#part61
~میشه کمتر ضایع بازی دربیاری
-چرا مگه چیکار کردم؟
~کصخل انقدری ک تو نگران بازی در اوردی سر مدیسا رفیقاش در نیوردن
-خو اونا بیخیالن ب من چه
~نه اونا بیخیال نیستن تو زیادی عاشقی آخرم این عشق کار دستت میده ببین کی گفتم
-برو بابا من حواسم به خودم هست
~معلومه
#مدیسا
آروم آروم بهوش اومدم حس میکردم دارم تکون میخورم ولی سر جام ثابت بودم
ی کم چشمامو باز کردم ک با سینه یکی برخورد کردم
حسین:میدونم بهوش اومدی الان کمتر تکون بخور نفهمن بهوش اومدی تا بریم تو برات تعریف کنم چی شده
+فقط زود
حسین:اگه حرف نزنی ک من نخوام جوابتو بدم ک نمیفهمن و من زودتر میتونم برم حالا هم حرف نزن دارم نزدیک بچه ها میشم
بعد از کلی زجر کشیدن گذاشتم رو تخت و درو بست
حسین:هوی پاشو میخوام برات تعریف کنم واکنش یارتو ب بیهوش شدنت و قبلش ببخشید یادم نبود تنگی نفس داری و دیشب خون از دست دادی
+نه بابا عیب نداره فقط زود بگو واکنششو
حسین:باش بابا فوضول
+میزنمااا
حسین:از بچگی هار بودی
+میگی یا برم بیرون از یکی دیگه بپرسم
حسین:باش باش الان تعریف میکنم
بلاخره شروع کرد
حسین:همین بود دیگه اخرشم میخواست خودش بیارتت تو اتاق جانا صداش زد
+اههه میزاشتین بیارتم دیگه
حسین:هیچی بغلت میکرد خانم همونجا اعتراف میکرد
با نیش باز نگاش کردم
+خب دیگه برو بیرون میخوام بخوابم
و بعد از تموم کردن جملم پتو کشیدم رو سرم
حسین:ای دیوونه بخواب یارتو میفرستم بالا سرت
+حسین کمتر ک.ص بگو بابا برو بیرون
حسین:باش
درو باز کرد بره بیرون ک صدای دکی اومد
$به به مدیسا خانم برا ما چسی میاد بیهوشه اومد تو اتاق بهوش اومد
رو تخت نشستم
+خدا باعث و بانی تولید تورو لعنت کنه برو بیرون میخوام بخوابم دکی
$خانم وکیل پارت میکنم
و خیز برداشت سمتم
ب طرف در شیرجه رفتم و جیغ کشیدم
موهام از پشت کشیده شد
+وحشی سگ دور شووووو
در باز شد و صد تا جفت چشم جلوم ظاهر شدن
~مدیسااااااا
+دکی ول میکنی موهامو یا حرکتی بزنم ک نباید؟
$اهههههههه توهم نقطه ضعف منو گرفتی دستت
+دلم میخواد میخواستی کاری نکنی ک تحدید کنم
جونم جانا
~تو الان بیهوش نبودی؟
میلاد:تو هنوز اینو نمیشناسی این از توی حیاط بهوش اومده و این تایمیم ک حسین پیشش بود داشت از حسین حرف میکشید بدونه زمانی ک بیهوش شده واکنش بقیه چی بود ک جز شما دوتا کسی واکنش خاصی نشون نداد
~واقعا برام سواله چرا جز ما دوتا کسی واکنش نشون نداد
سارا:چون هممون میدونستیم کی بهوش میاد و برامون ی چیز طبیعی بود
~چجوری براتون طبیعی بود؟
ملیکا:همینجوری عادت کردیم ب اینکه بیهوش بشه
+گمشووو مگه من چندبار بیهوش شدم پیشت ک میگی عادت کردی
آرش:خواهران گرامی بسه بیاین بیرون ی چیزی درس کنین بخوریم گشنمونه
همه تایید کردن حرفشو
+خاک تو سرتون برینه ک فقط ب فکر شکمین سارینا بیا ای دس منو دوباره بخیه بزن بابا هم آب خورد بهش چهار پنج بار هم وقت عوض کردنشه
$چند باررررر؟
+چهار پنج بار
