eitaa logo
گفتارگاه
365 دنبال‌کننده
401 عکس
106 ویدیو
2 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
🚩به نام رهبری، علیه نظر رهبری؟ 🔸گفتارگاه: عجیب است؛ بعضی‌ها از پیام اخیر رهبر معظم انقلاب فقط همان بخش «نظر دیگری داشتم» را گرفته‌اند و از آن، نسخه‌ی فشار خیابانی پیچیده‌اند! یکی هم از «جنبش رجوع به نظر رهبر» حرف می‌زند؛ آن هم در حالی که اساساً رهبری از جزئیات آن «نظر دیگر» هیچ رونمایی نکرده‌اند! عجیب‌تر اینجاست که این دوستان، در حالی دم از تبعیت می‌زنند که مطالبه‌شان خلاف صریح نظر رهبری است. مگر ایشان نفرمودند که من و مردم منتظر تحقق شروط و تعهدات هستیم؟ مگر مطالبه‌ی رهبری، نظارت بر اجرای تعهدات طرف مقابل نبود؟ پس مطالبه‌ی درست چیست؟ کمک به تحقق کامل همان شروط. یعنی فشار افکار عمومی باید در مسیر وادار کردن طرف مقابل به اجرای همه‌ی تعهداتش باشد، نه در مسیر به شکست کشاندن اصل تفاهم. مطالبه باید در مسیر صیانت از منافع ملی باشد، نه در مسیر به شکست کشاندن توافقی که رهبری با وجود نظر متفاوت، مجوز آن را صادر کرده‌اند. اگر کسی واقعاً می‌خواهد به نظر رهبری رجوع کند، باید همه‌ی پیام را با هم ببیند، نه فقط یک عبارت را که به کار دعوای سیاسی‌اش می‌آید. تبعیت، انتخاب گزینشی از کلمات نیست؛ تمکین به منظومه‌ی کامل نظر ولی است. ✍🏻 ۲/تیر/۱۴۰۵ 🔹@GoftarGah
🔸گفتارگاه: علی‌الاصول، اگر کسی بخواهد از یک عبارت در پیام رهبری نردبان دوقطبی‌سازی بسازد، دارد دقیقاً خلاف صریح همان پیام عمل می‌کند. رهبری فرمودند حتی اختلافِ موجه را هم به نزاع و تفرقه تبدیل نکنید؛ آن‌وقت شما از «علی‌الاصول» چماق ساخته‌اید برای کوبیدن رئیس‌جمهور؟وحدت را نمی‌شود با قیچیِ تقطیع کلمات برید. علی‌الاصول، این مدل کنش سیاسی بیشتر ضد وحدت است تا انقلابی. 🔹@GoftarGah
🔸گفتارگاه: برخی گفته‌ها بیش از آنکه بر داده‌های روشن استوار باشد، بر مجموعه‌ای از فرض‌های اثبات‌نشده بنا شده است. 🔺نخست اینکه میان «افزایش قیمت نفت» و «سود بردن آمریکا» علامت مساوی گذاشته شده است. در حالی که اقتصاد آمریکا بزرگ‌ترین مصرف‌کننده انرژی در جهان است و افزایش شدید قیمت نفت، همان‌قدر که ممکن است برای برخی تولیدکنندگان سود داشته باشد، برای مصرف‌کنندگان، صنایع و حتی دولت آمریکا هزینه‌زاست. به همین دلیل معمولاً دولت‌های آمریکا از جهش‌های شدید قیمت انرژی استقبال نمی‌کنند. 🔺دوم اینکه گفته می‌شود آمریکا ذخایر راهبردی خود را در قیمت‌های بالا فروخته و اکنون با قیمت پایین‌تر جایگزین می‌کند؛ حتی اگر چنین باشد، نتیجه‌گیری اینکه کل بحران برای آمریکا سودآور بوده، ساده‌سازی مسئله است. در سیاست بین‌الملل، جنگ و بحران را نمی‌توان صرفاً با تراز مالی ذخایر نفتی سنجید. هزینه‌های امنیتی، نظامی، سیاسی و دیپلماتیک نیز بخشی از معادله‌اند. 