eitaa logo
گفتارگاه
311 دنبال‌کننده
236 عکس
68 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
🚩خلع‌سلاح، مقدمه‌ی صلح نیست؛ آغاز فشارهای بعدی است 🔘قسمت اول 🔸گفتارگاه: فرض کنیم ایران شروط ترامپ برای عدم‌ حمله نظامی (صفر شدن غنی‌سازی در خاکش، کم کردن برد موشک‌ها تا سیصد کیلومتر، کاهش تعداد موشک‌ها و رها کردن گروه‌های مقاومت) را بپذیرد، دیگر اسمش «توافق» نیست؛ اسمش خلع‌سلاحِ تدریجیِ یک کشور مستقل است. تجربه نشان داده خلع سلاح، نقطه‌ی پایان فشار نیست؛ دقیقاً نقطه‌ی شروع فاز بعدی آن است. هیچ شاهد معتبری وجود ندارد که طرفی مثل آمریکا، وقتی همه‌ی ابزارهای بازدارنده‌ی تو را گرفت، ناگهان تبدیل شود به شریکی قابل اعتماد. برعکس، معمولاً درست از همان لحظه‌ای که قدرت سخت تضعیف می‌شود، فهرست مطالبات تازه ورق می‌خورد. 🔺۱ـ در چنین سناریویی، فشار از بیرون به درون منتقل می‌شود. وقتی موشک و عمق منطقه‌ای کنار رفت، نوبت می‌رسد به نسخه‌پیچی برای داخل؛ از پرونده‌های حقوق بشری گرفته تا فشار برای تغییر در ساختارهای حقوقی و نهادی. همه‌چیز هم با ادبیات شیک «اصلاحات ضروری» و «گذار کنترل‌شده» بسته‌بندی می‌شود، اما خروجی‌اش چیزی نیست جز دخالت مستمر در تصمیمات حاکمیتی. هم‌زمان، پروژه‌های هویتی و قومی جان می‌گیرند؛ نه لزوماً با جنگ عریان، بلکه با سیاست‌های فرسایشی، و بازی با شکاف‌های اجتماعی. این‌ها همان ابزارهایی است که وقتی قدرت بازدارنده ضعیف شد، به‌کار می‌افتد. ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ 🔹@GoftarGah
گفتارگاه
🚩خلع‌سلاح، مقدمه‌ی صلح نیست؛ آغاز فشارهای بعدی است 🔘قسمت اول 🔸گفتارگاه: فرض کنیم ایران شروط ترامپ ب
🚩خلع‌سلاح، مقدمه‌ی صلح نیست؛ آغاز فشارهای بعدی است 🔘قسمت دوم 🔸گفتارگاه: ۲ـ حتی در خوش‌بینانه‌ترین روایت هم، پذیرش کامل شروط ترامپ مساوی پایان تحریم‌ها نیست. تاریخ معاصر، مثال‌های روشنی پیش چشم ما گذاشته است. لیبی همه خواسته‌ها را پذیرفت، خلع سلاح شد، اما فشار سیاسی قطع نشد و در نهایت به مداخله‌ی نظامی و فروپاشی انجامید. تحریم‌ها می‌توانند بروند، اما خیلی راحت با نام و بهانه‌ای تازه برمی‌گردند. در این نقطه است که گزینه‌ی نظامی هم از تصمیمی پرهزینه و پرریسک برای طرف مقابل، تبدیل می‌شود به انتخابی «قابل مدیریت»؛ وقتی نه ابزار بازدارنده‌ای مانده و نه عمق راهبردیِ مؤثر. 🔺۳ـ اصل ماجرا اینجاست: مسئله‌ی آمریکا با ایران، هسته‌ای نیست. مسئله، ایرانِ مستقل و صاحب قدرت تصمیم‌گیری است. برای همین هم شروط را تکی و موضوعی مطرح نمی‌کنند؛ همه را یک‌جا می‌چینند تا ستون‌های قدرت، یکی‌یکی برداشته شود. از این زاویه، پرسش از «گام بعدی» جواب پیچیده‌ای ندارد: در این مسیر، اصلاً گام آخر تعریف نشده. هر عقب‌نشینی، فقط آستانه‌ی مطالبه‌ی بعدی را پایین‌تر می‌آورد. بنابراین مخالفت با چنین بسته‌ای نه لجاجت است و نه شعار؛ بلکه تصمیمی عقلانی، مبتنی بر تجربه‌ی تاریخی و فهم منطق بقا در دنیای قدرت است. ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ 🔹@GoftarGah