$داداش ی بار ک عرق کردی و دوش گرفتی ی بارم ک انداختت تو استخر اون دو سه بار دیگه رو از کجات آوردی
+شما ک خواب بودین من رفتم استخر
#part62
$مدیساااااااا
+درد خو شما خواب بودین منم حوصلم سر میرفت
$اسکلللللل خو الان عفونت میکنه
+عفونت نمیکنه اگه دس بجنبونی
$ای خداااااا من چ غلطی کرده بودم ک این رفیق من شد؟
+میخوای بگم؟
$نه مرسی دستتو بیار بخیه هاشو بکشم دوباره بزنم
+هی اراضل گمشین بیرون
رضا:گمشو بابا
+گم میشی یا بیام؟
آریا:بسه بابا رضا برو بیرون
هوفففف بلاخره رفتن بیرون
$ی چیزایی شنیدم ولی جلو بچه ها نگفتم مدیسا تو عاشق شدی عاشق حامی شدی
+نه بابا کی گفته
$ب من دروغ نگو من بزرگت کردم
+نگیاااا اره عاشقش شدم
$عروسی عروسی عروسی عروسی
با خنده گفتم
+خفه شوووو
$گمشووو دستو بیار بکشم
لباسمو در اوردم
+بیا بکش و بزن
$جوننننن
در اتاق باز شد
-وایییییی بخشید
و زود رفت بیرون و درو بست
$یار توهم دیوونس
+گمشو بخیتو بکش
شروع کرد ب کشیدن بخیه ها
#حامی
وای وای وای خاک تو سرم خو در میزدی اسکل مجبور بودی همینجوری سرتو کنی تو بری
~چ غلطی کردی ک اینجوری داری خودتو فش میدی
-نمیخندی؟اگه نخندی و مسخره نکنی میگم بت
~اوکی بیا بیرون برام تعریف کن
ب سمت درختا رفتیم
~خب بگو
-قول دادی نخندی و مسخره نکنی
~باش قول دادم
-من گوشیمو جا گذاشتم تو اتاق بعد چون خیلی وقت نبود اومده بودیم بیرون از اتاق فک نمیکردم بخیه هاشو بکشه
درو باز کردم رفتم تو دیدم مدیسا لخت با سوتین نشسته و سارینا داره بخیه هاشو میکشه
~خاک تو سرت خو در میزدی
-خب عقلم نمیرسید
~خاک وایسا بخیه زدنش تموم بشه برو ازش معذرت خواهی کن و گوشیتو بیار
-باش ی چیز دیگه جانا میشه زودتر بریم نمیخوام دیگه اینجا باشیم یعنی خجالت میکشم از مدیسا و سارینا
صدای سارینا از پشت سرمون اومد
$عب نداره چون عقلت نرسید ولی دفعه دیگه ک میدونی کسی تو اتاقه در بزن پسر خوب
-چشم
سارینا رفت تو و پشت سرش جانا رفت
#مدیسا
سارینا میدونست از فوضولی میمیرم زود بخیه هارو زد و رفتیم بیرون
از بچه ها پرسیدم جانا کجاست گفتن با حامی رفته بیرون
اینجا ذهن سارینا ب کار اومد ک گفت احتمالا سمت درختان
ک بودنم من پشت درختا وایساده بودم ولی سارینا رف جلو
ی چند لحظه گذشت ک سارینا و جانا رفتن
بین درختا فقط منو حامی بودیم
من اونو میدیدم ولی اون منو نمیدید
#part63
+هی پسره مگه نمیخواستی گوشیتو برداری برو بردارش هیچکس دیگه تو اتاق نیس
-ترسوندیم دختر باش
+حامی
-جونم
+گوشی منم میاری؟
-چشم کجاست؟
+همونجایی ک گوشی خودته
-باش صب کن برم بیارم بیام
#حامی
رفتم تو
میلاد:اگه دل کندی از مدیسا بیا بازی کنیم
-دادا چی میگی من تو حیاط بودم با جانا بعدش ک اومد تو من بیرون موندم حالا هم دارم میرم گوشیمو بردارم دوباره برم بیرون
حسین:باش برو ولی من مطمئنم داری میری پیش مدیسا چون هنوز نیومده
+حسین خفه شو
نوید:اسمشو آوردین ظاهر شد
~نوید داداش خفه شو
