eitaa logo
منـــــجـــــی🤍🕊
361 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
2.9هزار ویدیو
1 فایل
بـ♡ـــܘ نߺــــߊ‌ܩܢ حـߊ‌ܩـܨ زنߺܥ‌‌ܭَیـ🤍 ܢܚ݅ـــܝ‌وܫ ܩیܭنߺیܩـ✿ ܢܚ݅ܝ‌وܫܨ بــی ܝ݆ߺߊ‌یߊ‌نـــ∞ از ܣܩܘ بـیܢܚ݅ــࡅ߳ܝ‌ ࡅ߳ـو ިو ܩیܟܿوߊ‌ܩࡅ߳ـــ🕊 ♬HAAMIM♬ ܣܝ‌ܢܚ݅ܢ̣ـــ ܣܩیـــܔ ܩوقــܫ ܭܣـ ܩیܢܚ݅ــܘ ܥ‌‌ܠܙ ܩܔ ܝ݆ߺیܚ݅ܓ ࡅ߳ـوܫـܣ00:00🪽 کد:۳۵۴ فندوم حامیان حامی
مشاهده در ایتا
دانلود
یه کم دیگه طولانیش کنم بفرستم واستون✨
پارت_۲۶ میانِ اَشکــــــــــــــــــــــ و آغوشـــــــــــــــــــــــــــــــ 🫂 حامی به دلبر نزدیک شد و کارشون رو انجام دادند همه شروع کردن جیغ کشیدن و دست زدن. حامی از دلبر جدا شد مهرسا: چرا جدا شدی هنوز ۲ دیقه هم نشده گفتم یه ربع دلبرلپاش از خجالت سرخ شده بود و هیچی نمیگفت حامی هم از خجالت آب شده بود حامی: بس کن دیگه مهرسا 😊🔪همین که انجام دادم برو سرتو بگیر بالا مهرسا: بخدا اگه بزارم از این خونه پاتو بزاری بیرون😡 ادامه بازی... مهرسا بطری رو چرخوند مهرسا: دلبر از حامیم دلبر: قبل از من کسی رو داشتی فقط بگو اره یا نه؟ حامی: ا. ا. ره(با لکنت و لرزش) دلبر: اها. مهرسا بچرخون (ناراحت) مهرسا: این دفه حامی از دلبر حامی: راستشو بگو ناراحت شدی؟ دلبر: نه نه(سرد) حامی: ولی من اینطور فکر نمیکنم(با خودش) مهرسا: پاشین بریم دیگه ارین: امشب اینجا بخوابین اتاق زیاد داره حامی: نه داداش به اندازه کافی خسته شدی صبح هم باید بریم دانشگاه رفع زحمت میکنیم دیگه (بلند شدند) آرین: نه دیگه بمونین اریانا کلی لباس داره میده به دخترا منم به تو. آریانا: راست میگه دیگه بمونین تولوقوداااااااا🥺🥺🥺😭😭😭 مهرسا: من که میمونم دلوین: حداقل یه ذره تعارف میکردی حامی: دلبرم تو چی میگی دلبر: هرچی تو بگی(سرد) از زبون حامی از اون موقعی که بهش گفتم با یکی تو رابطه بودم خیلی باهام سرد شده دلوین: بمونیم؟ ارین: اره حامی: دلبرکم بمونیم یا بریم دلبر: اگه بقیه میمونن ما هم بمونیم(سرد و اروم) حامی: چشم. پس ما هم بمونیم (نویسنده: بی بلا پسرم✨) ارین: من و مهرسا با هم،دلوین اریانا با هم، حامی و دلبرم با هم موافقین؟ اریانا: نه ارین: یعنی چی که میخوای با دختر نا محرم تو یه اتاق بخوابی مهرسا: گیر نده دیگه یه خوابه اریانا: باشه میسی خانم باشه اقا ارین گهلم(قهرم) 😒 ارین: 🤣🤣🤣 یکی یه اتاق بردارین اینجا ۴ تا اتاق داره تازه یکی هم اضافه میاد همه: ممنون ارین: تازه پولم میگیرم همه: 🤣🤣🤣 دلوین: بریم دیگه بخوابیم. بیا بریم اریا(منظورش اریاناعه بهش میگن اریا) 🥱 از زبون حامی: همه شب بخیر گفتن رفتن خوابیدن به دلبر گفته بودم بریم اتاقی که پنجره اش رو به حیاط باشه چون درخت و چیز خیلی داشت و با صفا بود ولی وقتی رفتم داخل اتاق دیدم نیست و رفته توی ی اتاق دیگه که فرش و هیچی نداره بدون پتو و موتک(متکا) دراز کشیده روشو کرده به دیوار داره گریه میکنه... (بچه ها همه تو اتاقشون خواب بودن) حامی: دلبرکم؟ دلبر: سریع اشکامو پاک کردم بله؟ 🥺 حامی: بله؟ مگه همیشه نمیگفتی جانم🥺 دلبر: حامی ول کن حوصله ندارم حامی: دخترم به خاطر حرف بابایی ناراحته؟ دلبر: نه بلند شدم نشستم حامی: پس به خاطر چی ناراحته؟ دلبر: سرمو انداختم پایین و گریه کردم هق هق(یعنی داره گریه میکنه) حامی: زیر چونشو گرفتم صورتشو اوردم بالا حامی: به من نگاه کن ببینم. دلبر: 🥺 حامی: بلند شو دلبر: بلند شدم اونم همینطور دستمو محکم گرفت بردم تو اتاقی که خودش گفته بود و از در اونجا رفتیم تو حیاط میز و صندلی داشت نشستیم حامی: ببین دخترم اگه به خاطر رابطه ی قبلی منه بزار برات تعریف کنم.حدود ۴ سال پیش دختر خالم که اسمش لیانا بود اومد گفت بهم حس پیدا کرده ولی من هیچ احساسی بهش نداشتم. بعد باهاش رفتم تو رابطه گفتم شاید نظرم عوض بشه. ما حدود ۱ سالی با هم بودیم ولی بعد فهمیدم که با یه پسر دیگه تو رابطه اس منم کلا باهاش قطع ارتباط کردم و قسم خوردم دیگه به هیچ دختری اعتماد میکنم. دلبر: یعنی الان به من اعتماد نداری حامی: چرا عزیزم. از همون اول که تو رو دیدم فرق میکردی اینو فهمیدم... @haamimpashmak Don'tcopy❌
توی پارت های بعدی قراره یه اتفاقایی بیفته😝😝😝
سِوُمین سآلگَردِ اَوَلین کُنسِرتِ آقای صاَلِــ♡ـــــحی مُبارَکــــــــ🥺🫀✨🤍
مبارک هممون باشــــــــــــــــهههههههه🥺❤️❤️❤️❤️
آقای صالحی جونم🤍✨ الان دقیقا ۷۳ روزی میشه که من ازت خبر ندارم🥺 نه تنها من بلکه همه ی فن هات🦋💙 خیلی دلم برات تنگ شده😭 همه ترسم این بود نباشی بشم تنها با خاطراتت😔مث اینکه الان باید خاطراتم با تو رو هر شب مرور کنم🥀 چرا پیدات نیست که کنسرت بزاری؟ 🥺 چرا پیدات نیست استوری بزاری؟ 😭 چرا پیدات نیست که بهت بگیم حامیم و تو بگی جونِ دلم؟ 😢 چرا پیدات نیست که ماشالا ماشالا بهت بگیم و دعوامون کنی؟ 😞 چرا پیدات نیست که بگی میشه شمارمو بگیری؟ 😣 چرا پیدات نیست که برات کامنت بزارم؟ 😩 چرا پیدات نیست؟ همه ی فن پیجا نگرانتن، دلتنگتن😖 حامیم زندگی بدون تو حال نمیده ها💔 حامیمَم💛ستاره ی شب هام⭐️پشت کدوم ابری؟😭 آخه تو که نمیدونی چند وقته که تنگه دلمو زندگیم لنگه دلمو هیچی به جز دیدن تو خوب نمیکنه🙂 آخه تو که نمیدونی هنوزم به فکر تو شبا میره خوابم😫 آخه تو که نمیدونی هرشب همین موقع00:00 که میشه دل من پیش توعه🤒 آخه تو که نمیدونی دلم برای صدات، چشات، نگات یه ذره شده😭 البته دیگه دلی نمونده که برات تنگ بشه🥺 حامیم جانم,رز سفید من، دلیل خنده هام، دلیل زنده بودنم، قلب من،ماه شب تارم... 🌑✨ اینو بدون من واسه دیدنت حاضرم تموم شهرو بیام پیاده زیر پام بزارم🙂❤️ من هیچوقت ازت خسته نمیشم و عاشق تر از پیشم🤍✨ قربونت برم خیــــــــــــــلی مراقب خودت باشیا🌷 راستی سومین سالگرد برگزاری اولین کنسرتت مبارک فرفری من🤍✨ از طرف ممبرای چنل حامیم پشمک/مالک حامی(یاسمین)/اد ماه/ فندوم های همیشه موندگارت🫶 چنل ☁️🌈𝒑𝒂𝒔𝒉𝒎𝒂𝒌𝒆 𝒇𝒆𝒓𝒇𝒆𝒓𝒊|ܢ݆ߺܢܚ݅ܩܭ ܦ‌ܝ‌ܦ‌ܝ‌ܨ🌈☁️ @haamimpashmak اصکی؟!فوروارد قشنگتره✅😉
منـــــجـــــی🤍🕊
آقای صالحی جونم🤍✨ الان دقیقا ۷۳ روزی میشه که من ازت خبر ندارم🥺 نه تنها من بلکه همه ی فن هات🦋💙 خیل
اینم یه تبریک ویژه برای اقای صالحی🙂🫀 فقط و فقط فوروارد اگر هم میخوای کپی کنی حتما با ذکر منبع باشه در غیر این صورت چنلت🐘 میشه و اکانتت ر*یپ
بچه ها ناشناس خیلیا گفته بودن پارت بزار. شاتشو براتون نمیزارم چون پیام ها زیاده برم پارت بنویسم بیام... ✨🤍
در حال نوشتن پارت...
