدحسن وکیلی: ▪️امام صادق قیام‌ شیعیان را در زمان خود به صلاح ندانستند؛ اما علت اجازه‌ندادن امام، ضعف و سستی در شیعیان بود. اگر شیعیان پای کار بودند، مطلوب اصلی امام «قیام»‌ بود؛ نه «قعود»! ▪️مراتب مقاومت در برابر دشمن، تابع مراتب ایمان، صبر و استقامت است. ▪️در زمانه کنونی، اگر در تحلیل خود از روندهای اجتماعی و تصمیماتی که مسئولین گرفتند تشخیص دادیم که حق چیز دیگری است، نباید متصدیان را متهم به خیانت و نفاق کنیم! قابلیت جامعه همین‌قدر است. ▪️رهبر شهید در یکی از آخرین سخنرانی‌های خود فرمودند امام معصوم نیز اگر در رأس کار باشد، بدون کمک مردم نمی‌تواند کاری بکند! ▪️ولی‌فقیه می‌خواهد با عده‌ای کار کند؛ مسئولین نظام، بازوهای ولی‌فقیه هستند. ولی‌فقیه نیز به اندازه بینش، کشش، توکل، توحید و ظرفیتی که مسئولین دارند تصمیم می‌گیرد؛ چاره‌ای غیر از این نیست. ▪️اما آیا آن تصمیمی که ولی جامعه می‌گیرد تصمیم مطلوب اوست؟ چه‌بسا خیر. چه‌بسا آنچه حق می‌داند، مطلب دیگری است و چون الان بازوی دیگری برای اجرا ندارد، مجبور به مماشات می‌شود. ▪️آنچه از سیاق عبارات بیانیه رهبری بعد از آتش‌بس به دست آمد، خیلی تأیید ماجراهایی که اتفاق افتاد نبود! ▪️وظیفه ما همان شعار معروف است:‌ ای رهبر آزاده، آماده‌ایم آماده. باید نصرت خدا و ولی‌خدا را با صدق فریاد بزنیم. ▪️ما و دولتمردان باید یکدیگر را به حق و استقامت «تواصی» کنیم. بی‌ادبی و هتک حرمت جایز نیست. 🍷@Ghadah_SD
🔰 تحریر محل نزاع در مسأله «تحمیل بر ولی جامعه» (بخش اول) 📝 سید شهاب‌الدین دعایی 🔻 نسبت به پدیده «تحمیل بر ولی جامعه» گزاره‌های زیر مورد وفاق بوده و تردیدی در آن نیست: ▪️پدیده «تحمیل یک نظر یا تصمیم بر ولی جامعه» هم فی‌نفسه ممکن است؛ هم در تاریخ اسلام و تاریخ انقلاب رخ داده است. ▪️تحمیل بر ولی جامعه ابداً به معنای ضعف یا نقص ولی جامعه نبوده؛ بلکه به معنای قدرت و نفوذ حلقه تصمیم‌ساز برای الزام ولی جامعه به کوتاه‌آمدن از مطلوب و ایده‌آل خویش است. ▪️تحمیل بر ولی لزوماً ناشی از خباثت و خیانت مسئولین و متصدیان نبوده و می‌تواند ناشی از ظرفیت کم، آگاهی ناقص یا تشخیص نادرست بوده و با دلسوزی یا حسن‌نیت ایشان نیز سازگار باشد. ▪️ولی‌ جامعه به استناد شرایط صلاحیت خود، زیر بار تحمیل در موضوعاتی که با هدم اسلام یا استحاله انقلاب ملازمه دارد نمی‌رود. ▪️با این وجود، دامنه تحمیل بر ولی جامعه، شامل موضوعاتی که سرعت و کیفیت پیشروی اسلام و رشد انقلاب به سمت اهداف و آرمان‌های خود را کند نموده و حتی می‌تواند هزینه‌های کلانی برای حکومت و جامعه اسلامی بتراشد نیز می‌شود. ▪️مردم و نخبگان نسبت به پیشگیری و جلوگیری از تحمیل بر ولی جامعه، وظایفی اجمالاً در بلندمدت و کوتاه‌مدت بر عهده داشته و حق سکوت ندارند. 🔻با عنایت به پیش‌فرض‌های فوق، کنشگران اجتماعی و نخبگان سیاسی سعی می‌کنند: ▪️بعد از ملاحظه سلسله تحمیل‌های قطعی بر رهبران انقلاب اسلامی در دوره معاصر از سوی جریانات و تفکراتی خاص و به طور مشخص در حوزه سیاست خارجی، ▪️بعد از مرور سلسله تحمیل‌های قطعی بر رهبر شهید انقلاب در ماجرای «مذاکره با آمریکا» و «کوتاه‌آمدن نسبت به حقوق هسته‌ای» و... در سالیان اخیر و ملازمه آن با کاهش سطح امنیت ملی، پیشرفت اقتصادی، عدالت اجتماعی، مشارکت مردمی و... ▪️خصوصاً بعد از ظهور نشانه‌های عبور از خط‌قرمزهای رهبری در جنگ و آتش‌بس اخیر،‌ مانند «ممنوعیت مذاکره درباره مسائل هسته‌ای در دور اول»، «ممنوعیت مذاکرات دور دوم با آمریکا» و «لزوم وحدت ساحات در جبهه مقاومت» ▪️بدون ساده‌انگاری نسبت به امکان از‌بین‌بردن محاذیر و محدودیت‌های اجتماعی در یک شب و عنایت به ضرورت و اهمیت کار بلندمدت، ▪️بدون هتک ساختار قانونی کشور، تخریب متصدیان حکمرانی و تضعیف حرمت کارگزاران نظام اسلامی یا پرخاشگری، عصبی‌شدن و پا به زمین کوبیدن، ▪️بلکه از روی غصه و غیرت، به شکل محکم و مستدل، با ادب و وقار، ▪️در کنار تبیین کلیات و مبانی و همچنین تلاش برای اقناع مخالفین و مرددین در بلندمدت، در کوتاه‌مدت نیز کنشگری مؤثر و روشمند داشته باشند. 