نوید:چشم
+خب چی داشتی میگفتی حسین
حسین:داشتم میگفتم ک حامی میاد پیش تو چون هنوز تو نیومدی تو ک اومدی
+خب اگه تموم شد بازیتو کن
دوباره برگشت بیرون و من ب سمت اتاق رفتم
#مدیسا
ی کم گذشت ک با گوشیا اومد
-بله؟
+حامی خوبی؟
-مسخره خب آره خوبم چرا اینو پرسیدی؟
+حالت خیلی گرفتس کات کردی؟
-با کسی ک نبوده چجوری میشه کات کرد؟
+من نمیدونم ولی تو کردی پس بلدی چجوری
-میشه چرت و پرت نگی؟
+نه
-مدیسااا
+باشه بابا ولی تو ی چیزیت هست ک نمیگی من که میدونم
-برو بابا
+پایهای بریم دور دور؟
-الان؟
+اره دیگه قبل از اینکه خودمو نشون بدم سوییچ ماشین حسینو کشیدم
-بقیه؟
+ول کن بابا خودمون میریم البته ک بقیه هم میان
-چجوری خودمون میریم ولی بقیه هم میان
+با صدای لاستیک ماشین میان بیرون میبینن داریم میریم سوییچا رو برمیدارن سوار ماشین میشن میان
-اوکی
ب سمت ماشین رفتیم
+سوار شو
-جدی قراره بریم؟
+اره دیگه بشین بریم
-مدیسا میگما من جونمو دوس دارم میشه خودم بشینم
+نچ من میخوام تند برم تو تند نمیری
-پس من نمیام
+حامییییی
-باش
بلاخره نشست
#حامی
تا نشستم استارت زد
+امادهای؟
-نه
+اوکی من حرکت میکنم
واقعا ب حرفم توجه نکرد و حرکت کرد
صدای بچه ها میومد ک میگفتن:اویییییییییییی مدیسای ل.ا.ش.ی بدون مااا
تو آینه نگا کردم چندتاشون رفتن تو
-چرا میخندی ازشون
+دارن دنبال نخود سیا میگردن
-چرا نخود سیا؟
+چون کیلیدا تو جیب منه
-جدییییی؟
+اره حالا نگا کن چجوری دعواشون میشه
#مدیسا
گوشیم زنگ خورد مهسا بود
+بلی؟مهسا هرچی میخوای بگی از بقیه فاصله بگیر
ازشون فاصله گرفت
|سوییچ ماشین من دس توعه؟
+سوییچ ماشین تو دس من چیکار میکنه
ی نگا ب حامی کردم باتعجب داشت نگام میکرد
|مدیسا من که میدونم دسته توعه میام کنار ماشین بدش بهم
+هوف باش فقط مال تورو میدم و الان میری بالا زیپ کیفتو باز میکنی مثلا مال تو تو کیفت بود
|مگه مال بقیه هم دس توعه؟
+اره دس منه بیا
#حامی
یکی زد ب شیشه
شیشرو کشیدم پایین
|بده
-چیو؟
+حامی ولش بیا این سوییچ ماشینت میری بالا مثلا از تو کیفت درش میاری
#part64
|اوکی
رفت
#مهسا
رفتم بالا سمت کیفم و سوییچو انداختم توش و دوباره درش اوردم
|آقایون خانوما سوییچ من تو کیفم بود هرکی با من اومده سوارشه غزل و غزاله هم با من بیاید
در ماشینو باز کردم یکی یکی سوار شدن
سارا:من ک میدونم سوییچ تو کیفت نبود کجا بود؟
|نمیتونم بگم
ملیکا:مهسا زودباش بگو
گوشیم زنگ خورد
|بله مدیسا
+باز کن صدارو
صداشو باز کردم
+خب میدونم الان از مهسا پرسیدین سوییچ ماشینش کجا بود و مطمئنین تو کیفش نبوده همهی سوییچا دس منه و فقط مال مهسا رو دادم
مهسا روشن کن بیا پشت سر من
منتظر باشین ببینید چ برنامه ای دارم
#مدیسا
گوشیو قطع کردم
-مدیسا میخوای چیکار کنی؟
+الان مهم نیس من چیکار میخوام کنم تو زنگ بزن جانا بگو بیاد اینجا
-هوففف از دست تو باش
#حامی
~جونم حامی
-جانا بیا پای ماشین کارت دارم
~اوکی
