پارت_۲۴
میانِ اَشکــــــــــــــــــــــ و آغوشـــــــــــــــــــــــــــــــ
رسیدیم بیمارستان
حامی: ارین زنگ بزن به دخترا بگو نگران نباشن
ارین: چشم
حامی: بی بلا
دست دلبر رو محکم گرفتم و با هم رفتیم نوبت گرفتیم زیاد شلوغ نبود نفر ۴ بودیم.
حامی: ارین مراقب دلبر باش تا من. بیام
ارین: چشم
حامی: رفتم دوتا کیک با دوتا ابمیوه برای دلبر و ارین خریدم اومدم
حامی: بفرمایین اقا ارین خسته شدین خیلی
ارین: نه بابا این چه حرفیه ممنونم
حامی: دلبر جانم بیا عزیزم بخور فشارت بیاد بالا
دلبر: نمیخوام حامی از گلوم بالا نمیره
حامی: 🥺
منشی: اصلانی داخل
حامی: بلندشـو بریم
دکتر: یه سرم ارام بخش براش نوشتم، با یه پماد که تا یه هفته بزنه رو گردنش
دلبر: حامی سرم نه🥺
حامی: دستشو محکم تر فشار دادم گفتم من کنارتم دخترم نترس
دکتر: این کیک و ابمیوه ای که دستتونه همین الان بهش بدین بخوره
حامی: بله چشم خیلی ممنون خدانگهدار
دکتر: اقا حامی یه عکسمون نشه؟
حامی: حتما، فقط لطفا به کسی چیزی نگین که من با این دختر بودم
دکتر: چشم
عکسو گرفتن
حامی: بخواب روی این تخت پمادهات با سرمت گرفتم برم پرستار صدا کنم بیام.
دلبر: باشه
حامی: ببخشیدخانم، خواستم سرم همسرم بزنین
پرستار: اومدم
حامی: رفتم پیش دلبر پرستارم اومد
دلبر: حامی من می ترسم
حامی: دستتو بده به من هرموقع دردت گرفت دستم فشار بده اگه هم خواستی گریه کنی اشکال نداره
دلبر: مرسی که هستی
حامی: مرسی از تو
سرمش رو زد دردش گرفت دستمو سفت فشار داد منم محکم تر گرفتم
پرستار: هرموقع تموم شد بهم بگین
حامی: باشه ممنون
کیک رو باز کردم آبمیوه هم همینطور
دلبر: حامی من نمیخوام😭
حامی: نمیخواد خودت بخوری خودم میزارم دهنت ابمیوه هم بهت میدم
دلبر: مگه بچم؟
حامی: واسه من اره دهنتو باز کن...
بهش دادم خورد سرشو ب*و*س کردم کلی با هم مسخره بازی دراوردیم و میخندید همونطور که میخواستم
حامی: قربونت خندت برم بچه✨
(خدانکنه عه)
دلبر: 😂😂
خدانتنه بابایی(بچگونه)
حامی: برم پرستار صدا کنم
دلبر: باشه
حامی: سرمش رو در اورد خودم کفش دلبر و پوشوندم دوباره نذاشتم راه بیاد. ب*غلش کردم و بردمش تو ماشین.
دلبر: مرسی که اینقدر هوامو داری
حامی: وظیفه قلبم
دلبر: قربونت برم برو جلو پیش ارین زشته.
حامی: پس تو باید رو صندلی عقب بخوابی
دلبر: چشم
سوار شدیم ارین گفت بریم خونه ما بعد هر کس هرجایی خواست بره. ما هم قبول کردیم
حامی: ارین داداش امروز خیلی خسته شدی ببخشید
ارین: قربونت برم این چه حرفیه دلبرخانمم مثل آریانا خواهرمه
حامی: رسیدیم. عقب رو نگاه کردم دلبر خواب بود موهاشم روی صورتش ریخته بودن. دلم نیومد بیدارش کنم ب*غ*لش کردم رفتیم داخل به دخترا اشاره کردم که ساکت و گذاشتمش روی یه تخت دو نفره توی اتاق ارین
ارین: داداش نمیایی بیرون؟
حامی: نه میخوام پیشش باشم✨
ارین: باشه داداش
ادامه در پارت بعد...
#مالک_حامی
Don't copy ❌
@haamimpashmak
منـــــجـــــی🤍🕊
پارت_۲۴ میانِ اَشکــــــــــــــــــــــ و آغوشـــــــــــــــــــــــــــــــ رسیدیم
گمش نکنین همین الان گذاشتم
𝓭𝓪𝓼𝓽 𝓶𝓪𝓷 𝓷𝓪𝓫𝓸𝓭 𝓴𝓮 𝓭𝓮𝓵𝓪𝓶𝓸 𝓫𝓪𝓴𝓱𝓽𝓪𝓶 𝓫𝓮𝓱𝓮𝓽 𝓼𝓮𝓭𝓪𝓽, 𝓬𝓱𝓮𝓼𝓱𝓪𝓽, 𝓷𝓮𝓰𝓪𝓽 𝓭𝓮𝓵𝓪𝓶𝓸 𝓱𝓪𝓵𝓲 𝓫𝓮 𝓱𝓪𝓵𝓲 𝓴𝓪𝓻𝓭...)
دَسـت مَـن نَبـود کِـه دِلَمـو باختَـم بـهت
صِدات, چِشـات, نِگات دِلَمـو حالی
بِـه حالی کَـرد
✨🤍✨🤍✨🤍✨🤍✨🤍✨🤍
#مالک_حامی
لینک چنلمون؟ @haamimpashmak
copy? ❌
just forward✅