eitaa logo
نارنجی‌خستهٔ‌اضافی
166 دنبال‌کننده
47 عکس
2 ویدیو
0 فایل
خبرای خوب، همیشه تو راهن. آهنگ بفرست برام @limo_hh55 https://abzarek.ir/service-p/msg/4955284
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام عزیزم، درحقیقت هیچ‌چیز بیهوده نیست. اگر احساسی به‌وجود بیاد و در طی خلق شدنش شعری نوشته بشه یا واژه‌ای خلق بشه و در پسش عشق و منطق آمیخته بشن و چیزی در این دنیا به یادگار بذاره، من فکر نمی‌کنم اشتباه باشه. امیدوارم ماهم نباشیم.
+خلاصه قدر این لحظاتت رو بدون، دیگه برنمی‌گردن.
نون و پنیر و گردو، هرکی نره پیش رویا بی‌ادبه.
امروز هوا کمی سرد بود. دقیق نمی‌دانم. سه‌شنبه‌ است یا چهارشنبه؟ چه فرقی دارد. امروز که حیران میان ادم‌ها دنبال چیزی یا چیزهایی می‌گشتم، با همین دو چشم دیدم که شهد امید بر ریشه‌های زندگی‌شان خشکیده و سکون صدا به‌راحتی در روزمره‌شان احساس می‌شد. و قسم به تمام آن شب‌ها و نگاه‌ها، که هیچ‌چیز مقدس‌تر از صومعه‌ی پشت پلکانت نبود و خب، چه فرقی داشت ریشه‌های امید بخشکند یا روزمره کمی از دیروز ساکت‌تر بشود؟ مرا ببخش، امروز هوا خیلی گرم بود. آخر وسط تیرماه و در این نقطه‌ی جغرافیایی که معلوم نیست سه‌شنبه است یا چهارشنبه، هوای سرد و ابر و باران و آغوش معشوق کجا بود؟ چه فرقی دارد. واژه‌هایم را کنارهم می‌گذارم. به یک تصویر منسجم نیاز دارم. من از امید متنفرم. از کنارهم گذاشتن واژه‌هایم تا چیز معقولی به‌دست بیاید خسته‌م. از تلاش‌های کوچک و مذبوحانه‌ام برای نگاه‌داشتن امید بین این انگشت‌ها متنفرم. از اینکه باید مواظب باشم خطایی سر ندهم تا زندگیم را بر خود حرام کنم و یا کاری کنم که پیر شوم. من از اینکه باید مواظب باشم پیر‌وکور نشوم متنفرم. اگه اشتباه نکنم، امروز انقدرها هم هوا گرم نبوده. چرا که چای‌ای که برای خودم ریختم خیلی زود از داغی افتاد. مشکل از هوا بود یا از این فکرها؟ چه فرقی دارد. هزاربار می‌نویسم و از بین می‌برم. گویی که نوشتن و اجازه ندادن به جوهر قلم برای خشک شدن، امری باشد الهی که به خویش مأموریت داده شده. بنویس، تحقیر شو، از بین نبر. امروز اواسط تیرماه است. حرف‌های زیادی دارم برای گفتن و نوشتن. غریبه که نیستید. گه‌گاهی نوشته‌ها از خط‌هایم بیرون می‌زنند و واژه‌هایم همچو شیر‌آبی که لوله‌اش ترکیده باشد پرتاب می‌شوند به این‌طرف و آن‌طرف. اینجا تقریبا اوایل تیرماه است. قطارها می‌گذرند و هیچ تاکسی‌ای دلش برایت نمی‌سوزد. امروز چهارشنبه، هوا بدجور گرم بود. چه فرقی دارد؟ خدانگهدارت عزیزم.