بسمه تعالی
قابل توجه اهالی محترم امامزاده علاءالدین
علاءالدین در افق آینده؛
(قسمت ۰۱۰):
پاسخ حرافیهای ملاء روستا؛
(ادامه بررسی تحمیقها و توهینهای ممدشورا):
«زندهانگاری اجداد وفاتیافته» اهالی روستا توسط نانکلی، در منظر قضاوت صریح و بیشائبه عموم است که مفهومی بجز «سوءنیت مجرمانه» وی جهت غافلگیر کردن اهالی در مقابل کار غلط انجام شده ندارد. خصوصاً که؛
۱) قبل از طرح شکایت علیه ۱۸ تن از اهالی روستای امامزاده علاءالدین، باید از شورای روستا و امین موقوفه، استعلام میگرفت تا آنان را «مجهولالمکان» معرفی نکند.
(مگر آنکه مخاطبین مذکور، طی همدستی با نانکلی، آنان را مجهولالمکان قلمداد کرده باشند که از رنگرزهای روستای ما بعید نیست!)
۲) در جلسه تفاهمجویانه امام جمعه محترم آوج، باید اشارهای میکردند که ما علیه ۱۸ نفر از اموات شما اقدام به طرح دادخواست کردهایم!! خصوصا که وقتی در پایان جلسه، حاجآقا موسوی از هرگونه همکاری نانکلی (و معاون عوضیتر وی؛ طاهرخانی) مأیوس میشود و به نمایندگان سادات توصیه میکند که تنها راه خلاصی شما از شرّ اداره اوقاف، شکایت قانونی است، ولیکن آن مغرضین (غرق در غرض سودائی تصاحب ششدانگ روستا بویژه مرض طماعی به دفینههای آن که استخراج بخشی از آنها تعدادی از اهالی را به آلاف و اولوفی چشمگیر رسانده!) هیچگونه اشارهای هم نمیکنند که به دادگاه محل، دادخواست ابطال اسناد اجداد اهالی را دادهاند!
۳) نانکلی عضو (مخفی) گروه مجازی اطلاعرسانی و هماندیشی شورای روستا بود (که عضویت وی توسط اعضای شورا خود به تنهائی خیانت مهمی است که هنوز هم از بابت آن - بجز هتاکی و فحاشی علیه بنده و آ.سیدسعید و حامیان احتمالی من! - هیچگونه توضیح و تعذیری بعمل نیاوردهاند!!) و میتوانست از اعضای گروه جویا شود که آیا کسی خبری از ۱۸ مجهولالمکان روستائیهای متجاوز به موقوفات دارد؟!
و خیلی راههای دیگری (از قبیل؛ نصب بنر و حداقل یک صفحه اطلاعیه در روستا) که میتوانستند برای شناسائی ۱۸ نفر انجام دهند که طی نکردند!
البته بنظرم نانکلی فریبکار که دنبال چاه کندن برای اهالی بود، خودش در چاه افتاد و در دام فریب بزرگی گرفتار شد. زیرا او ابلهانه و خیلی سرخوشانه گمان کرد که اهالی روستا لابد عمدتا همان عِشَّکها و قودوغها و جوجوغها و خرسخالههائی هستند که شورای دغلکار روستا در گروه خود بعضویت در آورده است! که اکثرشان عقل و خرد درستی ندارند و سرآمدشان امثال حسنشورا و ممدشوراست که براحتی میشود افسارشان را به کف گرفت و به هر جا که لازم باشد کشانید!! (و البته با اقلیتی ساکت و...!)
زیرا هیچکدامتان نمیخواهید، خیانتها و خباثتها و شرارتهایتان رو شود که اگر بشود، قاعدتاً دیگر نه تنها در این روستا قادر به عرض اندام نخواهید بود بلکه آنرا باید برای همیشه ترک کنید. همانطور که با کمک اربابتان میخواستید اهالی آنرا ترک کنند!
وقتی اینها گل سرسبد اهالی باشند، ریشهکنی کل اهالی که از آب خوردن هم آسانتر است! و براحتی میشود بساط جشن خرکی «آی خر برفت آی خر برفت» ملانصرالدین را برایشان چید و تکرار کرد!
از جانب کسانی مثل آ.میرشجاع هم که علاوه بر ترور فیزیکی مورد هدف ترور شخصیتی سنگینی هم شده است، خیالشان راحت بود و در عینحال شکایت خود را رازدارانه و مخفیانه انجام دادند! غافل از اینکه سادات مظلوم این روستا، خدای بصیر و غیوری دارند که «یعطی من لم یسئله و من لم یعرفه تحننا منه و رحمه» قاموس اوست.
