گواهی میدهم ..
به گنجشکهایی که از چشمهای تو تا قلب من پرواز میکنند
گواهی میدهم که من یک بار عاشقت شدم
و هنوز هم ...
زخمهایت را نشانم بده؛
تا بدانم چگونه باید دوستت بدارم، تا یاد بگیرم چگونه نوازشت کنم.
او شب من است؛
در او، امن و آرامم .. وقتی لمسم میکند، ترسم از تاریکی دود میشود.
او شب من است؛
همیشگی نیست، اما زیباست. و زیبایی، همیشه تسکین است ..
هی دفن میکنم و دفن میکنم و دفن میکنم؛
امیدهای رفته پی روزهای رفته را،
هی قرض میکنم و قرض میکنم و قرض میکنم؛
از فردای خود امید.