🔻لذا به صورت طبیعی، کنشگران و فعالان سیاسی و اجتماعی بر عهده خود می‌دانند که: ▪️به بصیرت‌افزایی مردم در خصوص پدیده مهم «تحمیل بر ولی جامعه» کمک نمایند؛ ▪️از بیداری‌های مردمی نسبت به امکان پدیده سرنوشت‌ساز «تحمیل بر ولی جامعه» پشتیبانی نمایند؛ ▪️بدون متهم‌کردن اشخاص، بر خط‌قرمزهای رهبری که در معرض عبور بوده یا احیاناً مورد عبور قرار گرفته تأکید نمایند؛ ▪️با رعایت ادب و احترام، سؤالات خود و ابهامات موجود در ذهن مردم را با مسئولین در میان گذاشته و پاسخگویی مسئولین را مطالبه نمایند (مگر در جایی که امکان پاسخ از سوی مسئولین وجود ندارد، مانند مسائل محرمانه نظامی، نه مانند عموم عملکردهای دیپلماتیک و طرح‌های اقتصادی) ▪️و در مجموع، نسبت به پیشگیری از وقوع پدیده نامبارک «تحمیل بر ولی جامعه» در روزهای پیش‌رو حساس بوده و حساسیت مردم را علاوه بر تأیید و تقویت، جهت‌دهی و مدیریت نمایند. 👈 در تکمیل آنچه گفته شد، ذکر چند نکته خالی از لطف نیست. 🔸نکته اول: صرف اینکه در شرایط حساس جنگ و صلح قرار داشته و رهبری نیز از محبوبیت و امکانات فراوان برخوردار است، ملازمه ندارد با این که تصمیمات و اجازه‌های رهبری در این شرایط منطبق بر مصلحت‌های اصلی و اولیه باشد؛ زیرا کاملاً متصور است و شواهدی نیز در تاریخ انقلاب دارد که رهبر با پذیرش تصمیم اطرافیان، کشتی انقلاب را در امثال همین شرایط خطیر نیز در مسیر ثانوی به جریان انداخته و گرچه با زحمت فراوان و هزینه بیشتر، اما از میان طوفان‌ها عبور می‌دهد. از اینجا روشن می‌شود که اینگونه عقب‌نشینی‌ها حتی اگر در شرایط حساس واقع شود، هیچ ملازمه‌ای با ضعف رهبری نداشته و اتفاقاً از توانایی فوق‌العاده وی حکایت می‌کند. اگر این ملازمه ذهنی کاذب را با دست خودمان ساخته و تکرار نموده و تقویت کردیم، آسیب‌های اجتماعی و تبعات شناختی ناشی از آن در پرونده ما نیز نوشته خواهد شد. بگذریم که نوع نگاه ما به سطح «محبوبیت» و «امکانات» چه‌بسا با عنایت به واقعیت‌های موجود در تمام لایه‌های اجتماع و حکمرانی نیاز به دقیق‌سازی داشته باشد. 🍷@Ghadah_SD
🔰 تحریر محل نزاع در مسأله «تحمیل بر ولی جامعه» (بخش دوم) 📝 سید شهاب‌الدین دعایی 🔹نکته دوم: قرار نیست با بیان کلیات و طرح اصل مسأله تحمیل بر ولی جامعه یا ردیف‌کردن فهرست تحمیل‌ها در تاریخ انقلاب، تکلیف واقعیت خارجی امروز مشخص شده یا مخاطب تحریک به اقدام در این زمینه شود؛ اما ملاحظه واقعیات تاریخ سیاسی انقلاب خصوصاً دهه اخیر که تحت‌تأثیر نوعی آلزایمر تاریخی مورد غفلت قرار گرفته است و علی‌‌الخصوص مشاهده قرائن حاکم بر صحنه در همین روزها، نخبگان بیدار و مردم هوشیار را از ساده‌اندیشی و صرفاً تکرار شعار «وحدت! وحدت!» بازداشته و نسبت به چگونگی کنشگری برای خلق اراده عمومی در کوتاه‌مدت جهت پیشگیری از ناهمراهی‌ها، مخالفت‌خوانی‌ها و تحمیل‌ها، به تأمل و اقدام وادار می‌کند. 