نانکلی و ظاهرخانی مستحق رسوا شدن بودند و حتی توهینها و تحقیرها و هتاکیها و فحاشیهای اعضای شورا و مشتریان فضای مجازی آنها هم قابل درک است که جلززززوولزززز بکنند ولیکن شگفتانگیزی ماجرا آنجاست که جوجوغها و خرسخالهها چرا به خود نیامدند و از خواب خرگوشی خود بیدار نگشتند؟! و بلکه تعمداً و آشکارا خود را در صف دشمنان سادات قرار دادند؟! و حتی التفاتی به بیطرفی هم نکردند؟! قاعدتاً علت/علل این صفبندی اگر شراکت آنها در خیانتهای خائنین نباشد، متاسفانه ریشه در حسادت شدید و حماقت حمارینه آنها دارد و بس که ترکیب مرض و غرض صعبالعلاج و بغرنجی است مگر آنکه خدایشان به دادشان برسد که اقتضای آن، توبه و استغفار (و ندامت و جبران) است. آیا چنین توفیقی خواهند یافت؟!
با توجه به لقمههای حرامی که بلعیدهاند، بسیار بعید است. فلذا لزومی به تعارف و مماشات با آنها نیست!
بنابراین نهضت افشاگری شیطنت و شرارتهای خائنین ادامه خواهد یافت ولو توسط کسانی غیر از من!
...ادامه دارد.
حسینی منتظر
اسفند۱۴۰۱
«گنبد فیروزه»؛ دومین کانال اطلاعرسانی حم (ویژه امور راهبردی روستای امامزاده سید علاءالدین آوج قزوین):
https://eitaa.com/joinchat/2306801975C4413b2537a
دیدگاههای خود را در گروه «هماندیشی سادات میدان» هم میتوانید به اشتراک بگذارید:
https://eitaa.com/joinchat/1424556326Cd51a6f2d0a
بسمه تعالی
قابل توجه اهالی محترم امامزاده علاءالدین
علاءالدین در افق آینده؛
(قسمت ۰۱۱):
پاسخ حرافیهای مَلاء روستا؛
(ادامه بررسی شاهکارهای ادبی و تحمیقی ممدشورا):
۱۲) م.ش: «یه دختر بچه با سواد اول ابتدایی هم میتونه بنویسه مهم عمل کردن»
ح.م: در این فراز هم، «آدرس غلط» دادن را به «تحقیر» بنده، آمیخته است. «تحریر پیامهای مسلسل بنده» را با «نوشتن توسط دختربچه اول ابتدایی»، یکی انگاشته است! یعنی همان «رویّه همیشگی رنگرزی» برای «جابجائی گنجشک و قناری»!
کسانی که هنوز نتوانستهاند حتی یک پیام بدون غلط از خود به یادگار بگذارند، چگونه جرأت میکنند دهها پیام بدون حتی یک غلط مرا تخطئه کنند؟! تا چه رسد به محتوای مباحث و ادبیات هنرمندانه که خیلی پیچیدهتر است و توزین آنها کار هر کسی نیست!
توصیه به عمل (= رفتن به پیشگاه نانکلی مزوّر جهت التماس یا قانع کردن و یا شکستن گردن وی!) و اجتناب از نوشتن (= پرهیز از پرداختن به افشای خیانتها و شرارتهای خائنین و جُهّال!) را قبلاً هم مطرح کرده است ولیکن در اینجا لازم میبیند که برای «گنجشک جلوه دادن قناری»، رنگی بنام «دختربچهای با سواد اول ابتدائی» را به تابلوی نقاشی ۱۳ قطعهای خود بپاشد! که این «اقدام موهن و سخیف» وی هیچ عقبهای بجز «حسادت درونی» و «خیانت بیرونی» او ندارد ولیکن مسئله مهمتر اینجاست که چرا گمان میکند که میتواند اهالی را رنگ کند؟!! و چرا حنای وی در نزد اهالی رنگ دارد؟! وی چرا باید به خود جرأت بدهد که اینگونه به شعور اهالی توهین بکند؟!
نظر کسی که طی «نامه سرگشاده» خود با عبارت «نگارشی خوب و با استعداد در فضای مجازی» پیامهای مسلسل مرا مورد ارزیابی قرار داد، در باره تشبیه سلسله مقالات بنده به نوشتههای دختربچه اول ابتدائی، چیست؟!
آیا بنظرتان «منتخب اول اهالی» در ارزیابیهای خود، اینهمه نابخرد و جاهل و فاقد درک و فهم و شعور است که به چنین «همسانپنداری ابلهانه» و خندهداری مبتلی است؟!