🚩چرا ایران مذاکره را پذیرفت؟ 🔸گفتارگاه:ایران، به دلیل اینکه بازی «مقصرنمایی» دشمن را بلد است، میز مذاکره را واژگون نکرد. آمریکا، پیش از شلیک اولین گلوله، دنبال یک روایت آماده می‌گردد؛ روایتی که در آن، تهران متهم ردیف اول باشد و آمریکا، بازیگرِ ناچار. این همان صحنه‌آرایی قدیمی است: فشار می‌آورند، تهدید می‌کنند، شرط‌های تحقیرآمیز می‌گذارند و اگر طرف مقابل نپذیرفت، فریاد می‌زنند که «دیدید؟ ایران مذاکره‌گریز است!» 🔺در چنین معادله‌ای، ترک مذاکره دقیقاً همان چیزی است که آمریکا می‌خواهد خوراک تبلیغاتی برای توجیه جنگ احتمالی، هم در افکار عمومی غرب و هم در فضای داخلی ایران. هدف فقط بیرون نیست؛ در داخل هم حساب باز کرده‌اند تا با القای بن‌بست دیپلماتیک، سرمایه سیاسی دولت را بزنند، جامعه را دچار تردید کنند و این پیام را جا بیندازند که «راهی جز تقابل نمانده». ایران با ماندن پای اصل مذاکره، این سناریو را ناقص کرده است: نه به دشمن بهانه داده، نه از خطوط قرمز عبور کرده. این همان تفاوت عقلانیت با ساده‌سازی‌های هیجانی است؛ جایی که سیاست، نه با فریاد، که با فهم صحنه جلو می‌رود. ۱۷ بهمن ۱۴۰۴ 🔹@GoftarGah
گفتارگاه
🚩چرا ایران مذاکره را پذیرفت؟ 🔸گفتارگاه:ایران، به دلیل اینکه بازی «مقصرنمایی» دشمن را بلد است، میز م
https://eitaa.com/GoftarGah/545 قسمتی از این پست: سیاست خارجی ایران دو لایه دارد. یک لایه‌ی راهبردی و ثابت که تغییرپذیر نیست؛ مثل مقابله با رژیم صهیونیستی و اخراج آمریکا از منطقه. و یک لایه‌ی تاکتیکی که تابع زمان، میدان و محاسبه است. خلط این دو، یا از نادانی است یا از غرض. 🔹@GoftarGah
🚩وقتی «بگذارید مسئولان کارشان را بکنند» شنیده نمی‌شود 🔸گفتارگاه: در حالی که امروز مذاکرات ایران و طرف آمریکایی در عمان در جریان است، حمید رسایی در چند ساعت گذشته، با انتشار پیاپی چندین پست و استناد مکرر به بیانات رهبری، شمشیر انتقاد را نه به سمت دشمن، که به سمت تصمیمی کشیده که در سطح حاکمیت اتخاذ شده است. برای فهم درست صحنه، بد نیست چند نکته را کنار هم بگذاریم؛ بی‌هیجان و با حافظه‌ی تاریخی. 🔺یکم: مسعود پزشکیان در تبلیغات ریاست‌جمهوری، با پرچم «گفت‌وگو» وارد میدان شد. از تعامل با جهان گفت، از پرهیز از دشمنی‌های پرهزینه سخن گفت، و صریحاً اعلام کرد که منافع کشور را باید با عقلانیت دنبال کرد. 🔺دوم: در حالی که مذاکرات پیش از جنگ ۱۲روزه در جریان بود، آمریکا و اسرائیل به ایران حمله کردند. بعد از مدتی پس از جنگ، عده‌ای دوباره سراغ پزشکیان رفتند و نسخه «بازگشت فوری به مذاکره» پیچیدند. پزشکیان با وجود اینکه یکی از شعارهای زمان تبلیغاتش مذاکره بود پاسخی شفاف و قاطع به این مطالبه داد: آمریکا شروط تحقیرآمیز می‌گذارد؛ زیر بار ذلت نمی‌رویم؛ ایرانِ ضعیف و تکه‌پاره را نمی‌پذیریم. 🔺سوم: این ایستادگی پزشکیان تا الان بدون تغییر باقی مانده. حتی وقتی ترامپ با اعزام ناو و تشدید تهدیدات، زبان چماق را پررنگ‌تر کرد، موضع دولت عوض نشد و پاسخ‌ها محکم‌تر شد. نه هراس، نه شتاب. 