eitaa logo
منـــــجـــــی🤍🕊نفور
361 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
2.9هزار ویدیو
1 فایل
بـ♡ـــܘ نߺــــߊ‌ܩܢ حـߊ‌ܩـܨ زنߺܥ‌‌ܭَیـ🤍 ܢܚ݅ـــܝ‌وܫ ܩیܭنߺیܩـ✿ ܢܚ݅ܝ‌وܫܨ بــی ܝ݆ߺߊ‌یߊ‌نـــ∞ از ܣܩܘ بـیܢܚ݅ــࡅ߳ܝ‌ ࡅ߳ـو ިو ܩیܟܿوߊ‌ܩࡅ߳ـــ🕊 ♬HAAMIM♬ ܣܝ‌ܢܚ݅ܢ̣ـــ ܣܩیـــܔ ܩوقــܫ ܭܣـ ܩیܢܚ݅ــܘ ܥ‌‌ܠܙ ܩܔ ܝ݆ߺیܚ݅ܓ ࡅ߳ـوܫـܣ00:00🪽 کد:۳۵۴ فندوم حامیان حامی
مشاهده در ایتا
دانلود
مبارک هممون باشــــــــــــــــهههههههه🥺❤️❤️❤️❤️
آقای صالحی جونم🤍✨ الان دقیقا ۷۳ روزی میشه که من ازت خبر ندارم🥺 نه تنها من بلکه همه ی فن هات🦋💙 خیلی دلم برات تنگ شده😭 همه ترسم این بود نباشی بشم تنها با خاطراتت😔مث اینکه الان باید خاطراتم با تو رو هر شب مرور کنم🥀 چرا پیدات نیست که کنسرت بزاری؟ 🥺 چرا پیدات نیست استوری بزاری؟ 😭 چرا پیدات نیست که بهت بگیم حامیم و تو بگی جونِ دلم؟ 😢 چرا پیدات نیست که ماشالا ماشالا بهت بگیم و دعوامون کنی؟ 😞 چرا پیدات نیست که بگی میشه شمارمو بگیری؟ 😣 چرا پیدات نیست که برات کامنت بزارم؟ 😩 چرا پیدات نیست؟ همه ی فن پیجا نگرانتن، دلتنگتن😖 حامیم زندگی بدون تو حال نمیده ها💔 حامیمَم💛ستاره ی شب هام⭐️پشت کدوم ابری؟😭 آخه تو که نمیدونی چند وقته که تنگه دلمو زندگیم لنگه دلمو هیچی به جز دیدن تو خوب نمیکنه🙂 آخه تو که نمیدونی هنوزم به فکر تو شبا میره خوابم😫 آخه تو که نمیدونی هرشب همین موقع00:00 که میشه دل من پیش توعه🤒 آخه تو که نمیدونی دلم برای صدات، چشات، نگات یه ذره شده😭 البته دیگه دلی نمونده که برات تنگ بشه🥺 حامیم جانم,رز سفید من، دلیل خنده هام، دلیل زنده بودنم، قلب من،ماه شب تارم... 🌑✨ اینو بدون من واسه دیدنت حاضرم تموم شهرو بیام پیاده زیر پام بزارم🙂❤️ من هیچوقت ازت خسته نمیشم و عاشق تر از پیشم🤍✨ قربونت برم خیــــــــــــــلی مراقب خودت باشیا🌷 راستی سومین سالگرد برگزاری اولین کنسرتت مبارک فرفری من🤍✨ از طرف ممبرای چنل حامیم پشمک/مالک حامی(یاسمین)/اد ماه/ فندوم های همیشه موندگارت🫶 چنل ☁️🌈𝒑𝒂𝒔𝒉𝒎𝒂𝒌𝒆 𝒇𝒆𝒓𝒇𝒆𝒓𝒊|ܢ݆ߺܢܚ݅ܩܭ ܦ‌ܝ‌ܦ‌ܝ‌ܨ🌈☁️ @haamimpashmak اصکی؟!فوروارد قشنگتره✅😉
منـــــجـــــی🤍🕊نفور
آقای صالحی جونم🤍✨ الان دقیقا ۷۳ روزی میشه که من ازت خبر ندارم🥺 نه تنها من بلکه همه ی فن هات🦋💙 خیل
اینم یه تبریک ویژه برای اقای صالحی🙂🫀 فقط و فقط فوروارد اگر هم میخوای کپی کنی حتما با ذکر منبع باشه در غیر این صورت چنلت🐘 میشه و اکانتت ر*یپ
بچه ها ناشناس خیلیا گفته بودن پارت بزار. شاتشو براتون نمیزارم چون پیام ها زیاده برم پارت بنویسم بیام... ✨🤍
در حال نوشتن پارت...