گیریم که کله بعضیها انباشته از پهن و پشگل است ولیکن چگونه شما مدعیان عقلانیت و خردمندی و انصاف و بصیرت، فریب «وعدههای خوب و جذاب» کسانی را خوردید که در نظام ارزیابی خود هیچگونه معیار و ملاک قابل توجهی نداشته و از درک و فهم بدیهیات امور و قضایا عاجز هستند؟!
گیریم که او فاقد هرگونه هوشمندی و فرزانگی است ولیکن اهالی چرا باید در قفای چنین جاهلی بغایت نادان، بتازند و از نقادی عملکرد او برآشفته شوند؟!
آیا تحمل چنین افرادی در جایگاه شورای اسلامی روستا بعنوان «منتخبین درجه یک» شما، مایه ننگ و ذلت و خواری و سرافکندگی نیست؟!
یا اینکه مسئله اصلی، نافهمی او نیست (و احتمالاً تمایزی بین مقالات مسلسل بنده با نوشتههای دختربچههای اول دبستان، قائل است) بلکه مسئله اصلی وی، اگر «حسادت» نباشد لاجرم «خیانت»های اوست که «فشار روانی افشای آنها» باعث چنین «واکنشهای جنونآمیز»ی گشته است؟!
بنده که هرچه بیشتر کنکاش میکنم چیزی بجز «جهالت»، «خیانت»، «لجاجت»، «حماقت»، «دنائت» و «حسادت» نمیبینم. دریغ از ذرهای «درایت»، «صداقت»، «شرافت»، «نجابت»، «دیانت» و «حرّیّت»!!!
دلخوشی اهالی به چنین اراذل مشحون از پلیدی و پلشتی، واقعاً چه وجاهتی دارد؟! محور اتحاد قرار دادن چنین اوباشی که حرف دهن گشادشان را نمیفهمند، آیا برای شما مایه افتخار و بالندگی است؟! به چه قیمتی؟! تا کجا؟!
«أ لم یعلم بأنّ الله یری»؟!!
گیریم که اصلا اینها هیچگونه غلطی تاکنون مرتکب نشدهاند، آیا همین یک جمله وی کفایت نمیکند که شماها اگر خواب تشریف دارید، بیدار شوید و به خود آئید تا بفهمید که زیر علم چه کسانی سینه میزنید؟! البته اگر خود را به خواب نزده باشید و خود نیز سودازده لجاجت و گرفتار حسادت و... نباشید!
۱۳) م.ش: «در آخر از همه ی دوستان و اهالی محترم که هتک حرمت شده اند در پیامهای ایشون عذر خواهی میکنم»
ح.م: عبارت پایانی وی هم متاسفانه بجز تکرار همان «رنگرزی همیشگی نخنما شده» وی، چیزی نیست!
با این حال لازمست برای آنها که گوش شنوایشان سنگین است، توضیح واضحاتی بدهم:
۱۳/۱- کنار هم قرار دادن «همه دوستان» + «اهالی محترم» غلطانداز است. «همه دوستان» ایشان عدهای عشّک، قودوغ و تا حدودی جوجوغ و خرسخاله بیشتر نیستند که قطعاً لیاقت همدوشی با «اهالی محترم» را ندارند.
۱۳/۲- بنده «همه دوستان» وی (از نانکلی و طاهرخانی گرفته تا آنها که دستهای کثیفشان به حفاریهای غیرمجاز و حرام آلوده است و نیز رفقای خائن عضو شورایش و نیز سایر مَلاء منافق روستا و همچنین شیاطینی که چشم دید سادات را ندارند و علیه آنان، سمپاشی و لجنپراکنی کردهاند) را مورد توهین خود قرار دادهام که البته میتوان جمع آنها را اقلیتی از اهالی (ناخور دهات) به شمار آورد ولیکن توهینهای بنده قابل تعمیم به کل اهالی محترم روستا نبوده و نیست.
بنابراین تهمت ممنوع!
...ادامه دارد.
حم
اسفند۱۴۰۱
از پیامهای دریافتی؛
(با تشکر از پسرخاله):👇
🛑 اطلاع رسانی برای آگاهی عموم مردم فهیم و شریف
🚨جرم حفاری های غیر مجاز در نظام حقوق کیفری ایران
💢حفاری غیر مجاز :
♦️حفاری غیر مجاز جرمی است که فرد آگاهانه مرتکب آن شده و به منظور انجام عملی خاص یا یافتن چیزی در زمین یا اماکن غیر مجاز را حفر می نماید و یکی از تخلفاتی می باشد که قانون به شدت با آن برخورد می کند.البته ممکن است شامل چندین حالت باشد:
1)حفاری غیر مجاز به منظور یافتن اشیاء تاریخی و میراث فرهنگی
2)حفاری غیر مجاز چاه آب زیرزمینی و نفت
♦️بناهای تاریخی و مذهبی جزء شناسنامه هر کشور محسوب می شود لذا جزء دارایی ها و میراث ارزشمند آن کشور خواهند بود. اهمیت این موضوع بر کسی پوشیده نیست.
