🩶𝓖𝔂𝓪𝓷 𝓶𝓪𝓷💙
🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣 اگه من دیگه پیام ندادم بدونید سارینا منو کشتتتت
سارینا یه خبرم دارم برات
600.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پارتا تا جایی که دارید میبینید اون پایین امادن پس بریم پارت بدیم
#part51
+تا اینجا اوکی چرا چاقو پرت کردی
°نمیدونم چرا ولی یهو تصمیم گرفتم چاقو پرت کنم ک واقعی تر باشه
*حالا تو چرا خودتو انداختی جلو چاقو تهش قرار بود بخوره ب حامی
+ببخشید دیگه ک نزاشتم بخوره ب حامی اول میدونستم الان تو شوکه نمیتونه از خودش دفاع کنه دوم جانا و حامی دس من امانتن
منتظر حرفی از جانب هیچ کدوم نشدم و رفتم داخل
+بچه هااا ی لحظه غزل اینو قطع میکنی
|جون
+خب ی چیزی میخوام بهتون بگم درباره اینایی ک اومده بودن اینجا
اول اکیپ سرهنگ برای تهرانه الان اینجا چیکار میکنه؟صدای پسرایی ک اومده بودن مثلا دزدی خیلی شکل صدای یاسر و نوید بود دخترایی ک همراهشون بودن حرفی نزدن ولی چشاشون مثل یسرا،نیوشا و نیلوفر بود
رفتم ب طرف در
+بیاین تو
+پس همهی اینا نقشه جانا بوده
فقط جانا و حامی ب بچه ها دسترسی داشتن حامی ک تموم مدت پیش من بود پس میمونه جانا و اون بهشون لوک داده
فقط ی چیز دیگه میمونه اکیپ سرهنگو چجوری اوردین اینجا
|جاناااااااااا
غزل:ی سوال نوید و یاسر و یسرا و نیوشا و نیلوفر کین؟
+نیوشا و نوید و نیلوفر دختر خاله ها و پسر خاله ی جانان و یاسر و یسرا دختر دایی و پسر دایی جانان
|جانا اکیپ سرهنگو چجوری اوردین اینو جواب بده کسی جز مدیسا ک ب سرهنگ دسترسی نداشت
~خب ی سری ک ماشینش خراب شده بود من رفتم دنبال مدیسا ک بریم بیرون بعدش سرهنگو دیدم و بعد از اینکه ب بچه ها گفتم رفتم سراغ سرهنگ ی ذره باهاش صحبت کردم ک قبول کرد و اینجوری شد ک الان اینجان
+هوفففف الان من با شما چیکار کنم؟چیزی همراهتون دارین میخواین بمونین؟
*نه بابا ما ک نمیمونیم اینجا اکیپ سرهنگ که پرواز داره سه ساعت دیگه ماهم دیگه میریم باهاشون هتل آخر هفته هم پرواز داریم