🔺نکته مهم‌تر، فرض مربوط به زمان است. برخی می‌گویند اگر آتش‌بس یا توافق دو ماه عقب می‌افتاد، طرف مقابل به بحران انرژی می‌رسید و امتیازات بیشتری می‌داد. پرسش این است که این گزاره بر چه مبنایی مطرح می‌شود؟ آیا تضمینی وجود داشت که در آن دو ماه شرایط دقیقاً به زیان آمریکا و به سود ایران پیش برود؟ در جنگ، تصمیم‌ها بر اساس احتمالات گرفته می‌شوند، نه آرزوها. @GoftarGah
گفتارگاه
🚩علی‌الاصولِ وحدت 🔸گفتارگاه: این روزها برخی روی یک جمله مکث کرده‌اند: «بنده علی‌الاصول، نظر دیگری دا
🚩علی‌الاصولِ حکمت 🔸گفتارگاه: برخی چنان با کلمه‌ی «اجازه» برخورد می‌کنند که انگار «اجازه» یعنی اکراه، یعنی نارضایتی، یعنی یک امضای از سر اجبار! هر اجازه‌ای از سر بی‌رضایتی نیست. گاهی ولیّ جامعه، با وجود ترجیحِ شخصیِ دیگر، به جمع‌بندی مسئولان میدان و مصالح کلان تن می‌دهد؛ نه از سر انفعال، بلکه از موضع حکمت. رهبری نفرمودند: «من ناراضی‌ام، اما مجبور شدم.» فرمودند: «علی‌الاصول نظر دیگری داشتم، اما با تعهد رئیس‌جمهور و مسئولیت‌پذیری شعام اجازه دادم.»این زبانِ مدیریت است. زبانِ رهبری است که هم نظر شخصی دارد، هم ساختار قانونی را محترم می‌شمارد. اگر بنا بود رهبری صرفاً از سر اکراه و بی‌رضایتی تن داده باشند، چرا بلافاصله از اعتماد به تعهد رئیس‌جمهور و اعضای شعام گفتند؟ چرا «مسئولین امر» را دارای «حسن نظر» خواندند؟ چرا مردم را به نظارت بر تحقق شروط دعوت کردند، نه به زمین زدن اصل تفاهم؟ البته مسئله این نیست که چه کسی «اجازه» را معادل «نارضایتی» جا بزند. مسئله این است که امامِ جامعه چه مطالبه‌ای کرده‌اند. مطالبه روشن است: تحقق شروط، مراقبت از بدعهدی دشمن، حفظ وحدت. پس اگر کسی با اسم «رضایت امام» نسخه‌ی فشار به مسئولان و شکاف داخلی می‌پیچد، علی‌الاصول از خود امام دور شده؛ حتی اگر مدام نام امام را تکرار کند. ✍🏻 ۴/تیر/۱۴۰۵ 🔹@GoftarGah
🚩وقتی بلاگر، مرجع تحلیل می‌شود 🔸گفتارگاه: عده‌ای تحلیل سیاسی را از بلاگرهای سیاسی می‌گیرند. از کسانی که هنر اصلی‌شان نه فهم عمیق صحنه، بلکه موج‌سازی، دوقطبی‌سازی و تحریک احساسات است. بلاگر سیاسی غالباً با واقعیت محض کار نمی‌کند؛ با برش‌های هیجانی کار می‌کند. برای او هرچه دعوا داغ‌تر، بازدید بالاتر. نان بعضی‌ها در التهاب است، نه در تبیین. اخیراً در کانال بلاگرها متنی دست‌به‌دست می‌شود که تلاش می‌کند با قیاس وضعیت فعلی با شب عاشورا، میان «اجازه» و «رضایت» مرز حق و باطل بکشد. اما دقیقاً همین‌جا باید مکث کرد. 