ژیپسوفیلا
[ آشپزی با طعم اشک ] آخرین جمله را روی کاغذ مینویسم و بعد پرونده ات را میبندم. " دیگر عمرا به تو
میدانم فرقی نمیکند، اما هر بار برای رهایی از سنگینی نفسهایم پنجره را باز میکنم و روی صندلی چوبی کنارش مینشینم.
نه! مثل قبل، دمهای عمیق از هوای آزاد هم حالم را خوب نمیکند. همانطور که نشستهام، سرم را به چهارچوب پنجره تکیه میدهم و رد پرستوهای مهاجر را میگیرم. چه سبکبال پرواز میکنند!
آسمان، امروز گرفته است. بیحوصلگیاش هر لحظه بیشتر میشود و ابرهای صورتش را بیشتر درهم میکشد. اما تابآوریاش کم است و بغضاش سریع میشکند.
نمنم باران تشویقم میکند که کمی چای برای خودم دم کنم. لخلخکنان به سمت اجاق میروم. نسیم بوی خاک نمخورده را با خود از پنجره به داخل میآورد و در فضای خانه پخش میکند. همین باعث میشود به یاد عطر وانیل و دستهای او بیفتم.
چند روز پیش که به دیدنم آمد، همین حال و هوا حاکم بود. گفت میخواهد کیک وانیلی درست کند. به نظرش چای بدون تکهای کیک یا بیسکوییت صفا نمیبخشد. من روی همان صندلی چوبی کنار پنجره نشسته بودم و او را در آشپزخانه روبهروی پنجره تماشا میکردم؛ دستهایش را، که چگونه میتوانستند هنرمندانه و ظریف حرکت کنند.
شاید از اینکه آنقدر محو تماشایش بودم دست و پایش را گم کرد، یا... نمیدانم. شیشهی وانیل از دستش سر خورد؛ نیمی از آن روی زمین و کمی هم روی دستانش ریخت. شرط میبندم تا به حال کسی جز من ترکیب بوی وانیل، خاک نمخورده، چمن تازه و محبوبش را استشمام نکرده. عطرهای دیگر را نمیدانم ولی بوی وانیل گرم است، خیلی گرم. مزهاش را همه میگویند تلخ است اما من میگویم شیرین است، خیلی شیرین.
#واقعیت_تلخ
موقعیت :
فردا امتحان میانترم داری و تازه شروع کردی😶
#روزمرگی
https://eitaa.com/Ghipsofilla
#تلنگر
دیدیبعضیوقتادلتمیگیره..؟!
و حالخوبینداری
دلیلشمیدونیچیه؟
چونگناهکردی!
چونلبخندخداروگرفتی...
چوناشکامامزمانترو،درآوردی...
چونخودتوشرمندهکردی..!
ماروچهبهسرپیچیازخدا؟
مگهماچقدرمیمونیم؟
مگهماچقدرقدرتداریم؟
بهچیمیرسیم؟!
باگناهبههیچینمیرسیمهیچ!!!!!
بلکههمهچیوازدستمیدیم!
خداهمهچیزهدیگه❗️
وقتینباشهدیگههیچینیست..!!
واسهخداارزشقائلبشیم
خداتوروپاکومهربونآفرید
چیسرِمالِخداآوردیم؟!
لااقلبهاحتراموجودخداکهدرون مونه...
به خودمون بیایم
شرمندهمیشیما..!!
نگاهموننکنهداغونمیشیما!!!
خداکهتورووِلنکرده
توسرتوانداختیپایینودنبالدلترفتی..!!
📿⃟🫀
👉🏻https://eitaa.com/Ghipsofilla
ژیپسوفیلا
آدم نهایتا یک بار میتونه کسیو که اذیتش کرده از ته دل ببخشه ، از اون به بعد به تعداد دفعاتی که مجبو
تحسینم همیشه برای آدماییه که سرشون تو لاک خودشونه. آدمایی که نه دنبال جلب توجهن و نه درگیر رقابت با کسی. آدمایی که تنها چالششون اینه که از دیروز بهتر باشن و تلاش میکنن به اون نسخهای از خودشون برسن که همیشه ازش یه تصویر توی ذهنشون دارن. دنبال موندن کسی نیستن و صرف تنها نبودن، به هر کسی پناه نمیبرن. آدمایی که زمان و انرژیشونو رو صرف دنیای خودشون میکنن؛ برای رشد، برای آرامش، برای ساختن دنیایی که توش الویت اول، خودشونن.
#مطهره_نویس
میگویند عشق یوسف و آسنات از همان لحظهٔ اول، شبیه نسیمی بو:✨ «وقتی عشق، سهمِ دو نفر باشه… حتی سرنوشت هم تسلیم میشه.
جمله قشنگی نبود؟😇
https://eitaa.com/Ghipsofilla
ژیپسوفیلا
تحسینم همیشه برای آدماییه که سرشون تو لاک خودشونه. آدمایی که نه دنبال جلب توجهن و نه درگیر رقابت با
زندگی همینه؛ اینکه هی تغییر کنی، هی از نو بسازی، هی از یه چیز دل بکنی، به یه چیز تازه دل ببندی، هی بری جلو، حتی وقتی نمیدونی تهش کجاست و چجوریه، تا بالاخره به جایی برسی که دلت آروم بگیره.
#مطهره_نویس
ژیپسوفیلا
زندگی همینه؛ اینکه هی تغییر کنی، هی از نو بسازی، هی از یه چیز دل بکنی، به یه چیز تازه دل ببندی، هی
اونقدر گوشم از حرفهای قشنگ پره که
جدیداً رفتارها رو هم به زور میتونم باور
کنم، چون دیگه فرق بین حرف و عمل رو
خوب یاد گرفتم. هر چیزی که در عمل ثابت
نشه، برای من یه وعده بیارزشه که فقط
وقت و انرژیمو هدر میده.
#مطهره_نویس
ژیپسوفیلا
اونقدر گوشم از حرفهای قشنگ پره که جدیداً رفتارها رو هم به زور میتونم باور کنم، چون دیگه فرق بین حر
میدونید من الان تقریبا هیچ مشکل
جدیای ندارم که بابتش ناراحت باشم. چرا
گذشته هست، آدما هستن، اشتباهاتم،
تاوانها و چیزای دیگه. ولی دلیل خاصی
ندارم، همین طوری حالم بده و هیچکی باور
نمیکنه، از استرس نمیتونم تمرکز کنم، یک
احساس غم دائمی دارم و تقریبا از هیچ
روزی از زندگیم لذت نمیبرم.
درس میخونم، زبان میخونم و تلاشم رو
میکنم ولی آخر شب باز نمیتونم راضی
باشم. کاش حداقل میدونستم چمه. این
حس ناامیدی تام کشندهست.
#مطهره_نویس