🚨طبق قانون هرگونه حفاری غیر مجاز ،خرید و فروش، تخریب، دستکاری و انتقال روی میراث فرهنگی، اماکن تاریخی و آثار باستانی پیگرد قانونی دارد. هر چند این طور به نظر می رسد که حتی مجازات های فعلی در نظر گرفته شده باز هم عمل بازدارنده برای این جرم نیست…
♦️لازم به ذکر است که چنانچه حفاری غیر مجاز در اماکن تاریخی صورت گیرد که این مکان ها به ثبت آثار ملی رسیده باشند فرد مرتکب شونده به حداکثر مجازات تعیین شده محکوم میگردد.
با مصوب شدن کتاب پنج قانون مجازات در سال ۱۳۷۵ و طبق ماده ۵۶۲ قانون مجازات اسلامی بخش تعزیرات،حفاری غیر مجاز و همچنین کاوش غیر مجاز در اماکن تاریخی و فرهنگی به ثبت رسیده، قانون متخلف را مشمول سه سال حبس می داند و علاوه بر ضبط آثار کشف شده تمامی ابزار آلات و ادوات حفاری وی به نفع دولت مصادره می گردد.
«براساس ماده یک لایحه قانونی راجع به جلوگیری از انجام اعمال حفاریهاش غیرمجاز و کاوش به قصد به دست آوردن اشیای عتیقه و آثار تاریخی که بر اساس ضوابط بینالمللی یکصد سال یا بیشتر از تاریخ ایجاد شده یا ساخت ان گذشته باشد به مصوب ۲۷ اردیبهشت ۱۳۵۸، «انجام هر گونه حفاری و کاوش به قصد به دست آوردن اشیای عتیقه و آثار تاریخی مطلقاً ممنوع است و مرتکب به حبس تأدیبی از ۶ ماه تا سه سال و ضبط اشیای مکشوفه و آلات و ادوات حفاری به نفع بیتالمال محکوم میشود. چنانچه حفاری در اماکن تاریخی که به ثبت ملی رسیده باشد، انجام شود مرتکب به حداکثر مجازات مقرر محکوم میشود.»
اطلاع رسانی میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی شهرستان آوج
هدایت شده از @SMHM212 حسینی منتظر
ابلاغیه مورخه 1401/12/02 برای سیدمیرشجاع الدین حسینی
بابت پیگیری شکایت خود علیه نانکلی
سلام
ببخشید که با تأخیر وارد سامانه شدم. زیرا حدس میزدم بمحض مشاهده ابلاغیه، ضربالعجلی تعیین شده باشد که حدسم درست بود!
اگر دیروز(جمعه) وارد سامانه میشدم یک روز از مهلت ضربالعجل ما هدر میشد.
حالا ظرف پنج روز آینده فرصت دارید به «شعبه اول بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب قزوین» مراجعه کنید.
یادتون نره که کارت ملی خود را هم همراه داشته باشید و قبل از عزیمت به بازپرسی باید نوبت بگیرید که کار آقاسعیده!
من و سعید هم میآئیم.
در این مطلب که؛
1) تقاضا کنیم این شکوائیه به پرونده مفتوحه تجدیدنظرخواهی نانکلی ملحق بشود؟
2) مستقلا آنرا علیه نانکلی دنبال کنیم؟
من قدری تردید دارم.
از طرفی معطل پرونده تجدیدنظرخواهی نانکلی ماندن (حداقل تا سوم خرداد 1402) هم زیاد جالب نیست.
نظر آ.سیدسعید هم اینست که فعلا آنرا به حالت تعلیق یکساله در آوریم!
زیرا با توجه به اینکه هنوز نانکلی محکوم نشده است و پرونده مفتوحهای دارد، شاید لازم باشد فعلا از پیگیری مستقل شکایت خود دست نگه داریم تا متناسب با محکومیت (شدن یا نشدن) نانکلی این را به جریان بیاندازیم!
اما بنظر من کافیست ما بر محور اینکه اوقاف مدارک معتبری برای موقوفه تلقی کردن امامزاده نداشته و اقدام به دخالت غیرقانونی (تصرف عدوانی مورد اعتراف مکتوباتشان و نیز ممانعت از حق طبق بخشنامههایشان) نموده است، پیش برویم و قاعدتا نانکلی محکوم خواهد شد و احتمالا مجبور به استمهال از دادگاه تا موعد رسیدگی به پرونده تجدیدنظرخواهی خود (سوم خرداد 1402) خواهد شد که دادگاه هم ممکنست بپذیرد.