🔺چهارم: اما وقتی تهدید به بن‌بست خورد، ترامپ سراغ تاکتیک قدیمی رفت: مذاکره. این‌جا بود که هوشمندی نظام خودش را نشان داد؛ پاسخ روشن بود: ایران بر سر مسائل دفاعی و امنیتی مذاکره نمی‌کند. اگر گفت‌وگویی هم باشد، فقط در چارچوب پرونده هسته‌ای و نه یک بند بیشتر. 🔺پنجم: یکی از کارکردهای اصلی پیشنهاد مذاکره از سوی ترامپ، جنگ روانی بود؛ نمایشِ «من اهل جنگ نیستم». اگر ایران اصل مذاکره را رد می‌کرد، همین ژست، ابزار تبلیغاتی آماده‌ای برای توجیه حمله احتمالی می‌شد. این دام اما با ماندن ایران در چارچوب عقلانی مذاکره خنثی شد. 🔺ششم: نباید نقش منطقه را هم نادیده گرفت. پیام‌های کشورهای همسایه، که جنگ ایران و آمریکا را فاجعه‌ای جمعی می‌دانند، بی‌تأثیر نبوده است. این واقعیت، بخشی از صحنه است، نه حاشیه. همین مورد برای ورود به مذاکره کافی است. 🔺هفتم: با این همه، رسایی صحنه را طوری روایت می‌کند که انگار دولت از ابتدا و بی‌اعتنا به تجربه جنگ و تهدید، شیفته مذاکره بوده و حالا هم چشم‌بسته وارد آن شده است. این روایت، نه با واقعیت هم‌خوان است و نه با سیر وقایع. اصرار کم‌سابقه بر چنین تصویری، دست‌کم سؤال‌برانگیز است. 🔺هشتم: همه می‌دانند سیاست خارجی و مذاکره، تصمیم یک دولت یا یک وزیر نیست. این‌ها در سطح حاکمیت بررسی و تصویب می‌شود. رسایی این را بهتر از بسیاری می‌داند. با این حال، کنش رسانه‌ای او عملاً در تعارض با همان توصیه‌ی صریح رهبری قرار می‌گیرد: بگذارید مسئولان کارشان را بکنند. مسئله این‌جا اختلاف‌نظر نیست؛ مسئله، مخدوش‌کردن وحدت تصمیم در لحظه‌ای است که دشمن، دقیقاً روی شکاف‌ها حساب باز کرده است. ✍🏻 ۱۷ بهمن ۱۴۰۴ 🔹@GoftarGah
🚩روایت‌سازی علیه واقعیت؛ درباره حضور فرمانده سنتکام 🔸گفتارگاه: ۱ـ صحنه را جوری قاب نکنید که انگار قرار بوده ایران پشت میز مذاکره، روبه‌روی فرمانده سنتکام بنشیند! از ابتدا روشن بود که مذاکره‌کننده ارشد ایران عراقچی است و طرف آمریکایی هم ویتکاف؛ نه ژنرال با یونیفرم نظامی، نه فرمانده میدانی. این واقعیتِ ساده را چرا باید در غبار روایت‌سازی گم کرد؟ 🔺۲ـ دوماً مگر قرار است ما برای طرف مقابل تعیین تکلیف کنیم که ترکیب تیم مذاکره‌اش چه باشد؟ از کی تا حالا انتخاب اعضای هیئت آمریکایی، نیازمند مُهر تأیید تهران شده است؟ اگر قرار باشد چنین منطقی را بپذیریم، اساساً چیزی به نام مذاکره باقی نمی‌ماند. 🔺۳ـ آن‌چه عمداً نادیده گرفته می‌شود این است که فرمانده سنتکام از ابتدا جزو تیم مذاکره آمریکا نبود. او بعد از ورود هیئت‌ها به عمان، خودش را به مسقط رسانده است. تفاوت «همراه تیم بودن» با «بعداً اضافه شدن» را نمی‌شود با بازی رسانه‌ای پاک کرد. 🔺۴ـ اماحضور فرمانده سنتکام را می‌شود جور دیگری هم دید؛ حضوری که الزاماً نشانه تهدید نیست، بلکه می‌تواند اعتراف به محدودیت باشد. وقتی حتی عالی‌ترین مقام فرماندهی مرکزی آمریکا ناچار می‌شود از ادبیات صرفاً نظامی فاصله بگیرد و کنار دیپلمات‌ها بایستد، یعنی میدان تحولات به سطحی از پیچیدگی و بازدارندگی رسیده که گزینه نظامی دیگر آن کارت طلاییِ همیشگی نیست. به بیان روشن‌تر؛ این حضور، پیش از آن‌که پیام حمله باشد، می‌تواند پیام بن‌بست باشد. بن‌بستِ تهدید.(البته این مورد، دیگر انگیزه‌های آمریکا از این حضور را نفی نمی‌کنه.) ✍🏻 ۱۸ بهمن ۱۴۰۴ 🔹@GoftarGah