🔸نکته سوم:‌ مسلماً تعیین تکلیف و حکم قاطع صادر نمودن، نیاز به «اشراف جامع» و «اطلاعات کامل» دارد که عموم نخبگان اجتماعی و کنشگران سیاسی از آن برخوردار نیستند؛ اما موضوع اساساً در تعیین تکلیف و صدور حکم قاطع نیست؛ بلکه موضوع، داشتن تحلیل سیاسی و کنش متناسب با آن است. سخن در این است که آن قدر آش وحدت را شور کرده‌ایم که برخی جریانات، بلندکردن پلاکارد کلمات رهبر شهید و رهبری فعلی را نیز سانسور نموده و آن را مصداق نقض وحدت به حساب می‌آورند. چرا از نفی یک افراط، چنین تفریط لوس و بی‌مزه‌ای را نتیجه می‌گیریم؟ چرا وقتی به کانال‌های برخی از این عزیزان جهاد تبیینی مراجعه می‌کنیم، در کنار آن همه امیدواری، دستاورد و شعار پیروزی، یک کلمه محض رضای خدا تحذیر، هشدار، نگرانی، تبیین یا پیشنهاد نسبت به تصریحات ولی‌فقیه که مورد عدول قرار گرفته یا در معرض عدول قرار داشته و خط‌قرمز‌بودن آن باید مورد تأکید باشد نمی‌بینیم؟ بدمان نیاید اگر ما را «خوش‌بین» می‌نامند؛ عیب از خودمان است که نتوانسته‌ایم در خط میانه حرکت کرده و همان‌قدر که از جنبه‌های خوب و خوشایند سخن می‌گوییم، بیم‌ها و خطرها را نیز فریاد بزنیم؛ البته نه صرفاً با با بیانیه‌خواندن و ارائه کلیات ابوالبقاء، بلکه دقیقاً ناظر به شرایط صحنه و با تکیه بر خط‌قرمزهای رهبری و زیرنظرداشتن عملکرد مسئولین محترم؛ طبیعتاً هر کسی با هر آگاهی و هر توانی. لذا اینکه در نقد «جریان حساس نسبت به پدیده تحمیل»، دائماً آسیب‌های ناشی از افراطی‌گری در آن را برجسته نموده و وجه معتدل آن را به روی خود نیاوریم صحیح نیست. به طور متعارف اینکه کیفیت تبیین پدیده تحمیل می‌تواند یا توانسته است یک تصویر دست‌بسته از رهبر ساخته یا مخاطب را نسبت به ساختار نظام بی‌اعتماد گرده و گرد تفرقه و بدبینی در جامعه پخش کند، نه محل شک است، نه مذموم‌بودن آن محل گفتگو. حالا آیا منصفانه است که یک چماق به دست گرفته و اصل گفتمان «احتراز از ساده‌اندیشی نسبت به تصمیمات نظام!» و «لزوم بیداری عمومی و هوشیاری نخبگانی نسبت به میزان هماهنگی مسئولین با منویات رهبری» را تخریب نموده یا از رشد آن اظهار دلواپسی کنیم؟ 🔹نکته چهارم: مسلماً در مواجهه با پدیده تحمیل بر ولی جامعه، احتمال‌پردازی بی اصل و اساس صحیح نیست؛‌ اما شاید اینقدر از تفکر و احتمال‌پردازی سیاسی ترسیده‌ایم که وقتی با برخی احتمالات در عینیت صحنه و قطعیت آن در مرحله بعد مواجه می‌شویم نمی‌توانیم آن را باور کنیم! آری، کسی نباید متصدی احتمال‌پردازی و ابهام‌آفرینی ذهنی در جامعه شود؛ اما وقتی همان خطوط قرمز مصرّح در کلام رهبری و مطالبات ایشان را مکررا برای مردم بخوانیم و برای هم تکرار کنیم و البته هم‌زمان اخبار (نه شایعات) را از افراد ثقه دریافت کرده و از سکوهای رسمی می‌‌شنویم، خودبخود احتمالاتی نسبت به پدیده تحمیل در اذهان شکل می‌گیرد. حال اگر هنری هست، صورت‌بندی و تبیین این احتمالات در مسیر حقیقت و مصلحت انقلاب اسلامی است؛ نه سرکوب احتمالات، تکرار غیرهنرمندانه کلمه «اتحاد»، دعوت به بزرگ‌شدن و از موضع بالا با مردم و کنشگران دلسوز جبهه انقلاب صحبت‌ کردن. 🔸نکته پنجم: مردم ایران بعد از حادثه جانگداز شهادت حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای، ملت مبعوث شده‌اند؛ رکن تصمیم‌گیری در کنار مسئولین سیاسی و نظامی شده‌اند؛ رهبری صحنه را بر عهده گرفته و دیگر در گوشه و حاشیه حکمرانی قرار ندارند. از یک ملت مبعوث انتظار نداشته باشیم هر شب به خیابان‌ها آمده و فقط سرود بخواند. اگر شعار مردم‌سالاری دینی را می‌دهیم، پای لوازم آن نیز بایستیم. امروزه قبل از آنکه نخبگان نسبت به «پذیرش آتش‌بس، استمرار آتش‌بس علی‌رغم نقض‌های مکرر و مذاکره با قاتل پدر امت بدون اتمام دفاع پشیمان‌کننده» نگران و حساس باشند، این مردم ایران هستند که شب‌ها سخنان رهبر شهید و کلمات رهبر جدید را روی دست گرفته و مسئولین را به حق و صبر سفارش می‌کنند. آمارها و نظر‌سنجی‌هایی که نسبت به آراء و دغدغه‌های مردم منتشر شده گویاست. لذا حتی اگر در بحث علمی إن‌قلتی داریم، لااقل به حکم مردم‌داری در کنار مردم بمانیم و ساز مخالف نزنیم. 🍷@Ghadah_SD