#مدیسا
شیشه رو کشیدم پایین
سر جانا اومد تو
~جونم داداشم پیش یا
-جانا خفه شو من کارت ندارم مدیسا کارت داره
سوییچ ماشینو گرفتم جلوش
+بگیر بزارش تو جیب شلوارت میری میزاریش تو کیف یاسمین میای
بهشم میگی کیفتو چک کن ببین تو کیفت نیس مث سوییچ مهسا
~سوییچ ماشین یاسمین دس تو چیکار میکنه
+همه سوییچا دس منه برو دیگه
شیشه رو کشیدم بالا
-مدیسا میخوای چیکار کنییییی؟
+بهت گفته بودم ک میخوام دعوا راه بندازم
-عامو ول کن
+نچ
زنگ زدم ب آرش
آرش:بله مدیسا
+آرش برو پیش اتشکده وایسا تا من بیام
آرش:اوکی فقط زود بیا
از ماشین پیاده شدم
حامی هم پیاده شد
-مدیسا کجا داری میری؟
+اتشکده،میام
-زود بیا
+باش
ب سمت آتشکده رفتم
آرش:بله مدیسا
سوییچ ماشین سارا رو در اوردم دادم دستش
+اینو بگیر برو بزار تو کیف رضا بهش میگی مال اینا تو کیفشون بوده شاید یکی سوییچارو گذاشته تو کیف راننده ها تو هم برو نگا کن شاید تو کیفته همین برو
آرش:مدیسا میخوای چیکار کنی ما باهم بزرگ شدیم میدونم میخوای ی غلطی کنی
+فوضولی موقوف برو کاری ک گفتمو کن بعدش میفهمی قصدم چی بوده
آرش:از دست تو باش من رفتم ولی من میدونم باتو اگه بخوای کاری کنی
+ک.ص.خ.ل اگه نمیخواستم کاری کنم سوییچارو برمیداشتم؟
آرش:خب نه
+پَ زر نزن
آرش:برو گمشوووو
+آرش میری یا
اجازه نداد ادامه حرفمو بزنم
آرش:میرم ولی بدون حرفمون تموم نشده
+برو
#part65
ب حامی اشاره کردم ک از ماشین پیاده شه
-بله؟
+امادهای؟
-برای؟
+میزنم تو سرتاا
-اره امادم
+اوکی
آرش: رضااا اوی
رضا:ک.ی.ر.خ.ر و رضا چته
ملیکا:قیافه قانونی اخلاق غیرقانونی
رضا:ملیکا خفه شو تا نیومدم
+بسهههههه
آرش:بیا برو کیفتو نگا کن شاید تو کیفت باشه
رضا:من نذاشتمش تو کیفم
؛رضا شاید تو نذاشته باشی ولی شاید مثل مال بقیه تو کیفت باشه
رضا:میرم نگا میکنم اگه نبود من میدونم با شما
آرش:اگه نبود ک ب ما ربطی ندارع ما داریم حدس میزنیم
میلاد:منم میرم نگا کنم ببینم تو کیفم هس یا نه
+توعم برو
میلاد رفت تو
رضا سوییچشو تکون میداد میومد بیرون
رضا:آقایون خانوما این سوییچ من بپرین بالا بریم
میلاد:هویییییی ل.ا.ش.ی.ا بدون ما برین حلالتون نیس
عسل:بود؟
میلاد:نه
آنا:کیف بقیمونو هم بگرد شاید تو کیف بقیه باشه
میلاد:من کیف تورو هم بتونم بگردم کیف بقیه رو ک نمیتونم
+برو بگرد بابا عب نداره
عسل:برو بابا مهم نیس
دوباره رفت تو
#حامی
با صورتی عصبانی اومد بیرون
؛چته تو چرا میخوای پاچه بگیری اگه میخوای بگیری مال آنا هست
میلاد:نگین خفه شو
!میبینی چجوری داره با رفیقت حرف میزنیه نچ نچ نچ
+نازی بمیر
میلاد:شما سه تایی ک سوییچ ماشینتونو پیدا کردین من میدونم یکی از شما سوییچ ماشین منو برداشته من میدونم الکی ک نیس شما ماشین داشته باشین ما نداشته باشیم اونم مایی ک کلن باهم بودیم زودباشین بگین کجا گذاشتینش نگین کیفاتونو میگردم
|برو بگرد مارو از چی میترسونی اونم الانی ک چیزی برا ترسیدن نیس