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥روایت بی‌بی‌سی از حس و حال جریان برانداز ضدایرانی پس از مذاکرات مسقط: خشمگین، غم‌ز‌ده، شوکه و سرخورده هستند 🔹@GoftarGah
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عراقچی در گفت‌وگو با شبکه الجزیره: دیروز به مذاکره‌کنندگان آمریکایی گفتم شما دو انتخاب دارید: جنگ یا دیپلماسی؛ انتخاب ما دیپلماسی است. اما برای هر دو گزینه، بیش از گذشته آماده‌ایم، امیدواریم دیپلماسی را انتخاب کنید. اگر آمریکا حمله کند، ما به اراضی آن حمله نمی‌کنیم؛ بلکه به پایگاه‌هایش در منطقه پاسخ می‌دهیم. 🔸گفتارگاه: این چند جمله‌ی عراقچی، اگر درست خوانده شود، اعلامِ یک معادله‌ی روشن است. او میز را دوگانه چیده: «جنگ یا دیپلماسی». و مهم‌تر از خودِ دوگانه، این جمله است که وزن دارد: برای هر دو گزینه آماده‌ایم. یعنی ایران، دیپلماسی را از موضعِ آمادگی انتخاب می‌کند، نه از سر اضطرار. این همان جایی است که تهدیدِ دشمن، کارکردش را از دست می‌دهد؛ وقتی بداند انتخاب دیپلماسی، محصول ترس از جنگ نیست. 🔺نکته‌ی کلیدی‌تر، ترسیمِ دقیق میدان پاسخ است. عراقچی صریح می‌گوید اگر آمریکا حمله کند، پاسخ در «منطقه» خواهد بود. این یعنی یادآوریِ یک واقعیت: آمریکا هر جا که بخواهد ضربه بزند، خودش پیشاپیش در تیررس است. پایگاه‌هایی که قرار بود ابزار فشار باشند، خودشان به نقاط آسیب‌پذیر تبدیل شده‌اند. 🔺و شاید مهم‌ترین بخش سخن، اظهار امیدواری به انتخاب دیپلماسی از سوی آمریکاست. این جمله هوشمندانه بیان شده. ایران نمی‌خواهد مقصرِ بستن راه گفت‌وگو معرفی شود. توپ را انداخته در زمین آمریکا: اگر جنگ شد، انتخاب شما بوده؛ اگر مذاکره شد، باز هم انتخاب شماست. این همان سیاستی است که هم‌زمان بازدارندگی می‌سازد و مشروعیت. دیپلماسیِ مسلح به قدرت؛ نه لبخندِ خالی، نه مشتِ بی‌محاسبه. ✍🏻 ۱۸ بهمن ۱۴۰۴ 🔹@GoftarGah
♨️تفاوت را احساس کنید!!!👆🏻 آقای ثابتی! انقلابیگری، با ادا و ادعا، حاصل نمی‌شود؛ وقتی انقلابی می‌شوی، که نظام اسلامی را، بر خواسته‌‌های نفس خودت و همفکرانت، ترجیح بدهی!! 🇮🇷@AXNEVESHTESIYASI
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 خاطرۀ فرمانده اسبق پایگاه شکاری شهید یاسینی بوشهر از نزدیک‌شدن به ناو آمریکایی 🔹امیر سرتیپ‌دوم خلبان مشیری: در یکی از پروازها کشتی جنگی آمریکا به من گفت از ۲۰ مایل به من نزدیک‌تر نشو. 🔹من بچۀ نازی‌آباد تهران هستم، نازی‌آبادی‌ها جگردارن. به من برخورد و گفتم تو آمدی سمت کشور من قیافه هم می‌گیری. 🔹گفتم تا ۵ مایل بهت نزدیک می‌شوم، خفه شو ساکت! 🔹وقتی نزدیک ناو شدم، با خودم اگر الان بزند چه اتفاقی می‌افتد تپش قلبم زیاد شد. غرق این افکار بودم دیدم بالاسر ناو هستم. 🔹در همین حین صدای نفس‌نفس زدن آنها را شنیدم که قلبشان بدتر از من می‌زد. 🔹بعد از آن ماجرا این را فهمیدم اگر به دشمن نزنی؛ اگر دست به سینۀ ترس نزنی باختی. 🔹@GoftarGah