🔰 «تحمیل بر ولیّ جامعه»؛ جایگاه، لوازم و سوءتفاهم‌ها (بخش اول) جای شکر دارد که مسأله خطیر «تحمیل بر ولیّ فقیه» که سخن‌گفتن از اصل آن و پرداختن تفصیلی به آن، از گذشته در میان بسیاری از چهره‌های انقلابی، شبیه به یک «تابو» بود، در این روزها در حال تبدیل به یک گفتمان رایج و تذکر بایسته است. کمک به افزایش بصیرت و بیداری عمومی نسبت به پدیدۀ خطرناک «تحمیل یک تصمیم بر ولیّ جامعه» و رویکرد ناصواب «همه چیز هماهنگ است؛ نگران نباشید و فقط سرود بخوانید!‌» گرچه همچنان مخالفانی در لایه نخبگان، عزیزان جهاد تبیین،‌ مداح‌ها و منبری‌ها دارد؛‌ اما اصل «تابو» شکسته شده و روز به روز تابوانگاشتن آن قبح و زشتی بیشتری پیدا می‌کند. 🔻ظاهراً این تغییر و تحول از جهت جامعه‌شناختی، ریشه در چهار عامل اساسی دارد: 1️⃣ بازخوانی فرمایشات متراکم رهبر فقید و رهبر شهید انقلاب در این زمینه که به برکت وسعت‌یافتن افق دید و فرصت و تمرکز پیش‌آمده در ایام حاضر، بهتر از گذشته ممکن شده است. 2️⃣ خون پاک، مبارک و مطهر رهبر شهید انقلاب که وقتی بر زمین ریخته شد، بسیاری از خوش‌بینی‌ها و حسن‌ظن‌ها را از از بین برد و علاوه بر ایجاد بعثت ادراکی و شناختی در میان مردم ایران، تحولی اساسی در ذهنیت‌های لایه‌های میانی و خواص جامعه نیز پدید آورد. 3️⃣ حوادث اخیر و مشاهده نسبت اوامر و راهبردهای رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای با برخی از کنش‌ها،‌ توئیت‌ها، رفت و آمدها و ... که زمینه را برای تصدیق این پدیده و ابعاد و لوازم آن بیشتر فراهم نموده است. 4️⃣ جهاد تبیین برخی از چهره‌های آگاه و دلسوز انقلاب اسلامی که دست از تبیین مظلومیت مقتدرانه ولیّ جامعه، چه در عصر معصومین و چه در عصر حکومت ولایت‌فقیه برنداشته و تمام برچسب‌ها و هتک‌حرمت‌ها را در این مسیر به جان خریدند. ▪️امروزه زمینه شکل‌گیری این بلوغ فکری،‌ بیش از پیش مهیاست که همگان بدانند پدیده تحمیل، بدون آنکه لزوماً ناشی از خباثت مسئولین بوده و منجر به هدم اسلام یا استحاله انقلاب شود، پدیده‌ای جدی، خطرناک، هزینه‌ساز و غیرقابل‌تسامح بوده و می‌تواند حرکت قطار انقلاب اسلامی به سوی اهداف عالی خود را کند یا در برهه‌ای متوقف نماید. از این رو،‌ در کنار تمام محورهای لازم در فضای گفتمان‌سازی و تقویت جبهه اسلام و انقلاب، این محور از اهمیت خاصی برخوردار است. 🔹 آنچه در این زمینه مورد عنایت بوده و در یادداشت‌های گذشته (اینجا و اینجا) نیز مدنظر قرار داشت را می‌توان در سه دغدغه اساسی خلاصه کرد: 1️⃣ عبور از بحث و جنجال‌های مبنایی (اصل امکان و وقوع تحمیل،‌ معنای تحمیل،‌ لوازم تحمیل و اقسام تحمیل) که فارغ از مناقشات لفظی که اسم آن را «تحمیل» بگذاریم یا چیز دیگر، مورد وفاق نسبی در میان اندیشمندان است؛ گرچه همچنان تا وفاق عمومی فاصله دارد. 2️⃣ تلاش برای ارائه یک الگوی تراز در نحوه تبیین پدیده «تحمیل به ولیّ جامعه»؛‌ خصوصاً با عنایت به شرایط کنونی و مصادیق فعلی 3️⃣ رفع برخی از سوءتفاهم‌های مربوطه یا افراط‌ها و تفریط‌ها که در نهایت به ترسیم بهتر همان الگوی تراز کمک می‌کند. ▪️اگر تبیین این پدیده در جامعه دارای اشتباهات و اشکالاتی است، تلاش ما باید نشان‌دادن اشتباهات و اشکالات و تقویت اصل گفتمان و اهمیت آن باشد. اساساً از ابتدا قرار نبوده با نشان‌دادن الگوی تراز و ابعاد گوناگون آن، نتیجه بگیریم که خارجاً هیچ مشکلی وجود ندارد؛ کما اینکه سخن‌گفتن از آن اشکالات نیز در جای خود مفید بلکه لازم است. اما یکی از چالش‌های جدی آنجاست که چون با اشکالات خارجی و بدسلیقگی‌های مصداقی در این زمینه مواجه می‌شویم، حس بدی نسبت به اصل این گفتمان و ادبیات پیدا کرده و نمی‌توانیم عیناً و عملاً به سمت اجرای آن حرکت کنیم. البته همان‌طور که عرض شد،‌ باید خدا را شکر کرد که این روزها سخن‌گفتن از بایسته‌های اعتدالی در این زمینه نیز در حال رواج است. ❇️ بگذارید دقیق‌تر عرض کنم. آنچه در گذشته در بسیاری از اذهان مرتکز بود، این بود که یک‌وقت خدای‌ناکرده کسی از این مطلب سخن به میان نیاورد که مسئولی در حکومت اسلامی ممکن است حرف خود را بر حرف و اراده ولیّ غالب نموده و پروژه خود را پیش ببرد؛ چرا که صرف طرح احتمال این تصویر نیز اقتدار نظام اسلامی،‌ قدرت ولی‌فقیه، انسجام نظام و اعتماد مردم را خدشه‌دار می‌کند. همه با احترام می‌گوییم «مقام معظم رهبری» و می‌توانید بعد از آمدن اسم ایشان نیز بلند صلوات بفرستید و ما همه تحت فرمان رهبری قرار داریم و خیالتان راحت باشد که همه کارها با ایشان هماهنگ است؛ اما کارگزار سکولار و جریان غرب‌گرا در پشت‌صحنه، مشغول پیشبرد پروژه خود بوده و با کمک‌گرفتن از ترفند «مراعات ظاهر»، از طرد افکار عمومی متعلق به جبهه انقلاب نیز خودداری می‌کند. 🍷@Ghadah_SD
🔰 «تحمیل بر ولیّ جامعه»؛ جایگاه، لوازم و سوءتفاهم‌ها (بخش دوم) ▪️این تلقی و تابو که البته بعید نیست ترویج و تعمیق آن در فرهنگ فکری جامعه، محصول یک طرح و نقشه خودآگاه جهت پیشبرد اهداف و طرح‌های شیطانی باشد، آهسته‌آهسته با تربیت و هدایت رهبر شهید انقلاب در قالب اشارات،‌ کنایات و بعضاً تصریحات، به شکل دقیقی کم‌رنگ گردید تا جایی که در شرایط کنونی، طیف‌های وسیعی از مردم و نخبگان،‌ نه تنها به این انگاره باور ندارند؛ بلکه آن را تبدیل به یک شوخی نموده و گهگاه از آن به عنوان یک لطیفه استفاده می‌کنند. ▪️فراتر از این، امروزه در نزد مردم و خیابان، تقریباً انگاره «همه چیز هماهنگه» همان‌قدر مشمئزکننده است که ایده «همه چیز رو بدیم بره» چندش‌آور و تهوع‌آور است. راز این حجم از اشتراک در زشتی و پلیدی در ذائقه اجتماعی را می‌توان پی‌بردن به نقش عجیب نهادینه‌شدن جمله اول در عملیاتی‌شدن جمله دوم دانست؛ واقعیت تلخی که متأسفانه همچنان مورد غفلت برخی از اهالی جبهه فکری انقلاب دارد! ▪️آری، مسائل بنیادین که عدول از مصلحت در آن موجب هدم اسلام و استحاله انقلاب شود، علی‌القاعده مجرای پذیرش تصمیم تحمیلی نیست؛ اما نباید این بخش از چالش‌های خاص را به حوزه وسیعی از چالش‌های غیر بنیادین اما «حساس» و «سرنوشت‌ساز» تعمیم داد. به عبارت دیگر، دایره کوتاه‌آمدن‌هایی که اسلام را بر باد داده یا انقلاب را سرنگون می‌سازد نسبت به عموم کوتاه‌آمدن‌ها در مسائل مهم و حساس، محدود بوده و از قضا آنچه ممکن است زیر چتر حکومت ولیّ الهی به نحو پرتکرار، مجرای مصلحت‌اندیشی و عقب‌نشینی قرار بگیرد، همین دسته دوم است. انقلاب اسلامی در طول این سالیان همچون کشتی مقتدری در میان طوفان‌ها به مسیر خود ادامه داده است؛ اما اگر نبود همین دسته از تحمیل‌ها، قطعاً و یقیناً‌ این کشتی با درایت و هدایت مستقیم سکان‌دار حکیم آن، با شتاب بیشتر و هزینه کمتری به مقصد نزدیک شده بود. ▪️ماجرای «جنگ و صلح» و تصمیم ثانوی که ولیّ جامعه در ماجرای آتش‌بس و مذاکره اتخاذ می‌کند، در تاریخ معاصر ما از قبیل چالش‌های دسته دوم است؛ یعنی در عین اهمیت و حساسیت فوق‌العاده، اما خللی به اصل حرکت نظام اسلامی به سمت اهداف خود نشده و فقط می‌تواند مسیر آن را کند نموده