🔺اول؛ قیاسِ وضعیت امروز با شب عاشورا، قیاسی بسیار سنگین و محل احتیاط است. عاشورا صحنه‌ی صف‌بندیِ روشنِ حق و باطل بود؛ یک‌سو حسین بن علی و سوی دیگر یزید. اما در ماجرای امروز، مسئله بر سر «اصل وفاداری به ولایت» نیست؛ بحث بر سر تحلیل یک تصمیم سیاسی-امنیتی درون نظام است. اینکه هر اختلاف تحلیلی را فوراً به «ماندن در خیمه یا ترک خیمه» تقلیل دهیم، بیشتر احساسات را تحریک می‌کند تا فهم را. 🔺دوم؛ دوستان میان «اجازه» و «عدم رضایت مطلق» خطی مستقیم کشیده‌اند، در حالی که همین محل نزاع است. در عاشورا، اجازه‌ی رفتن برای اتمام حجت بود؛ اما در پیام رهبری، «اجازه» همراه با سه مؤلفه‌ی روشن آمد: اعتماد به تعهد رئیس‌جمهور، پذیرش مسئولیت توسط شعام، و مطالبه‌ی تحقق شروط. این دیگر شبیه اجازه‌ی وداع با کاروان نیست؛ این تنفیذ در چارچوب ساختار حکمرانی است. 🔺سوم؛ این ادبیات، ناخواسته جایگاه رهبری را هم مخدوش می‌کند. چون انگار می‌گوید رهبری چیزی را اجازه داده‌اند که از اساس خلاف رضایتشان بوده و عده‌ای هم برخلاف میل ایشان آن را پیش برده‌اند. این تصویر، با منطق حکمرانی جمهوری اسلامی نمی‌خواند. رهبری اگر مسیری را خلاف مصالح قطعی بدانند، صرفاً ناظر منفعل نیستند که فقط «اجازه‌ی تلخ» بدهند. 🔺و چهارم؛ همه‌چیز را کربلا نکنیم. هر «علی‌الاصول» عاشورا نیست، هر اختلاف تحلیلی هم ریزش از خیمه‌ی ولایت نیست. گاهی وفاداری، نه در هیجانِ تشبیه‌های بزرگ، که در فهم دقیق کلام ولیّ جامعه است؛ تمام کلام، نه فقط آن بخشی که با سلیقه‌ی ما جور درمی‌آید. ✍🏻 ۵/تیر/۱۴۰۵ 🔹@GoftarGah
🚩میدانِ مردم 🔸گفتارگاه: برخی از «حضور مردم در میدان» فقط آن بخشی را می‌پسندند که شبیه خودشان باشد. اگر مردم با پرچم، با شعار، با حضور خیابانی پای کار ایران و انقلاب بایستند، تا وقتی حرفِ مطلوب این جماعت را بزنند، می‌شود «بصیرت مردم»؛ اما اگر همان مردم، خلاف ذائقه سیاسی‌شان در میدان حاضر شوند، ناگهان می‌شود «نمایش»، «سطحی‌گری» یا حتی سوژه متلک! حال آنکه یکی از اصلی‌ترین وظایف مردم در جنگ، همین حضور در میدان بود؛ حضوری که هم در متن جنگ و هم پس از آن، صریحاً مورد تکریم رهبری قرار گرفت. اگر به کسی برنخورد، همین پرچم تکان دادن‌ها، همین اعلام حضورها، همین شور خیابانی، جلوه عینی آن انسجام ملی بود. مشکل بعضی‌ها این است که تجمع را نه به‌عنوان ابزار قدرت مردم، بلکه فقط به‌عنوان بلندگوی خودشان می‌خواهند. تجمع اگر پژواک صدای آنان باشد، ارزشمند است؛ اگر نه، تحقیرش می‌کنند. ✍🏻 ۶/تیر/۱۴۰۵ 🔹@GoftarGah
