24.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
"اولین فاطمه هستی که حرمدار شدی!
بیسبب نیست شما جلوه اسرار شدی"
حرم به یادتون🖤
"قَلَمدُخت"
فراموشی نعمتیست بس الهی... اما امان از وقتی که نتوانی فراموش کنی. راستش من هنوز به حسب عادت میان کلیدهای آسانسور، طبقه هشتم را انتخاب میکنم. من هنوز به جای اینکه طبقه جدیدمان را بزنم مهمان طبقه هشت میشوم؛ و وقتی در آسانسور باز میشود، یکدفعه همه چیز میخورد توی صورتم و در بسته میشود...
این دفعه اما عادت به گذشته، پایم را کشاند به بلوک۱۲. از بعد از اتفاق، این دومین بار بود که داخل بلوک میرفتم. دستم سر خورد میان دکمهها و طبقه ۸ روشن شد. آسانسور حرکت کرد. در باز شد. همه چیز سر جایش بود. اما به محض اینکه پا گذاشتم میان راهرو قلبم ایستاد. همه چیز بود. خانه همسایه بود. وسایلش بود. دیوار ها همان دیوار بود. ولی خانه ما نبود. آخر مگر میشود؟ خانه به آن بزرگی کجا رفته؟ هرچه تلاش کردم ادامه راهرو را تصور کنم نمیشد. فقط هوا بود و هوا... هیچ جسم و مادهای نبود.
تصور نبودن، نیستی، دیگر ندیدن، از سخت ترین امتحانات خداست... ندیدن جایی که سالها در آن خاطره ساختی... ندیدن خانهای که در آن زندگی میکردی... امان از ندیدن...
"قَلَمدُخت"
فراموشی نعمتیست بس الهی... اما امان از وقتی که نتوانی فراموش کنی. راستش من هنوز به حسب عادت میان
35.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برای درک بهتر این متن، ویدئو رو ببینید. فیلم قبل از تخریب کامل مستند شده...
"قَلَمدُخت"
برای درک بهتر این متن، ویدئو رو ببینید. فیلم قبل از تخریب کامل مستند شده...
این کلیپ جیگر من و مامانمو آتیش زد...
"خونه خراب شدم" در اصطلاح عامه زیاد استفاده میشه ولی مگه چند نفر واقعا تجربش میکنن؟
متنای خیلی قشنگی در بازخورد به این ویدئو برام فرستادین... خداروشکر بابت داشتن نعمت شما
هدایت شده از گنـجهیقَلَمدُخت📬
📪 پیام جدید
با قلب هزار تکه و پر از کینه از طاغوت و چشمای خیس و دستی لرزان برایت مینویسم.
زینب عزیزم گام های محمد حسین مستقیم از میان خرابه های دیوار خانه پر نوراستان به سمت آسمان کشیده شد.از طبقه هشتم به طبقه هفتم بهشت .خوش به سعادتش.
یعنی با تصویر و سید حسن و آن حسین فهمیده سیزده ساله چه درد و دل ها کرده که حالا مستقیم در آغوش خودشان جا گرفته؟
حداقل ۴ عکس از حاج قاسم در آن اتاقک نظر را جلب میکند. یعنی چه بین محمد حسین و حاج قاسم گذشته ؟ یعنی میخواسته هر طرف که چشم میچرخاند حاج قاسم را ببیند ؟الله و اکبر از این رفاقت ها
نه زینب عزیزم اشتباه نکن .اینبار روی دیوار اتاقت بنویس "وصل ممکن است و میشود فاصله هارا پر کرد".....
#دایگو
هدایت شده از خانوم آفتابگردون🌻
ִֶָ
انگار هنوزم اون لحظات جلو چشمامه و نمیتونم باور کنم...
نمیتونم باور کنم اون خونهای که همیشه درش با مهربونی به روم باز میشد الان دیگه وجود نداره. همون خونهای که قبلش به مادر خانواده زنگ میزدم و میگفتم: "سلام خاله خوبین؟ میگم وقت دارین من بیام خونتون چادرمو (برای بار هزارم که نابودش کردم) بیارم پیشتون درستش کنین؟"
و او هم بدون هیچ چشمداشتی قبول میکرد.
یا همون خونهای که بار آخر رفتیم هیئت حاج محمود و کلی شکلات جمع کردیم و دم در ورودیش سهم هر کدوممون رو تقسیم کردیم.
یا همون خونهای که بارها با بچهها جمع شده بودیم و خوش گذرونده بودیم. سوپرایز تولد گرفته بودیم، ناهار خورده بودیم و...
همون خونهای که بارها و بارها توش هیئت گرفته شده بود. چه هیئت دخترونهای که زینب توش شرکت میکرد، چه هیئت پسرونهی محمدحسین...
هنوزم گاهی اوقات پنجرهی اتاقم رو باز میکنم، صحنهی غمانگیز جلوم رو نگاه میکنم و برای دفعهی هزارم فکر میکنم که:
«این چه روزیای بود نصیب ما شد؟ چرا مثلا این اتفاق واسه بلوک ما نیوفتاد و ما شهید نشدیم؟ چرا... چرا... چرا...»
و خب، چرا گفتن تو کار خدا اشتباهه و همچنین بینتیجه.
چون تو نمیفهمی چه پردههایی از غیب وجود داره و توانایی درک کردنش واست غیرممکنه...
#دردهای_خاموش🥀
ִֶָ
هدایت شده از ‹‹خـانـوادهبـهشــتی››
9.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
منتقم برسه زندهتون نمیزاره....
پسری که امروز قرار بود ۱۳ ساله بشود
اما اسرائیل او را نیز شهید کرد .
تولدت مبارک پسر بهشتی🥀
♦️@shahidniazmand