یا متوقف نماید و البته این هیچ منافاتی با برکات خاصی که در صحنه جنگ نصیب یک ملت می‌شود ندارد؛ دقت شود! ▪️از این رو عرض شد که اگر کسی تصور نمود که پذیرش تحمیل توسط رهبری در شرایط موجود در چالشی از قبیل جنگ و صلح،‌ ملازمه با ضعف ولیّ دارد یا مستبعد نیست که ملازمه با ضعف ولیّ داشته باشد، طرح این ملازمه در اذهان عمومی صحیح نبوده و اگر چنین ملازمه‌ای در اذهان مخاطبین مرتکز شود، تبعات آن دامنگیر قائلین آن خواهد شد. چه اصراری هست که از ابتدا ملازمه تحمیل با ضعف ولیّ را تصویر کرده و تثبیت نموده و بعد هرکسی خواست از تحمیل بر ولیّ در این موضوعات سخن بگوید، فریاد «وای، ولیّ تضعیف شد» سر دهیم! نه اینگونه تحمیل‌ها برای اولین‌بار است که رخ می‌دهد و نه پذیرش آن دلالت بر ضعف ولیّ دارد و نه ... و نه ... ولیّ جامعه از روی حکمت و عمل به وظیفه، بعد از گزارش مسئولان و متصدیان امر و ملاحظه سطح ظرفیت‌ها و کشش‌ها، به میزان توان بازوان اجرایی خود و اقتضائات جامعه، نسبت به استمرار یا توقف جنگ تصمیم‌‌گیری نموده و در صورت لزوم، خدای‌ناکرده در همین موضوع حساس و سرنوشت‌ساز اقدام به نوشیدن «جام زهر» می‌کند و این هیچ ملازمه‌ای،‌ دقت شود: هیچ ملازمه‌ای با ضعف ولیّ ندارد. ▪️معلوم است که اگر نوشیدن جام زهر در ماجرای جنگ را به اشتباه و با تأکید و تکرار خود، ملازم با ضعف ولیّ دانستیم،‌ دیگر رویمان نمی‌شود صادقانه به مردم بگوییم «ولیّ با توقف جنگ موافقت نمود و جام زهر را نوشید»؛ چه رسد به اینکه بخواهیم از پشت‌صحنه نوشیدن جام زهر نیز به حسب شرایط برای مردم سخن گفته و وظیفه نصرت آنها را یادآور شویم. بدیهی است که اگر از قبل، نوشیدن جام زهر در ماجرای حساس و سرنوشت‌ساز جنگ را ملازم با ضعف ولیّ دانسته یا در مقابل تلقی ملازمه مذکور در میان اصناف یا اقشاری از مردم سکوت نمودیم، آنگاه در بطن حادثه و بزنگاه ماجرا که حضور در لحظه نخبگان مورد نیاز است، هراسان می‌شویم که با ذهنیت مردم که از این بیانات، ضعف ولیّ را نتیجه می‌گیرند چه کنیم! 🍷@Ghadah_SD
🔰 «تحمیل بر ولیّ جامعه»؛ جایگاه، لوازم و سوءتفاهم‌ها (بخش سوم) 🔹از سوی دیگر، طبیعی است که نمی‌توان و نباید با صرف طرح کلیات بحث تحمیل یا فهرست‌کردن تحمیل‌ها در تاریخ اسلام و انقلاب، برای واقعیت امروزی تعیین تکلیف نمود؛ اما حتماً ضروری است که با طرح کلیات بحث تحمیل و فهرست‌کردن تحمیل‌ها در تاریخ اسلام و انقلاب، آن لایه زمخت و ضخیم خوش‌خیالی که روی گوش و چشم و جان اعضای جامعه اسلامی نشسته را لایروبی نموده و رخوت کسانی که گمان روشنی به کاسه‌های زیر نیم‌کاسه یا جهالت‌های انباشته ندارند را زدود. 🔸تکرار کلیات و خواندن تاریخ هم به پاره‌کردن چرت خوش‌خیالی کمک می‌کند؛ هم بعد از آن برای تطبیق بر حوادث روز گرچه فی‌نفسه کافی نیست؛ اما از نان شب برای اهل اندیشه واجب‌تر است؛ چرا که روندهای تاریخی عموماً مشابه یکدیگر است: «اسْتَدِلَّ عَلَى مَا لَمْ يَكُنْ بِمَا قَدْ كَانَ فَإِنَّ الْأُمُورَ أَشْبَاه‌» (نهج‌البلاغه، ص404). البته سخن لزوماً در تطبیق پدیده تحمیل بر شرایط کنونی نیست؛ بلکه «ایجاد هوشیاری نسبت به احتمال وقوع آن» نیز حائز اهمیت است. ممکن است اثبات جریان تحمیل به قطعیت نرسد؛ اما انسان فرهیخته لزوماً‌ منتظر به قطعیت‌رسیدن چنین امر خطیری نشده و به حسب ضریب احتمال، کنشگری متناسب با فضای پیشگیری را در عین توجه تحولات لحظه‌به‌لحظه نیز دنبال می‌کند. لذا شاید چالش برخی اعزه از صفر و یک دیدن ماجرا آب می‌خورد که طبیعتاً نیازمند علاج است. 