ولیکن اگر وکیل زرنگی داشته باشیم که اجازه ندهد دادگاه به نانکلی مهلت مذکور را بدهد و لذا نانکلی محکوم گردد، قاعدتا در دادگاه تجدیدنظر هم بازنده خواهد بود.
همه اینها بشرطی است که نوبت رسیدگی به اتهام نانکلی در این شکایت (کیفری) ما به بعد از سوم خرداد سال بعد موکول نشود.
در هر حال شاید بهتر باشه با وکلای خود مشورت کنیم.
و الامر الیکم
✍ سیدمحمدحسینی(منتظر)
✅
https://eitaa.com/GonbadeFirozeh/55
بسمه تعالی
سلام علیکم
به احترام همه آنانی که در مقاطع مختلفی، به بنده حقیر (جهت مقابله تبلیغی و حقوقی با چنگاندازیهای غیرقانونی، نامشروع و نامتعارف اداره اوقاف به روستای امامزاده علاءالدین و نیز مَلاء متخلف روستا از جمله در قامت شورای روستا و بلکه خائن به اهالی)، اعطای نمایندگی کردند و نیز بنا به ضرورت امر «مقاومت در برابر شیادهای داخلی و خارجی در دشمنی با اهالی بویژه سادات معزز» و همچنین «ملاء متکبر» (تازه به دوران رسیدههای تهیمغز و خرسخالههای علیه ما علیه) و به نمایندگی از جانب ایشان، آقایان (بترتیب حروف الفباء و تصادفا بترتیب سن)؛
۱- سیدعلی حسینی(سیدمیربابا)
۲- سیدمحمود حسینی(سیدموسی)
۳- سیدسعید موسوی(سیدقاسم)
۴- سیدمحمدرضا موسوی(سیداکبر)
را به عنوان هسته اولیه «شورای مقامت» منصوب میکنم.
معیارهای اصلی این انتخاب و انتصاب؛ بالا بودن معدل «دانائی، دلسوزی و دلیری دینمدارانه» و «مهیای خدمت» بودن شما بوده است.
تکالیف «شورای مقاومت علاءالدین» عبارتند از:
۱) جذب ۸۰٪ اهالی (منفعلین) به جبهه مقاومت مردمی (بنده با ملاحظه همه جوانب امر، ناچار بودم شمشیر از نیام بکشم ولیکن شمشیرهای شما بهتر است حتیالامکان در غلاف باشد و با حلم حداکثری، صبوری بورزید!)
۲) افزودن سه نفر دیگر از بین اهالی (ترجیحاً از غیر سادات) به اعضای شورای مقاومت طبق صلاحدید خودتان و صد البته توجه جدی به معیارهای مذکور (لیست پیشنهادی مرا در کانال جدید، ملاحظه کنید. لزومی به معرفی عمومی اسامی آنها نیست مگر به صلاحدید خودشان بعد از عضویت و تعهد همکاری. جهت اطلاع بیشتر از نقطهنظرات مکتوب بنده میتوانید به «کانال گنبد فیروزه» مراجعه کنید. حق بازنشر لینک و مطالب این کانال را بدون اجازه بنده یا تصویب ۱۰۰٪ اعضای شورا ندارید.)
۳) پیگیری اموری که به اوقاف معطوف است؛
۳/۱- کلیه وقفنامههای جعلی معطوف به روستای امامزاده علاءالدین، باید رسماً ابطال شده و از پروندههای ادارات ثبت و اوقاف و امور خیریه، جمعآوری و معدوم گردند.
۳/۲- کلیه بخشنامههای صادره از سوی اداره اوقاف بوئینزهرا علیه سادات روستای امامزاده علاءالدین باید هرچه زودتر لغو شوند.
۳/۳- اوقاف با هزینه خود، اقدام به إفراز ششدانگ روستای امامزاده علاءالدین بنماید تا حدود رقبات دو دانگ موسوم به موقوفه بقعه مبارکه امامزاده علاءالدین، کاملاً مشخص گردد و اگر چنین امری در حال انجام است، هرچه زودتر تکمیل گردد. در این عرصه لازمست با امین موقوفه، نهایت همکاری بعمل آید.
۳/۴- در خصوص مالکیت سادات بر چهاردانگ مایملک خود، سازمان اوقاف، هیچگونه ادعائی نداشته باشد و سادات حسینی و موسوی بازمانده از مرحومان؛ سیدمحمدرضا حسینی، سید علیحسین و سید ابول موسوی، مالک بلامنازع آنها بوده و هستند و خواهند بود.
۳/۵- دو دانگ افراز شده مشهور به موقوفه امامزاده علاءالدین (ولو اینکه مبنای قانونی و شرعی نداشته است ولیکن به احترام سیره جاریه اجداد اهالی)، کماکان معتبر تلقی و با اوقاف همکاری شود.
۳/۶- اداره اوقاف بوئینزهرا در خصوص نحوه مدیریت دو دانگ موقوفه و انتخاب مستأجرین خود که در زمان اتمام افراز دقیق رقبات ششدانگ، باید رونمائی شود، اختیار تام دارد و سادات روستا حق دخالتی در تمشیت امور آن نداشته باشند.
۳/۷- اداره اوقاف در اموری از قبیل سرمایهگذاری بمنظور عمران روستا و پیشرفت و تعالی اهالی آن، باید تابع نظر مالکان چهار دانگ امامزاده باشد.
۳/۸- در صورتی که اوقاف، از پذیرش شرایط مذکور استنکاف بورزد، چارهای بجز شکایت رسمی علیه مسئولین محلی اوقاف و درخواست ابطال قانونی کلیه مدارک جعلی که إشعاری به موقوفه بودن کل یا جزئی از روستا دارند، باقی نمیماند.
۳/۹- در امر رسمیت یافتن دو دانگ موقوفه (طبق سیره جاریه اجدادمان) حتماً از نماینده ولیفقیه در استان قزوین، استمداد بجوئید. درسته که اوقاف برای موقوفه تلقی کردن حتی یکپنجم از یکدانگ از ششدانگ روستا هیچ مدرک معتبری ندارد ولیکن اصلا شایسته نیست که امامزاده واجبالتعظیمی مثل سیدعلاءالدین، فاقد موقوفه باشد. بشرطی که زمینههای دخالت فضولی اشخاص حقیقی و حقوقی دیگری بر ششدانگ روستا را فراهم نسازد.
۴) پیگیری انحلال قانونی شورای اسلامی روستای امامزاده علاءالدین از طریق مراجع ذیربط (هیچکدام از اعضای شورای جاری که مرتکب انواع خیانتها در حق اهالی بویژه سادات محترم شده و متاسفانه بابت هیچکدام از آنها نادم نیستند، بالتبع اصلاحپذیر و قابل اعتماد هم نیستند!)
۵) بسترسازی برای جذب سرمایهگذاریهای گوناگون از طریق اتحاد و انسجام اقتصادی اکثریت اهالی در قالب «شرکت تعاونی علاءالدین» که لازمه تأسیس قانونی آن به میدان آمدن هفت نفر صاحبان صلاحیت است.
لطفاً الباقی توصیههای حقیر را در الحاقیه حکم (در کانال گنبد فیروزه) مورد توجه قرار بدهید.
موفق و مؤید باشید
سیدمحمدحسینی(منتظر)
۲۳ بهمن ۱۴۰۱
الحاقیه (بندهای تکمیلی) حکم شورای مقاومت:
۶) اصلاح امور روستای امامزاده علاءالدین بدون تحدید و تهدید عرصه تموج «ملاء روستا» (که متاسفانه افسار قودوغها و خرسخالههائی از حسینیها و موسویها و غیرهما را در چنگ خود دارند) میسر نخواهد گشت. (در صورت لزوم برای منکوب ساختن آنها از مدارکی که در کانال گنبد فیروزه بارگذاری خواهند شد بهره بگیرید و به لومة لائمین و عرعرهای عشَّکها و جفتکپرانیهای غودوغها و قدقد جوجوغها کوچکترین ترتیباثری ندهید مگر آنکه پاسخ دندانشکنی نثارشان بکنید. زیرا که منافع اهالی و سادات، شوخی بردار نیست و کاملاً باید جدی و قاطع باشید)
۷) امروز ۲۳ بهمن است و پیشنهاد میکنم، گروه ۲۳×۲۳ را منبع اطلاعرسانی عمومی خود قرار بدهید. ضمنا بعنوان مدیران گروه، غیر از پیامهای ذیربط با روستا اجازه ندهید با پیامهای غیرمرتبط شلوغ شود.
۸) کلیه پیامهای «کانال سیدعلاءالدین» را حتماً بازخوانی بکنید و هیچکدام را از قلم نیانداخته و سرسری نگیرید. هر پیام آن، حکم قطعهای از پازلی است که عدم احاطه شما بر آن، مسیریابی شما را گرفتار اعوجاج و حرکت زیگزاگی خواهد کرد. ضمناً هر آنچه از پیامهای آن ذخیرهسازی کردهاید تا مثلاً سر فرصت بخوانید، دور بریزید و با مراجعه مستقیم به کانال آنها را از شماره ۰۱ بازخوانی بکنید زیرا همه آنها مورد ویرایش قرار گرفتهاند و تغییراتی در آنها رخ داده است.
