برایش صبحانه آماده کردم،برگشت روبه من گفت: "آخرین صبحانه را با من نمیخوری !؟"
خیلی دلم گرفت،گفتم: "چرا این طور میگی،مگه اولین باره میری ماموریت !؟"
موقع رفتن به من گفت:"فرزانه سوریه که میرم بهت زنگ میزنم،بقیه هم هستن،چطور بهت بگم دوست دارم؟ بقیه که میشنون من از خجالت آب میشم"
به حمید گفتم: "پشت گوشی بگو یادت باشه من منظورت رو میفهمم! "
قرار گذاشتیم بهجای دوست دارم بگوید "یادت باشه!"
خوشش آمده بود،پله هارا میرفت پایین بلند بلند میگفت:"فرزانه یادت باشه! "
من هم لبخند میزدم و میگفتم:" یادم هست! "
پ.ن: بعد از اتمام این کتاب یقهی پیرهنتان از اشک خیس شده است ...
#معرفیکتاب
غَيْــث ٰٰ ☕️
توی این آخر و زمان که بی صباته
بهترین آهنگ جهان صدای پاته : ) )
[اباصالحالمهدی]
غَيْــث ٰٰ ☕️
کاش میان این هیاهو
صدایی بیاید:
«اَلا یا اَهلَ العالَم،
أنا المَهدی...»❤️🩹
غَيْــث ٰٰ ☕️
هواشناسی اعلام کرد :
هوای مهدی فاطمه
را داشته باشید
خیلی تنهاست💔
سلامتیش ۵ تا صلوات
خجالت نکش رفیق
کپی کردنش
عشق میخواد🙂
اللهم عجل لولیک الفرج به حق حضرت زینب(س)