🔹در این میان، آنچه حقیقتاً ناپسند بوده و انسان را خسته می‌کند، وحدت‌زدگی افراطی است که از سوی برخی مداح‌ها و منبری‌های بزرگوار به چشم می‌خورد. خلأ اصلی در قواره فکری این بزرگواران، دیدن یک جنبه و غفلت از جنبه‌های دیگر است. گرچه دائماً اسم رهبری را تکرار نموده و سیره و رویه خود را به ایشان مستند می‌کنند، واقعیت این است که از هنر دیدن منظومه‌ای آراء و افکار رهبر انقلاب محروم هستند. رهبر شهید انقلاب اگر از وحدت سخن گفته‌اند، از تنهایی ولیّ بدون حضور مردم و جای خالی «ایمان ابوذری» نیز صحبت فرمود‌ه‌اند؛ کما اینکه اگر رعایت ادب در انتقاد به مسئولین سخن گفته‌اند، از وجوب جریان انتقاد صحیح و وجوب پاسخگویی مسئولین به انتقادها نیز صحبت فرموده‌اند. این عزیزان کرکره گفتگو و پافشاری بر خطوط‌قرمز و رصد رعایت آن را (لااقل با دعوت از کارشناسان) به کلی پایین کشیده‌ و خیال می‌کنند دارند به تمام فرامین رهبری عمل می‌کنند. 🔸خوشمزگی ماجرا اینجاست که برخی از همین طیف شریف، یک‌دفعه در یک چرخش صد و هشتاد درجه‌ای به فکر پدیده «نفوذ در دستگاه اقتصاد» افتاده و پشت تریبون عمومی و در مقابل هزاران نفر، از یهودی‌هایی که منافقانه در لباس مسئولین جاخوش کرده‌اند سخن می‌گویند. ممنون می‌شویم اگر بفرمایند که: چطور اینجا وحدت منهدم نشد؟ احیاناً مردم با این کار شما به مسئولین اقتصادی بدبین نشدند؟ احتمالاً‌ «نفوذ در دستگاه دیپلماسی» نیاز به تذکر و هشدار ندارد؟ حالا چرا اینقدر تند...؟ آیا نمی‌شد از ابتدا در یک موضع معتدل ایستاد؟ 🔹 آنچه حقیقتاً ناپسند بوده و جای مذمت دارد، تکرار شعار وحدت است، آنگاه که هیچ شعار و اقدام دیگری به آن ضمیمه نشده و مسیر را به نحو احسن برای سوءاستفاده نابکاران باز می‌کند. اگر عموم مسئولین شریف نظام اسلامی با دیدن شعار وحدت در خیابان‌ها جان می‌گیرند که نوش جانشان، باید آن دسته از معدود متصدیان ناتوان که احیاناً پشت صحنه کاری می‌کنند و روی صحنه چیز دیگری می‌گویند یا به حسب تشخیص خود مسیر دیگری را می‌روند نیز از شعارها و پلاکاردهای شبانه مردم در خیابان‌ها که حاکی از نظارت چشمان تیز آنها بر عملکرد مسئولین در رسانه‌هاست، هراسان شده و دست و پای خود را جمع کنند. 🔸بنابراین شرافت شعار «وحدت» در جای خود محفوظ بوده و هشتگ «اتحاد مقدس» نیز در جای خود محترم است؛ اما از این دو شریف‌تر و محترم‌تر، چشمان تیز رهبر بیدار در صحنه، یعنی همان ملت مبعوث و نخبگان اجتماعی است که «وحدت حول کلمات رهبر شهید و خطوط قرمز رهبر جدید» را فراتر از شعار، در عمل مسئولین نیز رهگیری نموده و در عین ادب و متانت، تذکر می‌دهد. عملکرد استاد بزرگوار، حجت‌الاسلام و المسلمین قنبریان در این زمینه که سابقاً انتقاد ایشان به رویکرد و رویه برخی از اعزه جهاد تبیین ارائه شد (اینجا و اینجا)، آموزنده بوده و برای طیف وسیعی از کنشگران قابل الگوگیری است. 🔹از این رو اگر خیلی اصرار داریم که ناظر به واقعیت عینی و مصادیق خارجی سخن بگوییم، همان‌قدر که نسبت به افراط در طرح «پدیده تحمیل بر ولیّ» و «بیداری مردم نسبت به انطباق عملکرد مسئولین بر منویات رهبری» حساسیت داریم و رگ گردنمان بیرون می‌زند، لااقل یک بار هم دلمان برای افراط در ترک هر مطلبی به جز تکرار شعار «وحدت»، هشتگ «اتحاد»، شعار «وحدت» و دوباره هشتگ «اتحاد» هم بسوزد و در مقابل آن هم موضع بگیریم! 🍷@Ghadah_SD