چنانچه اکثریت اعضای شورای مقاومت هر کدام از پیامهای کانالهای اطلاعرسانی مرا محتوی خبط و خطا تشخیص بدهند، آن پیامها حذف خواهند شد. چنانکه پیام شماره ۳۹ وقتی شماها تشخیص دادید، ممکنست موجب تشدید اختلافات شود، کلاً حذف شد.
۹) این روستا قابلیتهای تبدیل شدن به قطب گردشگری حداقل در حوزه فرمانداری آوج را دارد و نیازمند جذب سرمایهگذاری است ولیکن بدون آمادگی و همکاری اهالی، میسر نخواهد گشت. توجیه اهالی به این امر یکی از مأموریتهای شماست که بنظرم نیل به آن رهین مشارکت آحاد آنها در تشکیل یک شرکت تعاونی است تا اهالی در قالب یک شخص حقوقی طرف قرارداد سرمایهگذاران وارد معرکه گردند.
به امید روزی که گنبد فیروزه، تکخالی در گنبد مینای منطقه باشد. انشاءالله
موفق و مؤید باشید
سیدمحمدحسینی(منتظر)
۲۳ بهمن ۱۴۰۱
گزارشی برای بازپرسی قزوین.pdf
74.6K
متن اصلاح شده لایحه تکمیلی شکوائیه کیفری علیه نانکی اوقاف که اجداد سادات را متهم به موقوفه خواری کرده است!
☝️متن پیشنهادی بنده برای لایحه تکمیلی شکوائیه علیه نانکلی؛ رئیس اداره اوقاف بوئینزهرا جهت ارائه در جلسه بازپرسی.
و بنظرم رونوشتی از این گزارش لازمست تقدیم فرمانداری آوج هم بشود تا او هم در جریان باشد که در این روستا با چه شورائی طرف است!👇
بسمه تعالی
ریاست محترم دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان قزوین
با سلام، احتراماً عطف به پرونده شماره ۱۴۰۱۲۲۹۲۰۰۰۱۵۱۳۵۶۲ در نزد شعبه اول بازپرسی آن دادسرا به استحضار میرساند؛
«اداره اوقاف بوئینزهرا» بدون اتکاء به هیچگونه مدرک و سند و وقفنامه معتبری (و صرفاً به بهانه یک صورتجلسه جعلی ظاهراً قدیمی شبیه وقفنامه!) سالهاست که برای اهالی روستای امامزاده علاءالدین (واقع در فرمانداری آوج قزوین) بویژه علیه سادات حسینی و موسوی (که مالکین اصلی روستای مذکور هستند)، مزاحمتهای مادی و معنوی متعددی را رقم زده است. تاریخچه این مزاحمتها در صورت لزوم، قابل تدوین و تقدیم است.
آقای مجید نانکلی؛ رئیس فعلی اداره مذکور، در طی یکسال اخیر، از طریق بخشنامههای غیرقانونی خود، ادارات محلی را وادار به ترک خدمت (نسبت به اهالی روستای مذکور) نموده است تا بدینوسیله «قرارداد استیجاری با اداره اوقاف» را بر مالکین چند صد سالهای که چهار دانگ روستا را در «ید تصرفی مالکانه» خود داشتهاند، تحمیل نماید. همچنین از طریق نفوذ مرموز و پنهانی در شورای روستا و استخدام غیررسمی برخی از اعضای آن در قالب «امین موقوفه» (و به ریاست شورا رسانیدن یکی از مستأجرین دو دانگ موقوفه که یکسوم آنرا در تصرف خود دارد و با سایر مستأجرین هم درگیر است! بوضوح قابل ردگیری میباشد) بر شدت اقدامات نامشروع، بیسابقه و عجولانه خود افزوده است. در این خصوص مستدعی است؛ دستور فرمائید، شورای اسلامی روستای امامزاده علاءالدین و نیز ادارات محلی، کلیه مکاتبات ذیربط و بیربط اوقاف بوئینزهرا با آنها را تسلیم دادگاه محترم بنمایند.