🚩شعام یا اتاق شیشه‌ای؟ 🔸گفتارگاه: در چند روز اخیر، دو اتفاق عجیب رخ داده که اگر از اصل ادعاها هم بگذریم، خودِ حاشیه‌شان به اندازه متن ماجرا سؤال‌برانگیز است. یک‌سو، افشاگری نبویان روی آنتن زنده؛ آن هم با نقل گزینشی از مکاتبات رهبری با شورای عالی امنیت ملی و این ادعا که مذاکرات برخلاف نظر رهبر معظم انقلاب پیش رفته است. سوی دیگر، اظهارات منان رئیسی، نماینده قم، که با لحنی معنادار می‌گوید: «شما از جلسات شعام خبر ندارید، ولی من خبر دارم» و بعد هم از تهدید یکی از اعضا به استعفا در صورت عدم امضای تفاهم‌نامه سخن می‌گوید. فعلاً کاری نداریم که این نقل‌ها دقیق‌اند یا نه؛ فرض بگیریم همه این روایت‌ها درست باشد. سؤال اصلی چیز دیگری است: این آقایان دقیقاً از کجا به محتوای جلسات امنیتی‌ترین نهاد کشور و مکاتبات محرمانه میان رهبری و شعام دسترسی پیدا کرده‌اند؟ این سؤال کوچکی نیست. وقتی جزئیات جلسات محرمانه، این‌گونه به تریبون‌های عمومی و فضای رسانه‌ای راه پیدا می‌کند، مسئله فقط یک اختلاف سیاسی نیست؛ پای امنیت اطلاعات در میان است. علی‌القاعده، خودِ شورای عالی امنیت ملی باید بیش از همه نسبت به این رخنه حساس باشد. اگر چنین اطلاعاتی واقعاً از درون جلسات بیرون آمده، شعام پیش از هر چیز باید باگ خودش را پیدا کند؛ چون نشت اطلاعات از اتاق تصمیم‌سازی امنیتی کشور، شوخی‌بردار نیست. ✍🏻 ۶/تیر/۱۴۰۵ 🔹@GoftarGah
🚩خودزنی با علی‌الاصول 🔸گفتارگاه: بعضی آن‌قدر با «علی‌الاصول» سیاست‌ورزی کرده‌اند که انگار پیام رهبری فقط همان یک جمله بود! از روز اول گفتند رهبری مخالفِ مطلق مذاکره بوده‌اند؛ بعد هم هر خبری را چنان کنار هم چیدند که فقط همان روایت مطلوب خودشان بیرون بیاید. بعد خبر رسید در شعام فقط یک نفر به تفاهم رأی منفی داده. فوری گفتند: جلیلی بوده؛ یعنی تنها کسی که با «علی‌الاصول» رهبری هماهنگ مانده! اما چند روز بعد، نشریه معاونت سیاسی سپاه خبر داد که در جلسه‌ای با حضور نماینده ولی‌فقیه در سپاه، جلیلی خودش تصریح کرده رهبری مخالف اصل مذاکره نبوده‌اند. ابتدا سایت جلیلی و کانال‌های هوادارش تکذیب کردند؛ اما وقتی نماینده ولی‌فقیه در سپاه شخصاً اصل جلسه و محتوای آن را تأیید کرد، آن روایتِ یک‌خطی هم ترک برداشت. از آن طرف، برخی مدعی شدند یکی از اعضای شعام تهدید کرده اگر تفاهم‌نامه تصویب نشود استعفا می‌دهد و نظامی‌ها هم ناچار شده‌اند میان «بد و بدتر»، به بد رأی بدهند! بسیار خب؛ اگر این روایت را ــ ولو جدلاً ــ بپذیریم، سؤال ساده‌ای پیش می‌آید: پس کسی که در چنین بزنگاهی به تفاهم رأی منفی داده، دقیقاً کدام منطق را دنبال کرده؟ اگر واقعاً مسئله انتخاب میان بد و بدتر بوده، رأی منفی یعنی انتخابِ بدتر، نه؟ مشکل از جایی شروع می‌شود که بعضی‌ها آن‌قدر در ساختن روایت شتاب دارند که یادشان می‌رود روایت‌شان نباید علیه خودشان شهادت بدهد. هر خبری را نمی‌شود فقط چون به نفع پیش‌فرض ماست، بی‌محابا منتشر کرد. گاهی گلوله‌ای که برای زدن رقیب شلیک می‌کنی، در نهایت به پای خودت می‌خورد. علی‌الاصول، پیش از روایت‌سازی، کمی هم باید به لوازم روایت فکر کرد. ✍🏻 ۷/تیر/۱۴۰۵ 🔹@GoftarGah