پارت۲۷ میانِ اَشکــــــــــــــــــــــ و آغوشـــــــــــــــــــــــــــــــ 🫂 دلبر: یهو پریدم بغ***لش و دل سیر گریه کردم. حامی: دخترم نمیدونستم اینقدر ناراحتت میکنم ببخشید 😔 (نویسنده: فداسرت قربونت برم) دلبر: نه به خاطر تو نیست اشتباه نکن حامی: پس به خاطر چیه؟ دلبر: تو به خاطر من خیلی تو دردسر افتادی و خیلی سختی کشیدی. با خجالت از بغ***لش اومدم بیرون و سرمو انداختم پایین و گفتم: ببخشید(با گریه) حامی: بغ***لش کردم گذاشتمش روی پام ب*و*س*ه ای روی سرش کاشتم و گفتم حامی: فداتشم اینو بدون که من هرکاری برای بودنت میکنمو نمیذارم دست هیچ احدی بهت برسه کوچولو(خدانکنه) دلبر: قول میدی بابایی؟(انگشتشو اورد جلو حامی: انگشتشو گرفتم، قول میدم دخترکم دلبرکم دلبر: دستمو بردم زیر موهاش و گفتم دلبر: گودی گودی فرفری جوجو🥺 حامی: دلبر۲۸ سالمه بعد بهم میگی جوجو؟ دلبر: برای من و فنات جوجویی😂(با خنده) حامی: عجبا دلبر: خیلی خوابم میاد حامی: دستش گرفتم، بریم بخوابیم بح شد... چشام خشک شد✨🤍 حامی: دلبرکم بیدار شو دانشگاه دیر نشه دلبر: بیدارم صبحونه خوردن لباسشون رو پوشیدن اریانا و مهرسا که با هم دانشگاه عکاسی داشتن حامی و دلبر و ادرینا که دانشگاه موسیقی ارین و دلوین هم که هرکدومشون جدا رفتن سرکارشون(برنامه نویسی کامپیوتر) دلبر: ادرینا از سفر برگشته حامی: واقعا؟ چه خوب بریم دنبالش؟ دلبر: نه با ماشینش میاد حامی: خب پس بیا بریم رسیدن دانشگاه نشستن سر جاشون که ادرینا اومد. ادرینا: سلام خره دلبر: سلام ببعیییییی همو بغل کردن دلبر: دلم برات تنگ شده بود ادرینا: منم نگاهم به حامی افتاد ادرینا: ح. حامی؟! 😳 حامی: سلام ادرینا: علیک. تو اینجا چیکار میکنی؟ حامی: دانشگاهم اینجاست ادرینا: واییی خر ذوق🥺 حامی و دلبر: 🤣🤣🤣🤣🤣 بابایی(همون استاده که رو دلبر ک*ر*ا*ش*ه): سلام به همه. هر جلسه از این به بعد یه نفر میاد حضور غیاب میکنه. امروز اول دلبر میاد. حامی: خانم اصلانی منظورتونه دیگه؟!(جدی) بابایی: یادم رفت صاحب داره. خانم اصلانی بیا دلبر: این جلسه یه نفر دیگه رو صدا بزنین بابایی: نمیشه خانم یا میایی یا نمره منفی یکیشو انتخاب کن. دلبر: به حامی نگاه کردم لب زد گفت برو چیزی نمیشه بابایی: بفرمایین خودکار برای ثبت حاضری دلبر: کل خودکار رو با دستش گرفته بود قشنگ مشخص بود که میخواست دستش بخوره به دستم به خاطر همین از داخل جیبم یه خودکار در اوردم و گفتم: دلبر: لازم نیست خودم دارم حامی: افرین دخترم(اروم) ادرینا: اتیش پاره ایه واسه خودش هیچکس از پسش بر نمیاد عاشق این ویژگیشم😈 حامی: باهوشه دخترم چی فکر کردی😂 بابایی: ساکت حامی و ادرینا اروم خندیدن و دلبر اومد نشست سر جاش کلاس تموم شد حامی: بچه ها بشینین من الان میام رفتم دفتر مجوز گرفتم و اومدم دلبر: کجا رفتی؟ حامی: بعدا میفهمی ادرینا: من برم راحت باشین؟ حامی: نه بشین شما هم میفهمی دلبر: حامی امروز تولد سانازه ها حامی: برو عزیزم ادرینا: عه اره به منم گفت تولدشه منم میام دلبر: خوبه. بعد از دانشگاه رفتیم خونه یه دوش گرفتم. لباسم پوشیدم یکم بالاش لخت بود حامی: بابایی اینطوری که نمیخوایی بری؟ دلبر: اخه فقط دختریم حامی: باشه عزیزم آماده شو خودم میرسونمت دلبر: امادم نیم ساعت دیگه راه بیفتیم که ارایشمم تموم شه حامی: چشم نیم ساعت بعد... حامی: دخ... دلبر: حامی چیشد😳 حامی: خیلی خوشکل شدی بیا ب*غ*ل*م دلبر: پریدم ب*غ*لش و راه افتادیم ادامه در پارت بعد Don't copy ❌ @haamimpashmak