🔰 «تحمیل بر ولیّ جامعه»؛ جایگاه، لوازم و سوءتفاهم‌ها (بخش چهارم) 👈 الغرض، خودداری از افراط و تفریط با تکرار «خودداری از افراط و تفریط» اتفاق نمی‌افتد. آن کسی که جهادگر عرصه تبیین بوده و کنشگری روزانه و در لحظه را به رویه‌ای برای خود و مخاطبین خود تبدیل نموده‌ است،‌ وقتی محض رضای خدا یک بار به شکل سلبی و تحذیری سخن نمی‌گوید، احتمالاً دارد یک جای کار می‌لنگد؛ کما اینکه بدون شک، کنشگر فعالی که صفحه او مملوّ از هشدار و انذار بوده و محض رضای خدا یک بار به نقاط روشن اشاره نمی‌کند علی‌القاعده دارد خطا می‌رود. ❇️ یکی از مهم‌ترین اوامر راهبردی رهبر معظم انقلاب در جنگ اخیر «دفاع مؤثر و پشیمان‌کننده» بود. حال که آتش‌بس پذیرفته شد و مذاکرات در حوزه ممنوع هسته‌ای اتفاق افتاد و پالس ضعف داده شد و لحن تهدید‌آمیز دشمن ادامه پیدا کرد و محاصره دریایی اتفاق افتاد و داخلی و خارجی برای آغاز مرحله جدید جنگ و ترور روزشماری می‌کند، حالا آیا مردم حق دارند «دفاع مؤثر و پشیمان‌کننده» را فریاد بزنند؟ آیا مجاز هستند «دفاع مؤثر و پشیمان‌کننده» را مطالبه کنند؟ آیا به آنها اجازه می‌دهید غیبت «دفاع مؤثر و پشیمان‌کننده» را به روی خود بیاورند؟ یا اینکه قرار است با برچسب «تو بهتر می‌فهمی یا مسئولین؟»، «همه چیز هماهنگ است!»، «وحدت‌شکنی نکن!» دهان آنها بسته بماند؟ 🔖 با مردمی که می‌گویند ما به حسن‌نیت و‌ دلسوزی مسئولین سیاسی اطمینان داریم؛ اما رویه برخی از آنها در تعامل با دشمن در طول‌ جنگ، آتش‌بس، توئیت‌ها و مذاکرات پیدا و پنهان را مصداق عمل به راهبرد رهبری نمی‌دانیم چه باید کرد؟ چه اسم این کار را «صدور حکم قاطع» و «جزم‌اندیشی»‌ بگذاریم چه «سفارش مسئولین به حق و صبر»، بصیرت و درایت این مردم قابل تحسین بوده و جای تکثیر و توسعه دارد. 🍳 بین‌الهلالین، کلیپی دیروز منتشر شد که یکی از مداحان بزرگوار که نسبت به وحدت و انسجام ملی حساسیت فراوانی دارند، در تجمع و رسانه خود اعلام کرده‌اند که بنا دارند علاوه بر تبیین اهمیت وحدت و انسجام ملی، شروط ده‌گانه رهبری را نیز تکرار کرده و اجرای آن را از مسئولین مطالبه نمایند. همین نیز جای سپاس دارد. خدا را بر این نعمت تنبّه و تحوّل شکر می‌‌کنیم تا ان‌شاءالله شکر نعمت، نعمت را روزافزون سازد. 🔻اما نسبت به دغدغه وحدت باید توجه داشت که آش وحدت در کلمات رهبری شهید و رهبری جدید شور نیست؛ بلکه در عین انضباط و اعتدال، در کنار اوامر و مؤلفه‌های دیگر قرار دارد. آش وحدت در رویه برخی از عزیزان جبهه انقلاب زمانی شور می‌شود که تقریباً چیزی جز وحدت، اتحاد، وحدت و دوباره اتحاد در کانال،‌ صفحه،‌ تجمع و تشکیلات آنها به چشم نمی‌خورد. اینجاست که آش وحدت این عزیزان بدجوری شور می‌شود تا جایی که بعضاً در نتیجه این افراط‌ها، تفریط‌هایی نیز در سطح اجتماعی پدید آمده و کنشگری‌های تند و بی‌پروایی نیز در نقطه مقابل شکل می‌گیرد که قطعاً مورد تأیید نیست. 📌 بگذریم که خیلی از اوقات در سخن و سیره برخی از عزیزان، وحدت با سکوت اشتباه گرفته شده و موضع‌گیری متضاد در عین رفاقت، همدلی، همکاری و تلاش برای اهداف مشترک به رسمیت شناخته نمی‌شود. همین گفتگوهای علمی در زمینه «تحمیل بر ولیّ جامعه» و سایر مسائل روز، نشانه و تمرین خوبی است برای اینکه آیا می‌توانیم در کنار تعارض آراء و انظار، با حسن‌ظن به این قلت و إن‌قلت‌ها نگریسته و نوشته بیچاره‌ای که لحن ندارد را لااقل به قرینه هم‌نشینی در کشتی گفتمان انقلاب اسلامی، با لحن 😊 بلکه 😘 خوانده و با همان لحن پاسخ دهیم یا خیر. اگر نسبت به خودبنیادی‌ها و جزم‌گرایی‌ها گلایه داشته و دغدغه تجمیع و هم‌افزایی نیروها و تکثرها در جبهه انقلاب را در سر می‌پرورانیم، چاره‌ای جز بالابردن آستانه گفتگو و تحمل نداریم. بنا در این نوشتجات بر رعایت دقت و انصاف بود؛ حال اگر قصوری رخ داد، ارباب نظر به لطف و بزرگواری خود عفو نموده و اشکالات را تذکر می‌دهند. وفّقنا الله و ایّاکم. 📝 سید شهاب‌الدین دعایی 🍷@Ghadah_SD