🚩مذاکره در میدان جنگ 🔸گفتارگاه: ما در میانه‌ی یک نبرد تک‌لایه و تک‌ابزاری نیستیم؛ جنگ، مدت‌هاست شکل عوض کرده. دیپلماسی، رسانه، اقتصاد، امنیت و حتی روان مردم، همه به خطوط مقدم این میدان تبدیل شده‌اند. 🔺در چنین وضعیتی، مذاکره نه «انحراف از مقاومت» است و نه عقب‌نشینی از مواضع؛ بلکه یکی از اضلاع همین نبرد چندلایه است. آن‌که مذاکره را بیرون از منطق جنگ می‌بیند، هنوز در ذهنش فقط صدای توپ و تانک را به‌عنوان نشانه‌ی درگیری می‌شناسد. حال آن‌که امروز، گاهی یک میز مذاکره، همان کارکردی را دارد که دیروز یک خاکریز. 🔺دشمن دقیقاً به همین دلیل مذاکره را با تهدید گره می‌زند؛ چون می‌داند اگر ایران از این میدان خارج شود، توپ تبلیغاتی جنگ را به نفع او شلیک کرده است. ترک مذاکره، در این بازی، نه نشانه‌ی اقتدار که دقیقاً همان چیزی است که آمریکا می‌خواهد: ساختن تصویر «ایرانِ بن‌بست‌ساز» برای توجیه فشار و حتی حمله. ماندن، اما با خطوط قرمز روشن، یعنی گرفتن همین ابزار از دست دشمن. 🔺مسئله این نیست که مذاکره جواب می‌دهد یا نه؛ مسئله این است که ایران چرا وارد مذاکره می‌شود. ورود از موضع ضعف نیست؛ از موضع محاسبه است. از موضع کشوری که می‌داند جنگ را فقط با موشک نمی‌برند، همان‌طور که صلح را هم فقط با امضا به دست نمی‌آورند. دیپلماسی، وقتی در خدمت راهبرد کلان باشد، خودش سلاح است؛ سلاحی برای خرید زمان، مدیریت افکار عمومی، و بالا بردن هزینه‌ی تصمیم‌های دشمن. 🔺آن‌هایی که با شنیدن نام مذاکره، فریاد سر می‌دهند، یک پرسش ساده را بی‌پاسخ می‌گذارند: در این جنگ چندلایه، اگر یکی از میدان‌ها را داوطلبانه خالی کنیم، چه کسی سود می‌برد؟ ✍🏻 ۲۰ بهمن ۱۴۰۴ 🔹@GoftarGah
🚩حکمرانی الهی یا بهانه‌ای برای هیجان‌سازی؟ 🔸گفتارگاه: ۱ـ بعضی وقت‌ها یک حرف، درست‌ترین مفاهیم را برمی‌دارد، اما آن‌ها را می‌نشاند در غلط‌ترین جای ممکن. از «حکمرانی الهی» می‌گوید، از صبوری، از تربیت، از پدر و فرزند؛ اما خروجی‌‌اش یک چیز دیگر است: توجیهِ بی‌قراریِ سیاسی. ۲ـ بعضی‌ها ترجیح می‌دهند به‌جای اصلاح رفتار خودشان، نظریه تولید کنند. نظریه‌ای که در آن، هر هجمه‌ای بشود «تمرین مردم‌سالاری»، و هر بی‌قراری سیاسی، بشود «حکمت تربیتی». ۳ـ بگذارید مسئولان کارشان را بکنند. کسانی که امروز، با وجود این تصریح، باز هم شب و روز را صرف حمله می‌کنند و بعد، برای آرام‌کردن وجدان خودشان سراغ مفاهیمی مثل «حکمرانی الهی» می‌روند، در واقع دارند مسئله را وارونه می‌کنند. اگر واقعاً به آن منطق تربیتی باور دارند، اولین گامش این است که خودشان هم تربیت شوند؛ یاد بگیرند کجا باید ایستاد، کجا باید سکوت کرد، و کجا باید اجازه داد سازوکارهای رسمی کشور کارشان را انجام دهند. ۴ـ اگر قرار است از حکمرانی الهی حرف بزنیم، اولین نشانه‌اش این است که وقتی ولیّ جامعه می‌گوید «بگذارید مسئولان کارشان را بکنند»، عده‌ای دنبال راه دررو نظری نگردند. حکمرانی الهی، با اطاعت گزینشی جمع نمی‌شود. یا باید به قاعده تن داد، یا صادقانه گفت مسئله، چیز دیگری است. ✍🏻 ۲۰ بهمن ۱۴۰۴ 🔹@GoftarGah