سلام❄️سلام❄️سلام❄️
من اومدم😂
تو یه روز سردی که هواشناسی گفته بود میخواد برف بیاد(ولی هنوز اینجا که نیومده😢)
امیدوارم حالتون خوب باشه👏👏👏
میخوام یه خاطره از علاقه ام به خط و خوشنویسی براتون بگم 😍
اینم بگم که فقط همین یه خاطره رو یادم مونده ها😂،بعدا نیاین بگین خاطره برامون تعریف کن که دیگه هیچی یادم نیس😉
سال تحصیلی ۶۵_۶۴ بود که من کلاس چهارم ابتدایی بودم(سن و سالم خودم لو دادم😂)
از مدرسمون مارو بردن یه گالری خط و خوشنویسی 🖌☺️
با این اتوبوس قدیمیهای شرکت واحد🚌،بچه ها رو به صف کرده بودن خیلی درجه یک ،روهم رو هم سوارشدیم😢
اتوبوسا همه قدیمی بودن و مثل حلزون حرکت میکردن 🐌 یا شایدم لاک پشت🐢
آخه ۷_۸سال بود که انقلاب شده بود و ما وسطای جنگ💥☄🔥 بودیم
(این وسط یه «تبیین»هم بگم؛قابل توجه📣 اونایی که همش دم از این میزنن که اون موقعا وضعیت خوب بود و مردم تو رفاه بودن،این اتوبوسا همه مال همون موقعا بود که وضعیت مردم خوب بود،معلوم هم نیس مال اسقاط کدوم کشورها بود،الان که خودمون اتوبوس میسازیم بازم ناشکریم😢)
اون روز هم مثل این روزا هوا سرد و برفی بود🌨🌬💨وبچه ها همه شال و کلاه کرده
و تپل شده بودن ،کلی سرو صدا تو اتوبوس و .....دیگه بماند😏😅😂
دیگه هر جوری بود رسیدیم به گالری❤️
گالری هم زیر زمین یه خونه بود ،البته خونه هه از این ویلایی بزرگا بودا 🏠🏡کلی هم
با کلاس،ما که کیف کردیم😊😍👏👏👏
حالا بریم زیر زمین
من که عاشق خط بودم جلوتر از همه دوییدم رفتم پایین، ولی متأسفانه چون عینکی بودم
عینکم بخار کرده بود نمیتونستم کارا رو ببینم
خیلی اعصابم خورد شده بود😡😤 ولی چاره ای نبود
من محو تماشا بودم اصلا نفهمیدم چجوری زمان گذشت،خانم معلممون گفت اگه بخواین میتونین خرید کنین،منم خیلی دلم میخواست یکیشون بخرم ولی پول 💸 نداشتم و ناراحت بودم(یه «تبیین» دیگه؛اینکه اونموقعا آنقدر پول تو دست و بال مردم نبود که به بچه ها همیشه پول توجیبی بدن (جز یه عده قلیل،مثلا توکلاس ما یه نفربود که تک فرزند بود و باباش وضعش خوب بود) مثل الان که بچه ها دیگه خودشون کارت دارن پول توجیبیشون بصورت خودکار هرماه واریز میشه به کارتشون😉)
حالا این کارا اصل هم نبود یعنی عکس خوشنویسی رو روی مقوا چاپ کرده بودن و گالری زده بودن،ولی همونشم برای زمان ما خیلی اتفاق خوبی بود.🌺🍃
خلاصه یه کاری که بنظرم خوب بود و قیمتش مناسب بود رو انتخاب کردم و خوشحال از اونجا برگشتم😄😁😍
حالا بقیش که تو خونه چیا شد دیگه بمونه برای خودم😂
ولی اینم بگم که یه قاب رنگ و رو رفته داشتیم و آوردم و اون خوشنویسی رو باهاش قاب کردم و گذاشتم سر طاقچمون🌈✨☀️
تا چند سال بعد هم اونو داشتیم ،ولی بعداً تو یه اثاث کشی که داشتیم نمیدونم اصلا اون قاب چیشد🧐😔😅
حالا بعد از این همه سال ،هنوزم اون یه بیت شعر تو خاطرم هست و همیشه یاد اون روز میوفتم لبخند به لبم میاد☺️😊
#خاطره_بازی🍂
حضرت لسان الغیب، #حافظ_شیرازی :
🍃....
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
با دوستان مروت،با دشمنان مدارا
...
#خوشنویسی #نسخ
#نسخ_خودکاری
@Golkhat_313 | گلخط🌺
🍃دل میرود ز دستم صاحبدلان خدا را
دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
🍃کشتیشکستگانیم ای باد شُرطِه برخیز
باشد که باز بینم دیدار آشنا را
🍃دهروزه مِهر گردون، افسانه است و افسون
نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا
🍃در حلقهٔ گل و مُل خوش خواند دوش بلبل
هاتِ الصَّبُوحَ هُبّوا یا ایُّها السُکارا
🍃ای صاحب کرامت شکرانهٔ سلامت
روزی تَفَقُّدی کن درویش بینوا را
#آسایش_دوگیتی_تفسیر_این_دوحرف_است
#با_دوستان_مروت_با_دشمنان_مدارا
🍃در کوی نیکنامی ما را گذر ندادند
گر تو نمیپسندی تغییر کن قضا را
🍃آن تلخوَش که صوفی امُّالخَبائِثَش خواند
اَشهی لَنا و اَحلی مِن قُبلَةِ العَذارا
🍃هنگام تنگدستی در عیش کوش و مستی
کاین کیمیای هستی قارون کُنَد گدا را
🍃سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد
دلبر که در کف او موم است سنگ خارا
🍃آیینهٔ سکندر، جام می است بنگر
تا بر تو عرضه دارد احوال مُلک دارا
🍃خوبان پارسیگو، بخشندگان عمرند
ساقی بده بشارت رندان پارسا را
🍃حافظ به خود نپوشید این خرقهٔ مِیْآلود
ای شیخ پاکدامن معذور دار ما را
@Golkhat_313 | گلخط🌺