eitaa logo
"قَلَم‌دُخت"
977 دنبال‌کننده
409 عکس
116 ویدیو
4 فایل
• اینجا برای چیه؟ برای نوشتن، روایت کردن و صبر! • دانشجو-معلم علوم‌ اجتماعی‌ام دل‌ سپرده به دوربین، بچه‌ها و کلمات • یک جنگ‌زده‌ی تمام عیار •پیرزن پرحاشیه‌ی حداقل ۶۵ ساله • بچه‌ بودم دوست‌ داشتم "آدم" شم
مشاهده در ایتا
دانلود
"قَلَم‌دُخت"
امشب شب‌جمعست... شب دعا‌ی کمیل.. شب کربلا. مثل همه‌ی شب‌جمعه‌های دیگه دلم گرفته. انقدری که تموم وجودم داااد میزنه پاشو بنوییییسسس! و من توی کلنجار نوشتن با خودم گیر کردم و مثل مرغ پرکنده دست به همه چی میزنم و خودمو سرگرم میکنم و آخرشم هیچی به هیچی. این لا به لا یهو یادم افتاد امروز صبح اهنگ جدید چاووشی رو گوش کردیم... دوباره پلی کردم... سه‌باره‌... چهارباره... و هردفعه گفتم آخه لعنتی! این همه غمو از کجات میریزی تو این صدا! +منو هیچ کس... منو هیچ چی... مثه حرف تو، نسوزونده بود..! (:
‌ -گلستان‌یـازدهـم- همدمِ این هفته‌‌ی پر از تنشِ من!❤️‍🩹 تو اوج شلوغ پلوغیای دلم که صدتا حرف از این درش میومد و هزار تا حرف از اون درش می‌رفت بیرون، تموم دلخوشی این هفتم این کتاب و حسِّ حضور شهید‌چیت‌سازیان بود🥺 💌
"قَلَم‌دُخت"
‌ گاه‌نامه‌ی اول🪴 امروز صبح خانومِ‌میم‌قاف قرار بود دوباره مصاحبه داشته باشه و طبق معمول قبلش تا پا
گفته بودم یه روز به این پیام ریپلای میزنم و میگم بالاخره شد...🫂✌🏻 بهترین حس (: مبارکت باشه یه عالمه🥺
‌ [إلهي رضاً برضاك] -إلهي رضاً برضاك، تسليماً لأمرك، صَبراً عَلى‏ قَضائِك، یا رَبِّ لا معبود سواك، يا غياثَ المستغيثين- دل های شکستنی این کلمات را خیلی به دور از خودشان می‌بینند. این کلماتِ سحرانگیزِ فوق‌بشری را... چند شب پیش وقتی ناخودآگاه زمزمه کردم: إلهي رضاً برضاك... بعد پشیمانی بود که سرازیر شد میان قلبم. هرجور فکر کردم خیلی از دهن من بزرگ تر است این حرف و خیلی به دور از واقعیتِ منم منم کردن های من است! زبان میگفت راضیم به رضای تو و دست ها گلویش را میگرفتند... زبان میگفت تسلیمم به فرمان تو و عقل راهش را کج میکرد... زبان میگفت صبر میکنم بر اتفاقی که تو برایم رقم زدی و قلب در نهایت شیون میکرد... بی‌طاقتی برای دل‌های‌چینی و شکننده این روزها بی دلیل نیست. آن وقت ها که دیگر با تمام وجودمان نمیگوییم: إلهي رضاً برضاك...
امان از سیلِ اخبارِ بی‌رحمِ تکراری. امان...
درست‌ترین جمله‌ درباره‌ی من..