اما من دوباره برگشتم ، دوباره سرم رو به عقب برگردونم ، دوباره عقب رو نگاه کردم و دوباره به اون برگشتم ، مثل اینکه نه میشه فرار کرد و نه فراموش ؛قطع به یقین بخشی از خود را در آنجا جاگذاشته ام و احتمالا بیشتر از هرچیزی دلتنگش شده ام !
طعم گیلاس
اما من دوباره برگشتم ، دوباره سرم رو به عقب برگردونم ، دوباره عقب رو نگاه کردم و دوباره به اون برگش
از آن گذشته ها فقط خاطراتِ خاک خورده ای باقی مانده ، چه غمزده!
وایساااااااااا اگه همه چی مثل ازدواج دوستات که باهاشون یانگوم بازی میکردی شوکه کننده باشه چه غلطی میکنی!!!!!
چطور ثابت کنم بهت من ...
من...
من دیگه لبه پرتگاه بازی نمیکنم ،فقط منتظرم از لبه پرتگاه پرت شم برای همیشه!