اخیراً مطلع شدیم که نامبرده، در اقدامی جسورانه، نامتعارف و کاملا مشکوک اقدام به طرح دادخواستی توهینآمیز در دادگاه آوج کرده است که بر مبنای آن، به ۱۸ تن از اجداد متوفای اهالی روستا تلویحا تهمت و بهتان موقوفهخواری زده است! ناگفته نماند، رئیس قبلی اداره مذکور نیز هنگام مراجعه تعدادی از اهالی که بعضا عضو شورای وقت روستا بودند و یکی از آنها اینک به «امین اوقاف» مشهور است، جهت انجام پارهای از مذاکرات مسالمتآمیز، آنان را با عصبانیت از دفتر خود اخراج کرده و سادات حسینی و موسوی را متهم به حرامخواری کرده بود! آقای رحمانی (رئیس سابق) اوقاف محل، با دهیار وقت مکاتباتی هم در همین موضوع داشته است که کپی آنها به پیوست تقدیم میگردد. ولیکن رئیس جدید بدون هیچگونه مکاتبهای با دهیار یا شورای روستا، ۱۸ متهم (اموات دهههای پیشین روستا) را در شکوائیه خود، «مجهولالمکان» قلمداد کرده است و مشعر به «سوءنیت مجرمانه» اوست که از طریق فریب دادگاه و دور زدن قانون، تصاحب ناحق ششدانگ روستا را دنبال میکند. البته قاضی محترم دادگاه بدوی آوج (در بیخبری اهالی، سادات و نمایندگان ایشان!)، هوشمندانه حکم به «بطلان دعوا» کرده که مدارک ذیربط آن در دادسرای آوج موجود و قابل استعلام است.
عجالتا کپی دادنامه ذیربط آن به ضمیمه این گزارش، تقدیم میگردد. کلیه اقدامات غیرقانونی و نامشروع و نامتعارف و کاملا مشکوک (آمیخته به اغراض شخصی) آقای نانکلی، موجبات تشویشات و اختلافات شدیدی بین اهالی روستا و باعث سلب اعتماد، اتحاد، آرامش و آسایش آنان گردیده و خسارات غیرقابل جبرانی را بر اهالی محترم روستا بویژه سادات معزز که خادمین زوار امامزاده علاءالدین هم هستند، تحمیل کرده است، بگونهای که محاسبه خسارات معنوی و نیز مادی دخالتهای فضولی و غلط مشارالیه برای ما بسی سخت و دشوار است. «ممانعت از حق» صرفاً ظاهر زیان تحمیلی وی را شکل داده است وگرنه تولید و توزیع شایعاتی مبنی بر افتراء حرامخوارگی سادات معزز روستا که مورد اعتماد دیرینه اهالی قریب باتفاق روستاهای همجوار بودهاند، جُرمی غیرقابل جبران و گناهی نابخشودنی است.
بعضی از سادات تلاش کردند تا از طریق مکاتبات و مذاکرات مفصل، اداره اوقاف و بلکه سازمان اوقاف و امور خیریه را متوجه خبط و خطاهای خود بکنند از جمله با وساطت امام جمعه محترم شهرستان آوج، ولیکن متاسفانه مسئولین اوقاف کوچکترین ترتیباثری به حل مسالمتآمیز مسئله مذکور ندادند! و حال آنکه سادات این روستا دارای اسناد مالکیتی ثبتی معتبر و منگولهدار قدیمی هستند که بلحاظ خردهمالک بودنشان، املاک و اراضی ایشان مشمول اصلاحات ارضی هم نشده است و متقابلا اداره اوقاف هیچگونه مدرک معتبری از هیچ مرجع صالحهای در اختیار ندارد و متوسل به زورگوئی فاحشی گشته است!
اطلاعات تفصیلی و کاملتر را در کانالهای مجازی خود در «پیامرسان اجتماعی ایتا»، بارگذاری کردهایم که در صورت لزوم و حوصله دادگاه محترم، بشرح ذیل قابل مراجعه و بهرهبرداری است:
۱) کانال سیدعلاءالدین به نشانی:
https://eitaa.com/joinchat/3702653133Ccc2fe714b9
۲) کانال گنبد فیروزه به نشانی:
https://eitaa.com/joinchat/2306801975C4413b2537a
تتمه گزارش به بازپرسی شکوائیه کیفری فرزندان مرحوم حاج سیدمیربابا در دادسرای قزوین: 👇
در هر حال استدعای رسیدگی عاجل به این مسئله (که آینده کل اهالی را در معرض خطر قرار داده است)، داشته و بدینوسیله خواستار محاکمه و مجازات نامبرده هستیم.
شاکیان: سه نفر از فرزندان مرحوم حجتالاسلام والمسلمین حاج سیدمیربابا؛ امام جماعت روستا (که رئیس اداره اوقاف بوئینزهرا، بدون آنکه موقوفه بودن قانونی حتی یک وجب از روستا را به اثبات رسانیده باشد، خواستار ابطال اظهارنامههای ثبتی آنمرحوم که مرجع شرعیات اهالی بودند و ۱۷ نفر دیگر از اجداد سادات را نموده و همه ایشان را مجهولالمکان جلوه داده است!):
سیدمیرشجاعالدین حسینی 09134264732
سیدمحمد حسینی(منتظر) 09102878607
سیدعلی حسینی 09126080913
و السلام
🆔 @SayyedAlaaddin
💠
🆔 @GonbadeFirozeh