خیلی آدم ظالمی ام که همه چیز رو پشت سرم جا گذاشتم و حتی به خاطراتم هم رحم نکردم؟
طعم گیلاس
آخر در آن خراب آباد با تمام سختی هایش خاطراتی ماندنی ساخته ام ، حق را به من بدهید که سخت دلتنگ شو
گاهی حتی فکر برگشتن میکنم!
پتو رو بکشم روی سرم و اگه از فرط خستگی خوابم نبرد برات دوسال اشک بریزم تا خونه رو سیل ببره؟