هدایت شده از وحید یامین پور
یک ماه پیش، در شامگاه ۱۸ دی، ساعتهای تلخی را سپری میکردیم. بعد از حدود ۱۰ روز اعتراضات نسبتاً آرام بازاریان، ناگهان کفتارها فراخوان داده بودند، برای ۸ شب!
چرا شب؟ قرار است چه بکنند؟ مگر اعتراض در روز و جلوی دوربینها و خبرنگاران به اندازه کافی دیده و شنیده نمیشد؟
سیاهیِ شب قرار بود چه چیزی را پنهان و چه چیزی را آشکار کند؟
آیا جز برای پنهان شدن آلات قتاله و چهرهی خفاشهای تروریست میان شلوغی رهگذران و به چشم آوردن آتش بر در و دیوار مسجد و مدرسه بود؟
آیا جز برای کشتارهای کور و متهم کردن نیروهای حافظ امنیت؟ آیا جز برای مخفی نگاه داشتن سازماندهی خیابانی از دید چشم و دوربینها؟
چه شب تلخی بود. چه دیر صبح شد... ولی صبح شد.🇮🇷
🔺️فتنهی #داعش_سلطنت_طلب
➕️ @Yaminpour
غروب | Ghoroob🇮🇷
یک ماه پیش، در شامگاه ۱۸ دی، ساعتهای تلخی را سپری میکردیم. بعد از حدود ۱۰ روز اعتراضات نسبتاً آرام
چه شب تلخی بود. چه دیر صبح شد؛ ولی صبح شد.🇮🇷
افشاگریهای پرونده اپستین ثابت کرد که قدرت، ثروت، شهرت و حتی دانش و اعتبار علمی هیچ تضمینی برای حفاظت از کودکان در برابر عقدهها و تمایلات ناهشیار و بیمارگونه بزرگسالان نیست!
ناوگان عظیمی از مردم از دو روز آینده (22 بهمن) در حال حرکت به سمت خیابان هستند
خواهیم دید چه خواهد شد...🤣
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
همهی داداشیای گنگی که تو پروندهی اپستین اسمی ازشون نیست:
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مود رهبرِ ما درحالی که بقیه رهبران سیاسیِ دنیا مشغول تجاوز به کودک و آدم خوردن بودن:
بسم الله الرحمن الرحیم
برادر دلم می خواست امروز که ایران، این پسر گمشده، بعد از قرن ها می رود که به آغوش خانواده ی خویش بازگردد، در کنارم بودی و با هم زیر لوای اسلام عزیز و در کنار امام خمینی این فرزند راستین محمد و این نشانه ی خدا بر زمین، جهاد می کردیم.
گرفتار تاریکی بودیم که امام خمینی از قلب تاریخی که می رفت تا فراموش شود، چون محمد فریاد برآورد که «واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا» _ همه به ریسمان خداوند چنگ بزنید و بیاویزید و پراکنده نشوید _ و ما که هنوز دست و پا می زدیم تا به خویشتن خویش بازگردیم، از این سخن تازه شدیم و دریافتیم که آن چه می جستیم، یافته ایم و به یقین رسیدیم و حتی من که همواره بویی از محمد در مشام داشتم در آغاز باور نمی کردم که در این ظلمت کده ی زمین بتوان نقبی به سوی نور زد _ که ابعاد آن چه روی داد، آن همه گسترده بود که زمین را دربر می گرفت و خدا این تردید را که جز لمحه ای به طول نینجامید بر من ببخشاید _ و برق یقین بی هیچ واسطه ای بر دلم نشست.
با همان عشقی که اباذر با محمد بیعت کرد، ما به امام خمینی پیوستیم و برادر، او را ندیده ای: دست خداست بر زمین؛ آن همه به صفات خداوندی آراسته است که هنگامی که دست محبتش را بر سر شیفتگان بالا می آورد، سایه اش زمین و آسمان را می پوشاند و آن زمان که از حکمت و عرفان سخن می گوید، می بینی که او خود نفس حقیقت است.