پارت۲۷ میانِ اَشکــــــــــــــــــــــ و آغوشـــــــــــــــــــــــــــــــ 🫂 دلبر: یهو پریدم بغ***لش و دل سیر گریه کردم. حامی: دخترم نمیدونستم اینقدر ناراحتت میکنم ببخشید 😔 (نویسنده: فداسرت قربونت برم) دلبر: نه به خاطر تو نیست اشتباه نکن حامی: پس به خاطر چیه؟ دلبر: تو به خاطر من خیلی تو دردسر افتادی و خیلی سختی کشیدی. با خجالت از بغ***لش اومدم بیرون و سرمو انداختم پایین و گفتم: ببخشید(با گریه) حامی: بغ***لش کردم گذاشتمش روی پام ب*و*س*ه ای روی سرش کاشتم و گفتم حامی: فداتشم اینو بدون که من هرکاری برای بودنت میکنمو نمیذارم دست هیچ احدی بهت برسه کوچولو(خدانکنه) دلبر: قول میدی بابایی؟(انگشتشو اورد جلو حامی: انگشتشو گرفتم، قول میدم دخترکم دلبرکم دلبر: دستمو بردم زیر موهاش و گفتم دلبر: گودی گودی فرفری جوجو🥺 حامی: دلبر۲۸ سالمه بعد بهم میگی جوجو؟ دلبر: برای من و فنات جوجویی😂(با خنده) حامی: عجبا دلبر: خیلی خوابم میاد حامی: دستش گرفتم، بریم بخوابیم بح شد... چشام خشک شد✨🤍 حامی: دلبرکم بیدار شو دانشگاه دیر نشه دلبر: بیدارم صبحونه خوردن لباسشون رو پوشیدن اریانا و مهرسا که با هم دانشگاه عکاسی داشتن حامی و دلبر و ادرینا که دانشگاه موسیقی ارین و دلوین هم که هرکدومشون جدا رفتن سرکارشون(برنامه نویسی کامپیوتر) دلبر: ادرینا از سفر برگشته حامی: واقعا؟ چه خوب بریم دنبالش؟ دلبر: نه با ماشینش میاد حامی: خب پس بیا بریم رسیدن دانشگاه نشستن سر جاشون که ادرینا اومد. ادرینا: سلام خره دلبر: سلام ببعیییییی همو بغل کردن دلبر: دلم برات تنگ شده بود ادرینا: منم نگاهم به حامی افتاد ادرینا: ح. حامی؟! 😳 حامی: سلام ادرینا: علیک. تو اینجا چیکار میکنی؟ حامی: دانشگاهم اینجاست ادرینا: واییی خر ذوق🥺 حامی و دلبر: 🤣🤣🤣🤣🤣 بابایی(همون استاده که رو دلبر ک*ر*ا*ش*ه): سلام به همه. هر جلسه از این به بعد یه نفر میاد حضور غیاب میکنه. امروز اول دلبر میاد. حامی: خانم اصلانی منظورتونه دیگه؟!(جدی) بابایی: یادم رفت صاحب داره. خانم اصلانی بیا دلبر: این جلسه یه نفر دیگه رو صدا بزنین بابایی: نمیشه خانم یا میایی یا نمره منفی یکیشو انتخاب کن. دلبر: به حامی نگاه کردم لب زد گفت برو چیزی نمیشه بابایی: بفرمایین خودکار برای ثبت حاضری دلبر: کل خودکار رو با دستش گرفته بود قشنگ مشخص بود که میخواست دستش بخوره به دستم به خاطر همین از داخل جیبم یه خودکار در اوردم و گفتم: دلبر: لازم نیست خودم دارم حامی: افرین دخترم(اروم) ادرینا: اتیش پاره ایه واسه خودش هیچکس از پسش بر نمیاد عاشق این ویژگیشم😈 حامی: باهوشه دخترم چی فکر کردی😂 بابایی: ساکت حامی و ادرینا اروم خندیدن و دلبر اومد نشست سر جاش کلاس تموم شد حامی: بچه ها بشینین من الان میام رفتم دفتر مجوز گرفتم و اومدم دلبر: کجا رفتی؟ حامی: بعدا میفهمی ادرینا: من برم راحت باشین؟ حامی: نه بشین شما هم میفهمی دلبر: حامی امروز تولد سانازه ها حامی: برو عزیزم ادرینا: عه اره به منم گفت تولدشه منم میام دلبر: خوبه. بعد از دانشگاه رفتیم خونه یه دوش گرفتم. لباسم پوشیدم یکم بالاش لخت بود حامی: بابایی اینطوری که نمیخوایی بری؟ دلبر: اخه فقط دختریم حامی: باشه عزیزم آماده شو خودم میرسونمت دلبر: امادم نیم ساعت دیگه راه بیفتیم که ارایشمم تموم شه حامی: چشم نیم ساعت بعد... حامی: دخ... دلبر: حامی چیشد😳 حامی: خیلی خوشکل شدی بیا ب*غ*ل*م دلبر: پریدم ب*غ*لش و راه افتادیم ادامه در پارت بعد Don't copy ❌ @haamimpashmak
به عنوان فعالیت بعدی پارت بدم یا فیلم بزارم؟ ناشناس بگین با نظراتتون در مورد این پارت🥺
زبان دارم بعدش براتون پارت و ویدیو میزارم
مثل اینکه مجوز چندتا شهرستان برای حامیم صادر شده: 1_شیراز 2_ساری 3_اهواز 4_بجنورد 5_تبریز 6_یزد 6_آبادان 8_قزوین 9_رشت فقط فوروارد @haamimpashmak