سبزنوشته┆𝑮𝒓𝒆𝒆𝒏 𝑻𝒆𝒙𝒕
پ.ن: آرزو کردم بمیرم پاسخم صبر بود🥀
ولی شما آرزو های خوب بکنید🤝
سبزنوشته┆𝑮𝒓𝒆𝒆𝒏 𝑻𝒆𝒙𝒕
ملت یه چیز باحال! همه میدونین که ساعت 00:00، ساعت آرزوهاست و خاصه. چه باور داشته باشید بهش، چه نه،
با 12 دقیقه تاخیر آرزو کنید✨
شاید نام دیگه 00:00 ، 12:00 باشه!
سعی میکنم ببخشم شون
اما
ذهنم هی یادآوری میکنه که چه کارهایی کردن!
بُرشی از " #ضربانیترین ـــــــــــــــﮩ٨ـ" ❤️🩹
🌑 #Hiro | @Green_Text
سبزنوشته┆𝑮𝒓𝒆𝒆𝒏 𝑻𝒆𝒙𝒕
ملت یه چیز باحال! همه میدونین که ساعت 00:00، ساعت آرزوهاست و خاصه. چه باور داشته باشید بهش، چه نه،
آرزو بکنیم؟
برای 10 دقیقه آینده؟
خیلی سخته غریبه ای با اونی که یه زمانی صمیمی ترین کس زندگیت بوده!
🙃
🌑 #Hiro | @Green_Text
~باغبان کوچک باغچه گل سرخ~
زمستان بود؛ سرد و خشک!
درخت شاخه های لختش را به آسمان برده بود.
غنچه در کنار خشکی درخت، در سرمای جانسوز نفس میکشید.
باغبان کوچک مدتی بود تنگ نفس شده بود.
رو به رو پنجره ی منتهی به حیاط در بستر بود .
وجودش داغ و نفس هایش تنگ بود. سوز می آمد....
پدر دل نگران به خانه امد. صورت مادر خبر از شعله های تب میداد. باغبان کوچک باغچه ی گوشه ی حیاط، روی دستان پدر، در میان شنل سرخ و سفیدش با لپ های گل انداخته ، بی حال افتاده بود. مادر سیاهی ارامش را به سر کرد و به کوچه دوید. باغبان کوچک را بردند.
***
کبوتر سفیدی به غنچه خبر مقاومت داد که باغبانت در حال مداواست، طاقت بیاور. چند روزی گذشت. باغچه با وجود سرما و سوز تشنه بود اما دریغ از محبت های باغبانی!..مادر شب هایی بود که به خانه نیامده بود، پدر شب می آمد و سحرگاه منزل را ترک میکرد.
...به خانه برگشتند اما
باغبان کوچک با آن ها نبود.
تخم گنجشک زیر بال مادرش گرم بود.
آسمان چشمان مادر بارانی بود.
کبوترک خبر فراغ را به باغچه رساند...
صبر غنچه تمام شد... مانند برگ های پاییزی بر زمین افتاد.
آسمان همدم چشمان مادر شد اما سرد تر! دانه های سپید، آرام آرام بر جسم بی جان غنچه نشست.
مادر، چکمه های گُلی و کوچک باغبانش را کنار همان پنجره ی منتهی به حیاط گذاشت...دیگر کسی نبود که با آن ها قدم بزند!
....زمستان گذشت.
شکوفه بر شاخه های تنهایی درخت جوانه زد.
تخم گنجشک ترک خورد و صدای جیک جیک جوجه اش در آسمان کوچه پیچید.
در سفره ی هفت سین مادر تخم مرغ ها رنگ نشده بودند!
تنگ خالی از ماهی گلی بود!
عروسک همیشه خندان باغبان دیگر لبخند نمیزد.
آخر، نه باغبان بهار را دید و نه غنچه! غنچه ای از خانه و غنچه ای از باغچه به آسمان کوچ کرده بود.
اما همچنان سبزه، سبز بود و خبر از امید میداد...
پ.ن: تقدیمی اسفند🍂🖇
🌑 #Hiro | @Green_Text