میلاد:باش میگردم و اگه پیدا کردم تو کیفتون من میدونم باشما
+باش برو بگرد ولی قبلش کیفارو بیارین بیرون بزاریم تو ماشینا اومدیم تمیز کنیم بریم شیراز
آنا:اوکی آرش،اریا،حسین،رضا و میلاد کیفارو بیارین بیرون زود
آریا:آنازی دیواری کوتاه تر از دیوار ما پیدا نکردی
آنا:نه کار کن
آرش:آنی ای توت اونم تا ته
میلاد:برو کمتر گ.و.ه بخور
حسین:ب غذای هم کار نداشته باشین برین
آرش:تو گ.و.ه نخور
+هوییییییییی خفه شین برین
میلاد:من اول از همه کیف مدیسا رو نگا میکنم خیلی مشکوک میزنه
+من ک میدونم هیچی پیدا نمیکنی تو کیف من ولی بگرد مهم نیس
میلاد:باش میگردم
+بگرد
#مدیسا
بلاخره رفتن تو
-ممکنه تو کیفت چیزی پیدا کنن؟
+نه بابا البته اگه اون جیبرو باز نکنن
-مگه چی توشه؟
با خنده گفتم
+لوازم ارایشی
-مسخرههههه
+قربونت
صدای زنگ گوشیم از تو ماشین اومد
+وایسا من برم گوشیمو جواب بدم بیام
-باش
گوشیمو از رو صندلی راننده برداشتم و نگاش کردم همون موقع قطع شد ولی دوباره زنگ خورد
داداش یکی از موکلام بود
-سلام خانم محمدی خوبین
+سلام آقای ساعی مرسی شما خوبین؟جانم؟
-خداروشکر،خانم محمدی این پرونده برادر من ب کجا رسید تا کجا پیش رفت؟
+والا هنوز تا همونجایی پیش رفته ک بهتون گفتم دیگه نتونستم روش کار کنم
-بعد میتونین برا مادرم قرار ملاقات بگیرین هی میگه من حس میکنم حسام روزای اخرشه من باید ببینمش
+چشم آقای ساعی سعی میکنم براتون وقت بگیرم ولی ممکنه الان قبول نکنن
-بخاطر ملاقات قبلی؟؟
+نه ب ملاقات قبلی کاری ندارن من الان تهران نیستم ک حضوری برم باید زنگ بزنم بهشون ممکنه تلفنی قبول نکنن
-یعنی یک درصد احتمال اینکه تلفنی قبول کنن نیس؟
+چرا بعضی وقتا قبول میکنن
-خوبه حداقل ی امید هست ک قبول کنن ببخشید مزاحم شدم
+نه بابا مراحمین منم وظیفمه جوابگوی شما باشم امری نیس؟
-ممنون خدانگهدارتون
+خدانگهدار
گوشیو قطع کردم
میلاد:اویییییی مدیسا این چیه تو کیفتتت
+میلاد ک.ی.ر.خ.ر تو حلقت بابا خفه شو دارم با تلفن حرف میزنم
نیوشا:کی بود؟
+داداش یکی از موکلام
آنا:اوهوک
+خفه
🩶𝓖𝔂𝓪𝓷 𝓶𝓪𝓷💙
درود🐣 میسو هستم بیاید باهم حرف بزنیم و منتظرتونم ساعت ناشناس ساعت 9:15 فعال میشه و تا 2 هست کویر
مبشه آیدی طهورا رو بدیی؟؟؟؟
...............
ایدیشو ندارم پروف چنلو یکی از بچه ها داد ب طهورا
🩶𝓖𝔂𝓪𝓷 𝓶𝓪𝓷💙
درود🐣 میسو هستم بیاید باهم حرف بزنیم و منتظرتونم ساعت ناشناس ساعت 9:15 فعال میشه و تا 2 هست کویر
و اگه گپ داره برای ادیت میخوامم😫🥹
.....................
من نمیدونم والا
هدایت شده از 𝗀𝘦 ˊ𑂘
چالش یه هفته آهنگ 🪷 .
روز اول : آهنگی که وایبتو توصیف میکنه
روز دوم : آهنگی که افسردت میکنه
روز سوم : آهنگی که ازش متنفری چون ..
روز چهارم : آهنگی که میتونی تا ابد گوش کنید
روز پنجم : آهنگی که بهت انگیزه میده
روز ششم : آهنگی که تورو یاد اون اتفاق میندازه
روز هفتم : آهنگی که انگار برای تو ـه
𝗃𝗈𝗂𝗇 𝗍𝗈 𝗀𝖺𝗆𝖾 𝖼𝗁𝖺𝗇𝗇𝖾𝗅