"قَلَمدُخت"
آخ که من چقدرررر عاشق جادهها هستم(:
فکر میکنم میشه بینــهـ♾️ــایت از دل جاده ها داستان بیرون کشید..
میشه توشون هزاران هزار قصه ساخت که با یکیشون گریه کنی.. با یکیشون بخندی... با یکیشون بترسی! با یکیشون...
اصلا اینم خیلی مهمه که جاده کجا باشه!
هر لوکیشنی توی هر موقعیت زمانی خیال پردازی مخصوص خودشو داره...
مثلا تو دل جنگل و درختهای بزرگ که کلی برگ سبز دورشونو گرفته، میتونی توی خیالت دست یه دختربچهی شمالی رو بگیری و باهاش از کوه های پر از گیاه عبور کنی تا اون تو رو به کلبهی کوچیکشون ببره..
یا تو دل کویر و یه جادهی صاف که تهش سراب میبینی، داستان ترسناک میشه و دلت میلرزه که نکنه قصهی جن و پری راست باشه...؟ مخصوصا اگر دم دمای غروب کلاهت اون طرفا بیافته!
یا حتی از این جاده های پیچ پیچی توی کوهستان که وقتی پیاده میشی دنیا دور سرت میچرخه... و دلت یه آدم برفی دست نخورده میخواد!
یا یه جادهی سوت و کور کنار ساحل که فقط صدای آرامش دریا میاد و داستان عشقی میشه...
درمورد جادهها تا عمر دارم میتونم بگم و بنویسم و ببینم...
جاده سرشار از زندگی و حس خوب و بد آدم های مختلفه...
جادهها هر کدوم یه کتاب داستان جدا واسه زندگی کاراکترهای عجیب و غریبشون دارن...
#قلمدخت
#درانتظارجادههاینارنجیِمرسومِپاییزی
#دلتنگِجادههایسبزِمرسومِبهاری
Alireza Ghorbani @RozMusic.comAlireza Ghorbani - Ham Gonah.mp3
زمان:
حجم:
9.8M
فکرکردمکهخودمرابهتونزدیککنم
بیهوابیندوابرویتوشلیککنم...!🪐
#علیرضاـــقربانی
"قَلَمدُخت"
فکرکردمکهخودمرابهتونزدیککنم بیهوابیندوابرویتوشلیککنم...!🪐 #علیرضاـــقربانی
گوش دادن بعضی از آهنگا یه لوکیشن دقیق واست میسازه که تموم مدت خوندن خوانندش به این فکر کنی که شاعر خوشذوقش چطور با جادوی قلم، حسِ سیاهِ غمباد شدهی درون آدمها رو فعال میکنه؟
#قلمدخت
همیشه توی توییتهای طنز بحث آدم هایی که دیر سین میکنن یا درجواب یه پیام طولانی، خیلی کوتاه پیام میدن داغه
اما اینایی که خودشون پیام میدن بعد وقتی جوابشونو میدی سین میزنن جواب نمیدن دقیقا تو چه دستهای قرار میگیرن؟😐
#قلمدخت
چقدر امروز حرف برای گفتن دارم!
امیدوارم به همشون برسم...
۱) چالهی زمانی و اختلاف دوره مصاحبهی خانمِ میم.قاف
۲) نقد فیلمی که امروز دیدم
۳) و از همههه مهمتر.. سالگرد تولد بهترین برادر و رفیق و همراهِ روزگار (:
باید تا قبل خواب بتونم همرو تیک بزنم و به خودم یه کاپ طلا جایزه بدم🏆😂
پ.ن:
سه تیک سبز تقدیم میشود به قلمدخت🤌🏻😂
گاهنامهی اول🪴
امروز صبح خانومِمیمقاف قرار بود دوباره مصاحبه داشته باشه و طبق معمول قبلش تا پاسی از شب مشغول صحبت کردن بودیم. اینو بگو اینو نگو و از این صحبتا...
اما مهمترین بخش ماجرا اونجاش بود که به دلم افتاد بعد از نماز صبح یه فال حافظ براش بگیرم و در کمال تعجب حتی خواجهحافظشیرازی هم دلش روشن بود و بهش امید میداد:
غزل شماره ۳۶۸
+خيز تا از در ميخانه گشادی طلبيم
به ره دوست نشينيم و مرادی طلبيم
+زاد راه حرم وصل نداريم مگر
به گدايی ز در ميکده زادی طلبيم
+چون غمت را نتوان يافت مگر در دل شاد
ما به اميد غمت خاطر شادی طلبيم
توی این بیتا کلی امید موج سواری میکرد و واقعا فکر کردم بعد از این همه گشادگی در خودش لازمه که توی کارش هم گشادگی بوجود بیاد😂
خداروشکر که همه چی اوکی بود... میبینم اون روزی رو که به این پیام ریپلای میزنم و میگم بالاخره شد! بالاخره اینهمه دعا و نذر و نیاز و ساعت ها تلفنی حرف زدن نتیجه داد و الان با هم توی یک دانشگاه هستیم(:
#قلمدخت