متنِسبز!
امروز ۲۱ آبان. مدرسه خوش گذشت. بحث سیاسی و مذهبی شد منم دهن همه رو بستم. زود گذشت و بهمون گفتن که شن
دیروز ۲۲ آبان.
صبح ساعت ۱۰ و نیم رفتم پایگاه و بعد یه پیاده روی طولانی به سمت کتابخونه. بین کتابا گشتیم و کتابایی که ۱۰ سالگیم از کتابخونه قرض میگرفتم و عاشقشون بودم رو پیدا کردم. بعد رفتیم سر مزار شهدای گمنام و مسجد کنارش نماز خوندیم. بعدم برگشتیم پایگاه و بچهها هدیههای تولدم رو دادن. کافه پایگاهمون جدی خوشگله. یه عالمه خندیدیم و شمع فوت کردیم. بعدم رفتیم پارک بستنی و پیتزا خوردیم و البته؛ نوشابه زم زمممممم. دلم برای همهشون تنگ شده بود و واقعا خوش گذشت. خانومای خوشگلی که همهتون پیاممو میبینید؛ هفته بعد به یادتونم و منتظرم دوباره ببینمتوننننن.